من برای افراد مختلف، آدم متفاوتی هستم. برای بعضی آزار دهنده، برای برخی دیگر بااستعداد، برای تعدادی کم آرام و برای بسیاری، ناشناس. اما بیخیال تمام اینها من برای خودم کیستم؟
فراتر از تحمل دردهای جسمی
فراتر از سقوط یك پرنده در اوج آسمان
فراتر از تصور تو از من ،
دلتنگم ؛
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"فورنده فعلا
که هزار درد مرا تنها آغوش تو درمان بود.
و آغوشت تنها جاییست که غمهایم مسیرشان را نمیدانند.
تجملات هیچوقت جاذبهای برایم نداشته ،
من چیزهای ساده را دوست دارم
کتابها را ، تنهایی را
یا بودن با کسی که تنها تو را میفهمد .
زمانی که متوجه شدید بیشتر مردم، در بدنهای بزرگسالانه خود، کودکانی هستند که از نظر عاطفی زخمی شدهاند، دیگر همه چیز را به خود نمیگیرید .