از پنجره بوی سوختگی میآمد.
انگار همین حوالی ، کسی تمام گذشته اش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند.
به نظرم " از تو توقع نداشتم" غمگین ترین جمله ی دنیاس، یعنی میگه ببین تو تنها کسی بودی که باورت داشتم تو دیگه نباید خراب می کردی.
پس از یک تعطیلات طولانی، بیشترین چیزی که به آن احتیاج دارم تعطیلات است.
من واقعا تو نشون دادن احساساتم به دیگران عاجزم پس اگه حتی یبار حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم بدون دوست داشتنت به گوشت و پوست و استخونم رسیده.
باید اعتراف کنم خسته شدم، از خودم
میخوام جلوی همه داد بزنم
بگم
من باختم
همتون نگاه کنید
خوب ببینید
شکستنمو ببینید
خورد شدنمو ببینید
ببینید دیگه من وجود ندارم
بگم
ببینید دیگه کسی و دوست ندارم
ببینید دیگه واسه هیچکس تلاش نمیکنم
قشنگ نگاه کنید ببینید
میخوام داد بزنم بگم خیالتون راحت شد؟
خیالتون راحت شد منو زدید زمین؟
خیالتون راحت شد همه چیزمو از دست دادم؟
میخوام وسط داد و بیدادم اجازه بدم بغلم کنه یکی
فرقی نداره کی باشه
بغلم کنه
میخوام به خودم اجازه بدم گریه کنم
میخوام به خودم اجازه بدم هق هق کنم
میخوام زار بزنم جلوی همه و غرور نداشته باشم
ولی خب همه ی اینا حرفه، و عمرا اگه اتفاق بیفته
چون من هیچوقت اونقدر ضعیف نمیشم که ببازم.
هیچوقت دیگه از هیچی نمیشکنم
هیچوقت از هیچ حرفی خورد نمیشم
هیچوقت اجازه نمیدم به کسی زمین بزنتم
هرگز به قدری حماقتم پیشرفت نمیکنه که اجازه بدم کسی بغلم کنه
و روزی نمیاد که غروری ک براش این همه زحمت کشیدم رو بزارم کنار و گریه کنم، اونم جلوی همه.
هه.
گریه، مزخرف و
باعث تضعیف غروره.
خیلی از دوستیها و روابطمو به خاطر این از دست دادم که وقتی یه مدتی غیب میشم و جواب کسیو نمیدم، فکر میکنن بخاطر این بوده که با اونا حال نمیکنم یا خودمو گرفتم. در حالی که فقط بخاطر این بوده که احساس پوچیای که داشتم شدیدتر شده و صرفا حوصله انجام مطلقا هیچ کاری رو نداشتم.
فاصله میانِ من و تو ،
فاصله اسفند است و فروردین ؛
همانقدر دور . . .
همانقدر نزدیک .