هر آنچه دوست داشتم، برای من نماند و رفت
امید آخرین اگر تویی برای من بمان. :)
تو اما هیچوقت فراموش نکن؛
روزی که افتاده باشی
از زمین بلندت می کنم
اگر هم نتوانم
کنارت دراز می کشم .
*فقط اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد*
زیرخاک پر از آدماییه که یه شب با دلتنگی
خوابیدن و دیگه بیدار نشدن!
به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی
به چه دلخوش کرده ای ، تکاندن برف از شانهی آدم برفی!
واقعا چجوری میگین بهش فکر نکن؟!
آدم وقتی جاییش درد میکنه
میتونه بهش فکر نکنه؟
من بند بند وجودم براش درد میکنه .