دلم برای تجربه کردن احساسات عمیق خوب تنگ شده، مدتهاست که دیگه چیزی و اونقدر عمیق و واقعی احساس نمیکنم؛
از يک جايی به بعد آنچه تو را غمگين می كند چيزهايي نيست كه شنيده ای. آن بخشي است كه باور كردی. آن بخشی است که در دلت نشانده ای.
کلروزوتویهپروتمتادوبارهشبکهمیشمبیهوش
دستکسینیستقلقاینآدمبدقلق
بعضیوقتادلممیخوادهمهچییادمبرهچون..
بعضی از ارتباطا خیلی عجیبن. یدفعه شروع میشن، اوج میگیرین و یهو به خودت میای و میبینی خیلیوقته هیچ خبری از هم ندارین، خیلی وقته که به اتمام رسیدن. و این سرعت نزدیکی و دوری توش به طرز حیرت آوری عجیبه.