شاهکاری که فرستاده بودم اما بخاطرش گزارش شدیم
انقدر وایب خوبی بهم میده که توصیف نکردنیه! 🌀
انقدر زود با این کتاب دوست شدم،بینظیره
یه کتاب عجیب و غریب و شاهکار
پیشنهاد من اینه که حتما باید بخورینش
پی دی افش رو براتون پیدا میکنم😭💝✨
من نمیتونم چنلم و با بقیه مقایسه نکنم
آمارش و مقایسه نکنم
نمیتونم
الان با خودتون میگید از حسودیه
اصلا اینطور نیست
بخاطر اینکه به خودم میگم:
نکنه کسی چنل من و دوست نداشته باشه؟ نکنه چنلم به اندازه کافی خوب نباشه؟ نکنه هیچوقت نتونم مثل این چنلا پیشرفت کنم؟ نکنه عکسام خیلی زشتن؟
صفحه اولشو که خوندم غرق شدم
هیچکس نتونست نجاتم بده!
"پسری که نامرئی شد"
از خواب بیدار شده که راهی مدرسه بشه اما یه مشکلی وجود داره
نامرئی شده
حتی دستاشو نمیتونه ببینه
فقط حسشون میکنه
پاهاش هم همین طور
برای همین راه رفتن براش سخت شده بود،
لباس که میپوشید لباس هاش تو خالی بودن، خودش کلاً نامرئی شده بود
به پدر و مادرش گفت، اونا اول فکر میکردن یه شوخیه
اما" بابی " پسر نامرئی کتاب ما وقتی غذا میخوره بهشون ثابت میکنه نامرئی شده
چرا که وقتی قاشق و برمیداره
پدر و مادرش فقط یه قاشق معلق و یه حوله تو خالی میبینن که بابی پوشیده
خلاصه بخوام بگم
پدر و مادرش تصادف میکنن و کسی نمیتونه بیاد از بابی که توی خونه تنهاست مراقبت کنه
پس بابی نامرئی ما، باید چند روز توی خونه تنها باشه...
تق تق تق، کسی اونجاست؟⛅️
آهای اهالی ایتا اریکا و سارن میخوان تقدیمی عجیب غریب بدن.
تقدیمی از این قراره که:
توی چنل های کتابخونه درختی و چای خونه عضو میشید و این پیام + پست مورد علاقه اتون از هردو چنل رو به چنل اکلیلی خودتون پرتاب میکنید.
٭از 1 تا 365 یک عدد انتخاب میکنید تا اریکا براتون یک نامه از کتاب 365 روز بدون تو بده و میگه چنلتون وایب چه نوع آدم هایی و میده!
٭سارن هم بهتون یه عکس اگوری پگوری تقدیم میکنه و مهر تایید روی چنلتون میزنه!
٭جهت شرکت در این تقدیمی عجیب به اریکا پیام بدید.
اریکا اعلام میکند که بعد از این کلاس مجازی مزخرف تمام تقدیمی های شما فرشته هارا میگذارد
با تشکر
_اریکا
(کلاس ادبیات نداشتم، مخم تاب خورده)