دوست داشتن واقعا چیز عجیبیه، به یکی اختیار اینو میدی که تا حد مرگ خوشحال یا ناراحتت کنه .
سِباسْتین
مابین چندین میلیون آدم، مثل این بود که در قایق شکستهای نشستهام و در میان دریا گم شدهام. حس میکردم که مرا با افتضاح، از جامعهی آدمها بیرون کردهاند. میدیدم که برای زندگی درست نشده بودم.
کل عمر انگار فقط یک تکه چوب کوچک و بی ارزش بود که مدام سعی میکرد یک ارّه را ببُرد.
شمارموداریپسزنگبزناگهبودکاری
ماکهباهمدیگهتعارفنداریم،داریم؟نه
خوبیُخوبنیستم،بیاتادورشیمپس
ازقدیمکهگفتندوریتوشدوستیهست.