شب دلکندنت میپرسم آیا باز میگردی!؟
جوابت هرچه باشد بر سوال خویش میگریم .
لطفا هیچوقت به آدما نگید چرا زیاد میخوابی، چرا همش خوابی؛ در زندگی روزهایی هست که انسان بین پریدن از پشت بام یک ساختمان ۱۰ طبقه و خوردن ۳۰۰ میلی گرم سیانید، خوابیدن رو انتخاب میکنه.
سکوت میکنم و کسی دلتنگ صدایم نمیشود. حرف میزنم و انگار زیر آب فریاد میکشم. خلائی گنگ میان و من تمام جهان کشیده شده که تا ابد مرا در آکواریوم تنهاییام گرفتار ساختهاست.
خوابیدن رابطهی جدید من است با جهان، و تنها کار خوشایندی است که از دستم برمیآید.
حفرهای در او بود که با هیچچیز پر نمیشد؛ چیزی مثل سیاهچالهای سیریناپذیر. انگار انتهای قلبش پاره بود و چیزی در آن باقی نمیماند.