با این دنیایی که ما داریم نمیشه دنیایی غیر از همین که هست ساخت.
"خداحافظ گاری کوپر"
برایش نوشتم:
همیشه در عشق سرگردان بودی. مثل روزهای آخر اسفند که نه زمستان قبولش میکرد و نه معشوقه بهار بود.
| kieslowski |
هدایت شده از "𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
درختش را گم کرده بود
جنگل ، بعد از مه صبحگاهی ؛
اگر روزی از من دربارهی تو بپرسند
کوتاه میگویم:
"در اوج نا امیدی، او تنها امیدم بود."
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
و آغوشت تنها جایی است که غمهایم مسیرشان را نمیدانند.
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
و من دریافتهام وقتی کسی تو را دوست دارد ، نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.