یک مرحله از زندگی هم وجود داره
که بهش میگن "بیتفاوتی ناشی از صبر بیش از حد" که دیگه مثل گذشته برای نبودنها بیقراری نمیکنی و قبول کردی کاری از دستت برنمیاد.
افسردگی بهایی است که آدمها برای شناخت خود میپردازند، هرچه عمیقتر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری.
وقتی نیچه گریست _ اروین د یالوم
زمانِ حال چیز خنده دارى است؛ اصولا نمىتواند وجود داشته باشد. به مجرد اینکه از آن آگاه مىشویم، سپرى مىشود و دیگر حال نیست. این طورى ما مدام در گذشته زندگى به سر مىبریم، حتى هنگامى که در حال رویاپردازى دربارهى آینده هستیم.
" کالم مک کان"
نه میتوانیم بمیریم ، نه میتوانیم زندگی کنیم ، نه ميتوانیم همدیگر را ببینیم ، نه میتوانیم همدیگر را ترک کنیم .
به تنگنایِ عجیبی افتادهایم .
"ژان پل ساتر"