روزگار عجیبی است...
هرچقدر بیشتر که به دنیا نگاه می کنم بیشتر متعجب می شوم آن غربی ای که یک روز همه ادعای بی دین بودنش را داشتند امروز مرز انسانیت را دارد جابه جا می کند
و آن مسلمانی که ادعای مسلمانیتش دنیا را تکان می داد امروز چشم به روی کفر و شرک و کودک کشی بسته است
دنیای عجیبی است مظلوم را ظالم قربانی می کند ظالم پله پله بالاتر می رود، دنیا مظلوم را نمی بیند و ظالم را بر روی سر می نشاند ...
از اینها دور شویم بیاییم همین نزدیکی های خودمان،همین شهرهای خودمان ،همین محله های خودمان عجیب است نه؟!
این روزها بلاگرهایی را می بینیم که دم از علی اولادش می زنند ولی در عوض روحانیون عبا به دوش و عمامه به سری را می بینیم که نقض ولایت می کنند و کفر نعمت!!
قد جلوی دوربین علم می کنند و هر آنچه که لایق افعال خودشان است را می گویند و به حساب روشنفکری و دنیایی که با جوانان و نوجوانان همرنگ باشند جا می زنند
دنیای عجیبی است نه؟!
همه چیز تغییر کرده است یک روزی باید دیگران را به سمت خود جذب می کردیم چون یک عده ای را کنار خود داشتیم؛اما الان دیگران جذب شده اند و این عده ای که کنار خود داشتیم را باید پیدا کنیم گم شدند بسیار گم شدند
نمی گویم بدبختی ولی مشکل این است یک جوری خودشان را به خواب زدند که هر چقدر هم که بخواهیم تلاش کنیم باز هم بیدار نمی شوند که نمی شود
این روزها مراقب باشید،مراقب باشید که در دنیای رنگ رنگی که به وجود آورده اند دچار چند رنگی نباشید
یک رنگ بمانید و یک رنگ ادامه دهید
به اذن الله...
#حکایت.
◇◇◇
غمگینم، برای همیشه.
اما دلیل آن نمیشود که نخندم
دلیل نمیشود که زندگی نکنم
دلیل نمیشود باخت بدهم!
|سید مصطفی موسوی|
◇◇◇
زندگی را به امواج دریا تشبیه است
ایستادن غرق می کند؛
باید ادامه داد
انقدری که به امواج آرام رسید.