بعضی از ارتباطا خیلی عجیبن. یدفعه شروع میشن، اوج میگیرین و یهو به خودت میای و میبینی خیلیوقته هیچ خبری از هم ندارین، خیلی وقته که به اتمام رسیدن. و این سرعت نزدیکی و دوری توش به طرز حیرت آوری عجیبه.
یه دیالوگ مودی تو سریال Peaky Blinders هستش که میگه : خیلی از آدم ها تو زندگیشون یه نقطه تاریک درد دارن که بعد از اون دیگه اون آدم سابق نشدن، از يه جايى به بعد احساسشون يخ میزنه، ديگه دردى حس نمیكنن و هيچ كس هم نمیتونه يخ احساسشون رو باز كنه، و اين خودش از هر دردى دردتره .
یه روز گوشیتو میندازی یه کنار،استوری ها رو نمی بینی، دیر جواب میدی، نوتیف ها رو خاموش می کنی، چت ها رو باز نمی کنی، توی هر گروهی که هستی دیگه چیزی نمی نویسی، و میفهمی همه این چیزا الکی بوده.
زور اضافه میزدی تا با آدمهای بیشتری در ارتباط باشی و میخواستی همه رو راضی نگه داری و بعدش یادت میوفته توی همه ی اون مدت داشتی خودتو به خاطر بقیه از دست میدادی .
یه قانونی هست که میگه:
گاهی هر چقدر برای چیزی بیشتر پافشاری کنید و بیشتر سمتش برید و درگیریش بشید اون بیشتر ازتون دور میشه.
پس رها کن بره شاید رسیدن در رها کردن باشه؛
به قول نادر ابراهیمی که میگه: "بگذار آنچه از دست رفتنی است، از دست بِرود.
وگرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.”
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
خداحافظهمیشهزخمبازِمن..
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچیگفتمتهشدیدیهمونه؟..