«چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است که در واژهی عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد!»
دولت آبادی
اینجا زندگیام میانِ امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد.
«نه چشمها و نه لبها ، پذیرندهترین چیز انسانی، فقط و فقط آغوش است.»
ویکتور هوگو