گفت: چون شب درآید،
شاد شوم که مَرا خلوتی بُوَد بیتفرقه . .
‹ عَطار- تذکرةالاولیاء ›
هیچ چیز به عنوان ملاقات تصادفی وجود ندارد.
هرکسی در زندگی ما، یا یک امتحان است یا یک هدیه یا یک مجازات.
به ماه چشم دوختم،
با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی.
- نامهیعزیزنسینبهمرالچلن
«با چشمهایی نگاهم کرد که نه هیچوقت مانندش را جایی دیده بودم و نه هرگز چیزی شبیه آنها را خواهم دید.»