تلاش کن اندوهت را دوست بداری؛
شاید برود.
به رسم تمام چیزهایی که دوست داشتی و رفتند.
نه آنقدر نزدیک است که قلب آرام گیرد و نه آنقدر دور که رشتههای امید پاره شود.
بالاخره حق هممونه جلو یه نفر هم که شده تو این دنیا خودمونو توضیح ندیم و بلدمون باشه .
«و این نوشتهها، برای برگشتنت نیست
چرا که رسیدنِ بهار، خاطرهی هیچ درختی را از زمستان پاک نمیکند.»
از یجایی به بعد آدم به خودش میاد و میگه: بسه چقدر دیگه میخوای اجازه بدی خر فرضت کنه؟