باز با گریه به آغوش تو برمیگردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن..
فاضل نظری
گاهی آنقدر احساس غربت میکنی که دلت میخواهد تمام دیوارهای زمان را پشت سر بگذاری و برگردی به یک آشنایی قدیمی و در آغوش کسی که روزگاری صادقانه دوستت داشت از تمام جهان پناه بگیری.
شب دلکندنت میپرسم آیا باز میگردی!؟
جوابت هرچه باشد بر سوال خویش میگریم .
لطفا هیچوقت به آدما نگید چرا زیاد میخوابی، چرا همش خوابی؛ در زندگی روزهایی هست که انسان بین پریدن از پشت بام یک ساختمان ۱۰ طبقه و خوردن ۳۰۰ میلی گرم سیانید، خوابیدن رو انتخاب میکنه.
سکوت میکنم و کسی دلتنگ صدایم نمیشود. حرف میزنم و انگار زیر آب فریاد میکشم. خلائی گنگ میان و من تمام جهان کشیده شده که تا ابد مرا در آکواریوم تنهاییام گرفتار ساختهاست.
خوابیدن رابطهی جدید من است با جهان، و تنها کار خوشایندی است که از دستم برمیآید.