هدایت شده از "چیزایی که گفته نشد"
نمیدونم چندین ساعته بیرون و مشغولم ولی این افکار حتی یه لحظه یه ثانیه من و ول نکرده.
برکت این جنگ برای من یه برادر شهید عزیزِ که عجیب من رو صدا زد؛امیدوارم بتونم ارتباط بگیرم.
[شهیدِ عزیز عباس آلوئی]
◇◇◇
راستی تو این روزا اگر کسی جویای حالت شد قدرش و خیلی بدون و براش ارزش قائل شو
الهی که احوال پرست نمیره . .
◇◇◇
منتظرم یک نفر زنگ بزند و خبر خوبی بدهد. خبری که به تتهپته بیاندازد او را و من را از شوق! و بعد که خبر را گفت و سکوت من را دید متعجب بپرسد هستی؟! زندهای؟ نتوانم بگویم بله! از شوق خفه بشوم. از شوق بمیرم اصلاً اما خبر را بشنوم..
◇◇◇
جناب بحرینی خیلی وقت پیش دردِ ما رو تبدیل به کلمه کرد وقتی نوشت
«مسئله این است که جغرافیا زورش زیاد است و من خستهام.»
آدمیزاده دیگه به خودش میاد ساعت ها خیره یه چیزی میشه که اون و غرق خاطراتش کرده:).
یه نوکرِساده🪴
◇◇◇ جناب بحرینی خیلی وقت پیش دردِ ما رو تبدیل به کلمه کرد وقتی نوشت «مسئله این است که جغرافیا زورش ز
جانِ عزیزت کمی کوتاه بیا که ما دلتنگیم و دلتنگ .