یه نوکرِساده🪴
ما و اهل سنت برادر تر از آنیم که تفرقه هارا بپذیریم.
اینجام نماز کنار برادرای اهل سنت بود
با یکی از خواهرا حرف زدیم و باهم جور شدیم
کلی التماس دعا داشتن و دعای عاقبت به خیری کردن
من کیف کردم برای تک تکشون
تا اذان میشه آب دستشون باشه میزارن زمین و میرن عجلو به صلاه،من غبطه خوردم به حال خیلی از ما شیعیانی که نمازامون پس و پیش میشه ...
یه نوکرِساده🪴
اینجا
لباسای بلند برای خانوم هامون اینچنینه
که اینا صرفا برای راحتیه ...
مجلسی پارچه های سنگ دوزی و منجوق دوزی شده اس که دوختش با دست انجام میشه.
یه نوکرِساده🪴
اینجا صفا و صمیمیتش بی اندازهس.
خانه های پلکانی که به دلیل کوهستانی بودن منطقه معماری متفاوت دارن .
توی روستاها پشت بوم خونه حیاط همسایه بالایی میشه که باعث نزدیکی خانواده ها و صمیمیت نسبت به هم میشه .