eitaa logo
خاطراتی از دفاع مقدس
45 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
238 ویدیو
28 فایل
برای حفظ و نشر آثار دفاع مقدس و معارف دینی و اسلامی باز نشر با ذکر صلوات آزاد است. سپاسگزارم از همراهی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸هوالمحبوب 🌸یمن زیبا ✍جزیره ی سقطری در اقیانوس هند و نزدیک خلیج عدن قرار دارد و بزرگترین جزیره ی یمن به شمار میرود. 🌸 این جزیره ۳۰۰ کیلومتر در خط ساحلی کشیده شده است. 🌸شهرت این جزیره به دلیل موقعیت جغرافیایی و تنوع زیستی آن است، بیش از ۵۰۰ نوع از گیاهان و ۲۹۰ گونه پرنده در این جزیره زندگی می کنند. 🌸یکی از عجیب ترین درختان دنیا با نام "خون اژدها" یا "خون دو برادر" هم در این جزیره وجود دارد. 🌸 این درخت از جمله نادر ترین درختان جهان است که به دلیل مایع خون مانندی که از آن جاری میشود این اسم را به خود گرفته است.☺️🌸✋
🌸هوالمحبوب 🌸«دحوالارض، نسیم رحمت الهی» 🌸امشب شب «دحوالارض» و فردا بیست و پنجم ذی‌القعده، روز «دحوالارض» و روز گسترش یافتن زمین از محل خانه کعبه است که برای اهل معنی و صاحبان سير و سلوك، يكى از روزهای مهم سال است لذا ضمن گرامیداشت این شب و روز بزرگ، به نکاتی اشاره می کنیم. 🌸فرصت‌های ویژه معنوی در زندگی بشر، نعمت‌های مغتنمی هستند که جسم و روح انسان را نوازش داده و موجبات شادمانی و آرامش بشریت در دنیا و آخرت می‌شوند؛ چنانچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: 🌸 «انَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها»: 🌸همانا در طول زندگی شما، نسیم‌های رحمتی از سوی پروردگارتان می‌وزد؛ پس به هوش باشید تا خود را در معرض آن‌ها قرار دهید. (کافی، ج٣، ص٢١٢) 🌸بی‌شک یکی از این نسیم‌های رحمت الهی در طول سال، شب و روز دحوالارض است که برای اهل مراقبت اهمیت ویژه‌ای داشته و دارد، ولی متأسفانه کمتر مورد توجه عامه مردم قرار گرفته و بسیاری از مؤمنین به دلیل عدم آگاهی و شناخت لازم نسبت به این هدیه بزرگ الهی، خود را از این فرصت طلایی محروم می‌نمایند؛ لذا بر آن شدیم که در این مجال کوتاه در حد امکان از «دحوالارض» و عظمت و اعمال و احکام آن سخن بگوئیم؛ 🌸دحوالارض، زمانی است که خداوند به جهان خاکی، حیات بخشیده و زمین را از زیر کعبه گسترانیده و پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته بود. 🌸 حضرت حق، اراده نمود تا کره زمین را برای زندگی انسان و سایر موجودات مهیا نماید؛ از این رو، بخش‌هایی از زمین، شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل امروزین درآمد و طبق روایات اسلامی، اولین نقطه‌ای که از زیر آب سر برآورد، مکان کعبه شریف و بیت‌اللّه الحرام بود که مفسران، آیه ٣٠ سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا» را به همین واقعه تفسیر نموده‌اند و همچنین بر همین اساس شهر مكه را «اُمُّ‌ الْقُرا» يعنی مادر همه آبادی‌ها دانسته‌اند. 🌸 البته گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای بزرگ دیگری نیز بر شرافت این شب و روز افزوده است که در روایات به چند مورد از آنها اشاره شده است: 🌸 روز میلاد شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم (ع)؛ 🌸 روز میلاد حضرت عیسی مسیح (ع)؛ 🌸 روز ساخت کعبه توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) به همراهی حضرت جبرئیل (ع) و نصب سنگ حَجَرالاَسود؛ 🌸خروج رسول اکرم (ص) از مدینه به همراه هزاران نفر به سوی مکه، به قصد حجت‌الوداع؛ 🌸روز قیام قائم آل محمد (عج) طبق برخی روایات؛ 🌸 همچنین در این روز پرفضیلت، اعمال ويژه‌ای در روایات توصیه شده است که عبارتند از: 🌸 احیاء و شب زنده‌داری در شب دحوالارض که برابر با عبادت صد سال است؛ 🌸 روزه گرفتن در روز دحوالارض که از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایت آمده که هر کس این روز را روزه بدارد، روزه‌اش کفارهح هفتاد سال می‌باشد؛ 🌸 غسل روز دحوالارض که بسیار فضیلت دارد؛ 🌸 خواندن دو رکعت نماز در وقت چاشت (اول بالا آمدن آفتاب) که در هر رکعت بعد از «حمد»، پنج مرتبه سوره «الشمس» خوانده و بعد از سلام نماز بگوید: 🌸 «لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، سپس دعا کند و بخواند 🌸یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ 🌸 خواندن دعایی است که شیخ در «مصباح» فرموده: «اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ...»؛ که انشاالله با مراجعه به کتاب شریف مفاتیح‌الجنان، این دعا را به صورت کامل بخوانید؛ 🌸 به‌جا آوردن زیارت حضرت رضا (ع) که یکی از بهترین و با فضیلت‌ترین اعمال مستحبی در این روز است. ✍همچنین در روایات آمده که در این شب و روز، هزار هزار رحمت الهی نازل می‌شود و اگر در آن، گروهی به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن‌كه متفرق شوند برآورده می‌سازد. 🍃ان شاءالله 📚 وسایل الشیعه، ج٨، ص١٨٢؛ و مفاتیح الجنان، اعمال ذی‌القعده 🌸 ✍ نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
🌸الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ 🌸مؤمنان كسانى هستند كه (چون) مردم (منافق) به ايشان گفتند: بى شك مردم (كافر مكّه) بر ضد شما گرد آمده (و بسيج شده)اند، پس از آنان بترسيد، (آنها به جاى ترس) بر ايمانشان بيافزود و گفتند: خداوند ما را كفايت مى كند و او چه خوب نگهبان و ياورى است. 🌸 ۱۷۳ ✍عوامل تبليغاتى دشمن و برخى از ساده انديشان و ترسوها، تلقين و نصيحت مى كنند كه دشمن قوى و كسى نمى تواند حريف آن شود، پس بهتر است درگير جنگ نشويم. 🌸 امّا مسلمانان واقعى، نه تنها از این حرفها وحشت نمی کنند، بلکه بخاطر توكّل به خداوند، بر ایمانشان نیز افزوده می شود. ✍ قوى ترين اهرم در برابر تهديدات دشمن، ايمان و توكّل به خداست.پس به خدا تکیه کنید و از شایعات نهراسید. 🌸 ✍ نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
‍ ‌ ‌ 🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸پایگاه شهید بهشتی ۵ ✍همیشه جنگ به مردم مرز نشین صدمات غیر قابل جبرانی وارد کرده است. این تجربه ای است که در هشت سال دفاع مقدس بارها و بارها با آن روبه‌رو شدم. 🍃هنگامی که بمباران هوایی رخ میداد سریعا تیم های شناسایی برای برآورد خسارت رهسپار نقاط مورد اصابت قرار گرفته اعزام می شد و آنجا را دقیقا بررسی و مشخصات آن را روی نقشه و کالک عملیاتی علامت گذاری نموده و بهمراه یادداشت نقاط ضعف و قدرت دشمن و خودی به معاونت های عملیات، اطلاعات و ستاد فرماندهی گزارش میدادند . 🍃اون روز که اطراف قرارگاه ما مورد اصابت قرار گرفت و اصغر هم از ناحیه دست مجروح و جانباز گردید . با تیم عملیات رفتیم به نقطه ای ما بین دو کوه و در سینه کش آن کمی پایین تر از قرارگاه برای بررسی... 🍃سه نفری که داخل ماشین بودیم در حین صحبت کردن ، برای همدیگر تحلیل داشتیم که داریم برای بررسی نقطه ای میرویم که سر کار هستیم. اصلا "وقتی چیزی نیست چرا باید برویم... 🍃درست بالای همین شیار یک قبضه توپ ۵۷م م تک لول پدافند هوایی وجود داشت که محل بمباران از آن نقطه چند کیلومتر پایین تر و دورتر بود. 🍃با این حال کنار جاده ایستادیم... از رودخانه ی پر از آب که برخی از نقاط آن ، آب تا کمر میرسید عبور کردیم و به آن دست رود خانه رفتیم.اواسط دومین ماه پاییز بود ، آب سرد بود اما هوا کاملا آفتابی و بهاری، زیبا و دلنشین... 🍃آنقدر رفتیم تا آنکه ماشین پارک شده ی کنار جاده از دید پنهان شد.بوی دود و باروت و سوخته ی پارچه و چوب به مشام میرسید . چند صد متر آنطرف تر با منظره ی غیر قابل پیش بینی روبرو شدیم. 🍃سیاه چادر عشایر با تمام احشام دور برش مورد بمباران قرار گرفته بود و متاسفانه چند تن از مردم عشایر و دامدار زخمی شده بودند. دو کودک، یک مرد و دو زن و با فاصله مردی دیگر که سر و صورتش خونی بود واز ترس زبانش بند آمده بود. 🍃خدا رو شکر قبلا آموزش پزشکیاری را طی کرده بودم ،با لباسهایی که اطراف محل بمباران ریخته شده بود. شروع به پانسمان کردن نمودم. یکی از بچه ها برگشت پای ماشین تا برود آمبولانس و امدادگر بیاورد. 🍃یکی دیگر از بچه ها هم رفت نزدیک توپ پدافند تا شاید با بیسیم از قرارگاه زودتر درخواست کمک نماید. خوش بینانه ترین زمان برای رسیدن امدادگران حدود دوساعت بعد بود. 🍃از وسایل امداد فقط چند تکه لباس که پاره کرده بودیم داشتم... و جلوی خونریزی را تا حدودی گرفتم. بالای محل خونریزی را با تکه ای چوب و پارچه ای بستم...مشکل درد بود که امان بچه های کوچک را بریده بود ... 🍃خونریزی بشدت کودکان و زن مجروح را ترسانده بود... با همان لباسها و مقداری پوست بز زخم را محکم بستم...با تکه های چوب و پارچه شکستگی ها را ثابت کردم... و در کنارشان نشستم دلداری دادم آنها را وبا آنان صحبت کردم . 🍃بسیاری از صحبت هایشان را متوجه نمی شدم . اما خوشحال بودند که در کنارشان هستم...دوساعت شاید سه ساعت بعد گروه امداد رسید. و مجروحین به نزدیک ترین محل بیمارستان صحرایی منتقل شدند. 🍃احشام و چادری که خانه ی آنان محسوب میشد ودر آن زندگی میکردند از بین رفته بود... بعد از رسیدگی به مرد چوپان، تعدای گوسفند و بز و سگ و چند الاغ در دور دست دیدم و به چوپان نشان دادم او در همان محل ماند تا به وضعیت سرو سامان دهد... 🍃اولین تماس از سوی پدافند بالای تپه برای امداد زده شد و ماشینی که برای کمک رفته بود، برگشت تا محل دقیق را برای عبور از رودخانه و رسیدن به محلی که از دور و نزدیک قابل رویت نبود برای امدادگران نشان دهد. 🍃وقتی امدادگران رسیدند فقط چند آمپول مسکن و سرم وصل کردند و مجروحین عشایر را از محل دور کردند... و این ماجرا هم ختم به خیر شد. 🍃برو بچه های عملیات به هنگام گزارش از عملکرد حقیر هم گزارش دادند. و تعجب ستاد و عملیات و اطلاعات بیشتر برانگیخته شد که چطور و چگونه چنین عملی را با مهارت انجام داده ام... نزد شما بماند شما که بهتر می دانید سرگذشتم را‌.. 🌸والعاقبه للمتقین 🌸این نوشتار ادامه خواهد داشت اگر خداوند متعال فرصتی عنایت فرماید. 🌸خوبان_عالم_دعا_بفرمایید ✍نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
🌸هوالبصیر 🌸 مقدمه‌ای برای اصلاح و تحول دفتر سوم 🌸« » یک فریضه است. 🌸« » یک فریضه‌ی قطعی و یک فریضه‌ی فوری است؛ 🌸 و هر کسی که میتواند[باید اقدام کند].» ✍ تبیین یکی از راهکارهای جذب حداکثری در برابر طرد و راندن کسانی است که احیاناً برداشت صحیحی از حقایق انقلاب و جامعه ندارند و بر اثر تبلیغات و القائات دیگران، دچار تحلیل غلط از واقعیات می‌شوند. ⚠️به‌ هر حال، عده‌ای هستند که اگر کسانی با آن‌ها هم‌نظر نباشند، آن‌ها را طرد می‌کنند؛ 🍃حتی ممکن است کسانی به نام انقلابی‌گری، عده‌ای را طرد کنند. یا 🍃بعضاً برخورد تهدیدآمیز داشته باشند و چنین افرادی را ضدانقلابی تلقی کنند! 🌸 تبیین در مقابل این تلقی‌ها قرار دارد. 🌸تبیین به این معناست که در برابر افرادی که دریافت درستی از انقلاب، مفاهیم انقلاب، پیشرفت‌ها و پسرفت‌های آن ندارند، روشنگری انجام گیرد و به‌عنوان یک راهبرد برای انقلاب، نظام، جامعه و یک کار مستمر تلقی شود؛ 🔰بنابراین : 🌸تبیین؛ مبنای تفکر انقلاب اسلامی و امتداد آن است؛ 🌸یعنی اگر بخواهیم جامعه در مسیر پیشرفت و تعالی حرکت کند؛ 🌸اگر بخواهیم مردم و جوانان با انقلاب باشند، باید : 🌸این تبیین را به‌گونه‌ای فراگیر، مستند و مستدل انجام دهیم. 🌸فاعتبروا یا اولی الابصار 🌸
🕊🕊🕊🕊🕊 💠 ؛ روز کِش آمدن دل‌هاست؛ باید برای سلطنت آخرین باقی‌مانده‌ی الله در این دل، جا باشد. 🌸 "یا دَاحِيَ الْمَدْحُوَّات" اى گستراننده هر گسترده 🌸قسم به آیه‌ی "وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا " و به اولین نقطه‌ی پیدایش خشکی از دل آب‌ها، 💖 قلب‌هایمان را به عشق پادشاهی وسعت بده،که آنچه در دولت کریمه‌اش بکار می‌آید فقط قلب وسیع است و دیگر هیچ! 🌸 (۲۵ ذیقعده) 💖 اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن اَللّهُمَّ ارْزُقنا شَفاعَةَ الْقُرآن 💖 اْلْسْلْاْمْ‌ْعْلْیْکْ‌ْیْاْ‌ْاْبْاْ‌ْصْاْلْحْ‌ْاْلْمْهْدْےْ(ْاْرْوْاْحْنْاْفْدْاْهْ)ْ 🌸 ✍ نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
🌷شهید عليرضا سیف کار از لشگر ویژه شهدا شهادت ۱۳۶۲/۴/۴ سردشت دوپازا 🌷شهدا را میزبان باشیم حتی با ذکرصلواتی 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
‍ ‌ ‌🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸 خودم حروم میشم ✋😊 ✍ یه روز صبحی داشتم ، کیسه انفرادی خودمو بی سرو صدا می گشتم ، آخه همه تو آسایشگاه بزرگی درکنار هم بودیم. همه تازه از مناجات شبانه و نماز صبح بازگذشته بودند. 🍃 نیم ساعتی فرصت بود تا بیرون آسایشگاه به خط شیم، شاید اکثر هم قطارها اون روزها رو به یاد داشته باشند.الان آدرس میدم، کرمانشاه پادگان شماره دو صالح آباد ارتش ،! یادتون اومد؛! از جاده اصلی داخل پادگان بعد از دژبانی کمی می رفتی جلو سمت راست با کمی شیب ملایم می رفتی بالا می رسیدی به محل استقرار تیپ ویژه شهدا ✋😊 🍃آفرین بعد دیدار با بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امام خمینی رحمت الله علیه ؛سفر زیارتی مشهد مقدس ومرخصی استحقاقی قرار شد پس از اتمام مرخصی به باختران آن موقع و کرمانشاه امروزی برای آموزش و بازسازی و... عزیمت نماییم. خوب دور نشیم ،! 🍃 دیدم دوتا کنسرو تن ماهی بندرعباس جنوب،مثل چشم دوتاجغد داره نگاهم میکنه؛! خدا براتون نخواد روزی که بیفتین تو نقشه از پیش تعیین شده اطلاعاتی ✋😁 🍃 من هم شمالی و از خدا خواسته ماهی ؛! اونم صبح اعلی طلوع ! از کجا اومده یادم نیست ، حتما مربوط به عملیات آزاد سازی پیرانشهر به سردشت بوده دیگه، نمی تونسته که از هوا اومده باشه!! یه لگدی به محمد رضا و یه دستی به علیرضا ، که خودشون و الکی زیر پتو رنگی به خواب زده بودن زدم و گفتم ، علی ، علی ببین چی پیدا کردم،🌷 هم گفت ، مرگ ، آخه الان موقع چیز پیدا کردنه،! گفتم 🌷-رضا ، محمد تو پاشو؛! گفت؛ نبی، پاشم ببینم الکی گفتی ، جشن پتو هستا؛!! 🍃 گفتم : پاشو ، اونم بلند شد، نه گذاشت و نه برداشت و گفت:علی رضا الکی گفته ،: تا به خودم بیام ،جشن پتو شروع شده بود، بهونه می خواستند که به دستشون داده بودم ،! نوش جونم، چشمم چهار تا... کار به خوردن صبحونه نرسید... 🍃همه ی ما رفتیم تو صف و صبحگاه با هوای مه آلود و سرد آذرماه کرمانشاه (باختران)و دویدن صبحگاهی به صورت گروهان به گروهان.برگشتیم برا صبحونه،!! 🍃 کنسروماهی هایی رو که مظلومانه نگاهم می کردند رو گذاشتم کنار سفره، همه حمله کردند. محمدرضا ، علی رضا، نادر ، محمد، ... از اون وسط یکی؛ دوتا دیگه کنسرو ماهی شوت کرد وسط سفره پلاستیکی، اسماعیل بود، گفت منم دوتا دارم،!! 🍃با کنسرو باز کن های کوچک جبهه ای که کم یاب هم بود دوررشو با هزار و یک زحمت باز کردم، یکی با چاقو باز می کرد، و یکی با چنگ ودندون ،!! ماجرایی بود برای خودش نگو و نپرس ... 🍃یه دفعه یه کنسرو خاویار بادمجان هم با کمی نون اومد؛! با پروازی جانانه افتاد تو سفره و یکی از بچه های شیراز هم همون دور بود با لهجه ی شیرین نش ،سر رسید.مجبور شدیم سفره رو اضافه و با وصله پینه کردن،به طول و عرضش اضافه کنیم عجب سور و سازی شد. بیا و ببین،!!کت خورده بودم، تو سرمای پاییزی دویده بودیم ، حالا یه صبحونه قبل از رفتن به کلاسهای درسی عقیدتی قرآنی می چسبید. 🍃آخرای کارصبحونه بودیم که به محمد رضا ی سرما خورده و نوک دماغ قرمز شده گفتم ، محمد رضا جان این یکم باقی مونده رو حلالش کن، ... 🍃نگاهی از روی شک و تردید بهم کرد و گفت: میخوام حلالش کنم اما میترسم ، ؛ با سرتکون دادن بچه ها و تایید سر بقیه بچه ها... دوباره شروع شد. 🍃دیر متوجه شده بودم ، پتو خاکستری سرم افتاد و همان جشن و سرور پتو مجددا آغاز،!! چه دوران سرور و خوشی داشتیم، کتک میخوردم و بچه ها میگفتند، این هم صبحونه بود ، دادی خوردیم شهردار ؛تر کیدیم،!حال چطور بریم کلاس، و باز هم جشن ادامه داشت و هرکسی دستش میرسید ، میزد،! حتی اونهایی که صبحونه نخورده بودند، هم میزدند، که چرا اونا رو دعوت و بفرما نزده بودم؛! 🍃تا بیام کار شهرداری رو به پایان برسونم، همه تو کلاس قرآن برادر عرفانی بودند. و دیر رفتم سرکلاس... کنسرو ماهی رو هم گذاشته بودن تو کیسه انفرادی من نگون بخت تا بتونن جشن پتو بگیرند. ✋حتما" میگید چرا اون بالا ،جلو اسم اون دوتا عزیزان گل گذاشتم، شهید علی رضا سیف کار در عملیات دوپازا سردشت شهید شد و محمد رضا یعقوبی تو سن پنجاه و سه سالگی مدافع حرم شد تو سوریه جاوید والاثر 🌸این نوشتار ادامه خواهد داشت اگر خداوند متعال بخواهد. 🌸والعاقبه للمتقین 🌸دعابفرمایید ✍ نبی زاده 🌷شهدا رو حتی با ذکر صلواتی میزبان باشیم 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدالله 🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
شناسایی قبل از عملیات دوپازا شهید کاوه ، برادر جانباز ذبیحی برادر جانباز الماسی شهید جاوید الاثر مدافع حرم محمد رضا یعقوبی، شهید توکلی ؟ شهید قمی و ؟ 🌷شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی را میزبان باشیم حتی با ذکرصلواتی 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷 سالروز عملیات لشگر ویژه شهدا در دوپازای سردشت
🌸وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَي الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ 🌸و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد ولى همه آنان پيش او افتادند و سجده كردند. و (يوسف) گفت: اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آنرا تحقق بخشيد و به راستى كه به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان آزاد ساخت و شما را پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را بر هم زد از بيابان (كنعان به مصر) آورد. همانا پروردگار من در آنچه بخواهد صاحب لطف است. براستى او داناى حكيم است. 🌸 ۱۰۰ ✍خانواده بايد بداند شيطان به دنبال اختلاف ميان آنهاست. واز تلخى هاى گذشته سخنی نگوييد. 🍃اولين سخن يوسف با پدر شكر خدا بود او بيرون آمدن از زندان را گفت؛ امّا از چاه چیزی نگفت،مبادا كه برادران شرمنده شوند. 🌸فاعتبروا یا اولی الابصار 🌸 ✍ نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷
‍ ‌ ‌ 🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🌸پایگاه شهید بهشتی ۶ ✍گاهی اوقات انسان تلاش می کند ،تلاشش موثر هم هست اما به حد کمال نمیرسد.در این هنگام فرد دیگری سبب خیر برای او میشود و این کار سبب می شود خدمت خود را به کمال مطلوبی برساند. 🍃پس ازگزارش دهی و نوشتن گزارش برای ارسال به مرکزمنطقه و قرارگاه مقدم مرکزی به دستور رئیس ستاد به محل بمباران برگشتیم با مقداری غذا، نان و آب و چند پتوی سربازی و پلاستیک سنگر تا امداد رسانی کامل شود. 🍃رفتیم نزد چوپان با لبخند و آغوش باز ما را در بغل گرفت و با زبان محلی صحبت میکرد و چیزی از صحبت هایش نفهمیدیم... اما شیر برایمان دوشید و با کمی کشک خالی آورد. وسایل را به او دادیم... 🍃چند ساعت و تا غروب آفتاب در کنارش بودیم و مدام از گله گوسفندان و چوپانی خودش و درست کردن نان و کشک می گفت. بسیار ساده و متقی هم بود. خدا شناس و از همه ی اطراف لطف و یادی ازخدابرلب داشت. 🍃عصر بوداز او جدا شدیم و به پیشنهاد یکی از بچه های عملیات به جای رفتنِ قرارگاه به سمت پدافند مستقر در سینه کش کوه به را افتادیم. وقتی رسیدیم با استقبال فرمانده قبضه و برو بچه های پدافند مواجه شدیم. 🍃اما بچه های عملیات قرارگاه برای جابجایی قبضه توپ رفته بودند وکارمان با توجه به بمباران صبح عملیاتی بود و آن هم بنا به دستور قرارگاه. قبضه پدافند تا جایی که امکان داشت بایستی جابجا شده و به محلی دیگر منتقل میگردید. 🍃قبضه ای سنگین و بدون هیچ اتکایی و در روی ارتفاع با کمی طناب و جک و چند قرقره قبضه توپ را جابجا کردیم و بردیم پشت انحنای کوه و در محلی دیگر و با چادر قبضه پدافند آن را استتار نمودیم. 🍃جعبه مهمات ها را احتیاط سُر دادیم پایین تپه و همه ی برو بچه های پدافند رافرستادیم سنگر بکنند و در پایین کوه مستقر شوند.محل را با سایر نیروها ترک کردیم. و به قرارگاه برگشتیم.. 🍃صبح روز بعد هواپیماهای عراقی سر رسیدند و از میان کوه به سمت پدافند رفتند اما به اهداف خود نرسیدند. زیرا چیزی برای زدن نبود و محل تخلیه شده بود. اما در همان امتداد و دورتر کنارِ سیاه چادر دیگری را هدف قرار دادند و چند ده رأس گوسفند و بز را کشتند. 🍃روز بعد علاوه بر پدافند قبلی یک قبضه پدافند دو لول ۲۳م م نیز در همان مسیر قرار دادند و اینگونه شد که دیگر هواپیما های عراقی از آن جهت وارد منطقه نمی شدند و اگر هم چنین کاری می‌کردند حداقل هواپیما های آنان صدمه میدید. 🍃کم کم نیروهای خودی اعم از ارتش و سپاه در منطقه گسترش می یافتند.آرام آرام منطقه با نظمی خاص دچار تحول و شلوغی می شد. توپخانه های خودی درپاسخ به نیروهای دشمن پاسخ میدادند. ومقرهای مختلفی تشکیل می شد. 🍃قرارگاه مقدم، هم درنزدیکی های ارتفاعات مشرف به منطقه ی عملیاتی درحال احداث بود.یگان‌های سپاه نیز یکی پس از دیگری می‌رسیدند.تجمع در پادگان ابوذر سرپل ذهاب بسیار زیاد بود. 🌸والعاقبه للمتقین 🌸این نوشتار ادامه خواهد داشت اگر خداوند متعال فرصتی عنایت فرماید. 🌸خوبان_عالم_دعا_بفرمایید ✍نبی زاده 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷