میدانست که انسان سرانجام از هر اندوهی تسلی مییابد، اما از وقتی در جنگ برنده شده بود، احساس میکرد هر روز، اندی بیشتر از روز پیش، آن را میبازد.
"به امید دیدار در آن دنیا"
من برای افراد مختلف، آدم متفاوتی هستم. برای بعضی آزار دهنده، برای برخی دیگر بااستعداد، برای تعدادی کم آرام و برای بسیاری، ناشناس. اما بیخیال تمام اینها من برای خودم کیستم؟
فراتر از تحمل دردهای جسمی
فراتر از سقوط یك پرنده در اوج آسمان
فراتر از تصور تو از من ،
دلتنگم ؛
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
که هزار درد مرا تنها آغوش تو درمان بود.
و آغوشت تنها جاییست که غمهایم مسیرشان را نمیدانند.
تجملات هیچوقت جاذبهای برایم نداشته ،
من چیزهای ساده را دوست دارم
کتابها را ، تنهایی را
یا بودن با کسی که تنها تو را میفهمد .