هیچ چیزی در دنیا به این نمیارزد که
انسان از آنچه دوست دارد،
روگردان شود.
آلبر کامو
هدایت شده از اسپرسو
من هیچوقت از گند زدن به کسی پشیمون نشدم، فقط از اینکه کم گند زدم بهش پشیمون میشم.
نه آیندهای برایش مانده بود نه گذشتهای؛
نه شوقی و نه هراسی، معلق بر امواج زمان پیش میرفت و برایش هیچ اهمیتی نداشت به کجا میرود.
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت .
عجیب است اینکه قلبِ پستِ ما برای ترک کسی که در کنارش دیگر هیچ لذتی نمیبریم هم پارهپاره میشود.
باید بخوابم. فردا باز هم به تو فکر خواهم کرد؛ مثلِ دریا به ادامهی خویش.
حد وسطم رو گم کردم. نه با آدمها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق میرسم. نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام. نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم، نه با خودخوری حس راحتی دارم. بعضی روزها به معنای واقعی کلمه از کادر زندگی خارج میشم.