فراموش نکنید که از شب نمیشود فرار کرد، شاید بخواهید بدوید اما شب از شما تندتر میدود. شما عرق میکنید و قلبتان به تپش میافتد و میایستید، آنگاه شب شما را در آغوش میگیرد.
میل به فرار کردن همیشه در وجودم بود؛ از این زندگی گریختن و پناه بردن به جایی که هیچ آدمی، هیچ انتظاری، هیچ غصهای و هیچ شادیای وجود ندارد.
بده چشماتو به من با همهی حادثه هاش ،
حتی اگه ابری بشن مالِ منه صاعقه هاش ...!