eitaa logo
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
2.2هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
491 ویدیو
6 فایل
But it's not like me To just say what I feel. حوالی ساعت ¹⁹ ¹⁴⁰¹,¹⁰,²⁴ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1x7pdoy&btn=Me
مشاهده در ایتا
دانلود
صحبت کردن با او همانند باریدن باران بود ، همانقدر آرام ، زیبا و با آرامش .
خستگیِ من ناشی از زندگی است. از خودِ خود زندگی. از اینکه باید راه بروم، حرف بزنم، ارتباط برقرار کنم و یا حتی کاری نکنم. همین زنده بودن خسته‌ام کرده است. نمی‌دانم این خستگی چطور می‌رود.
‌ولی باور کنید غم وزن داره ، وقتی غمگینی کندتر می‌شی، اگر دراز کشیده باشی نمی‌تونی بلند شی، راه رفتنی دوست داری پخش زمین شی. اصلا انگار دستگاه پرس داره بهت فشار وارد می‌کنه.
ما شباهت غم‌انگیزی به هم‌ داشتیم ؛ پیوندی آنقدر مبهم که در راه و رسم این جهان نمی‌گنجید . احساس ما متعلق به دنیایی دیگر بود ؛ به اعماق تاریک جهان، به دورترین سیاره‌ها .
"و در راهِ یافتنِ زندگی، یادت نرود که زندگی کنی." محمود درویش
‌در تلوزیون، اخبار پخش شد. در اخبار، هواشناسی پخش شد. در هواشناسی، ابر باران‌زا پخش شد. در ابر باران‌زا، رعد و برق پخش شد. بارید و باران در زمین پخش شد. بوی خاک، در هوا پخش شد. تو آن سوی خیابان، من این سوی خیابان. تو به سمت من آمدی و بویت در هوا پخش شد. من در تو پخش شدم. من در رگ‌هایت پخش شدم. من در تو پر شدم و در من خالی. منِ من خالی شد. خالی از من‌های پر از تو. حال، از من فقط تو مانده‌ای.