°•°•°•
اونجا که علی قاضی نظام میگه: “تازه داشت حالمان خوب میشد که باز کسی را باور کردیم"
غریبه آشنا برای من شروع یه زندگی دیگه بود که نمیدونستم این روزا به این جاها میرسه با چه آدمایی آشنا میشم چه کسایی به قلبم راه پیدا میکنن چه شبایی گریه میکنم چه شبایی میخندم . .
چی شد که اینجوری شد عزیز!؟
کی فکرشو میکرد این روزگار تلخ و شیرین من از یه بنر دست نویس شروع شه که توی یه کانال به چشمم خورد.
کی فکرشو میکرد از اون سابق هیچی جز جسمش باقی نمونه و بشه آدمی که الان هست.
میبینی خدایا بنده هات چطوری اسیر میشن:)
خدایا نگیر از ما بعضی صداهارو،لبخندارو،حرفارو
که اگه باشن خوشیم و نباشن ناخوش :))