°•°•°•
با آنان که ناامیدت کردند چگونه تا کردی ؟
هیچ، گذشتم انگار که هیچ نبودهاند ؛
و ادامه دادم . . .
°•°•°•
إذا أخبرتك عن ظُلمَتي،هَل ستظل تنظر إليَّ و کأنّي شَمس؟!
«اگه من از تاریکیهام بهت بگم، بازم جوری نگاهم میکنی که انگار خورشیدم؟!»
°•°•°•
کیف بنیت نفسک؟
جرحاً علی جرح!
پرسید خود را چگونه ساختی؟
گفت: زخم به زخم!