از یه درونگرا پرسیدند دوست داشتن چیه ، گفت:
من لابه لای تنهایی هام تورو جا دادم، اینکه یه نفر همه عمرشو تنها بوده ولی تنهاییش رو الان داره باتو تقسیم میکنه کم نیست، منی که به تنهایی عادت کردم و باهاش خو گرفتم، اونقد تورو دوست داشتم که بخاطرت حاضر شدم حصار دورمو بشکونم و تورو وارد خونه امنم بکنم، پس دیگه فکر نکن ارزشی نداری.
چه بسیار چیزهای تلخی که در جهان به پایان میرسند و در انسان ادامه مییابند؛ چه بسیار شادیهایی که حتی پیش از آنکه شروع شوند، در انسان به پایان رسیدهاند.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
و آغوشت تنها جاییست که غمهایم مسیرشان را نمیدانند.
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
مُردهها بیشتر از زندهها گل دریافت میکنند، چون افسوس قویتر از قدرشناسی است.
- آنه فرانک.
اما چشمهایت ، قشنگاند
دیوانهاند، وحشیاند، مثل حیوانی
که از جنگلی آتشگرفته
زده باشد بیرون.
-چارلز بوکوفسکی
مگذار دیگران نام تو را بِدانند.
همین زلالِ بیکران چشمانَت، برای پِچپِچ هزار سالهی آنان کافیست.
- احمدِ شاملو
هیچ چیزی، شبیه چیز دیگری نیست و هیچ کسی جای خالیِ کسی دیگر را جُبران نمیکند، چیزهایی را که داریم اگر گم شوند، جایگزینی ندارند.
- محمود درویش