رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دل شوره ما بود دل آرام جهان شد
#شهید_امیر_سلیمانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهید امیر سلیمانی ۱۳۷۸/۸/۲
در ارومیه به دنیا آمد و اولین فرزند خانواده است.
او یک برادر به نام علی اصغر دارد،
به گفته ی مادرش امیر به عشق پسر اربابش
نام برادرش را علی اصغر گذاشت.
امیر از کلاس پنجم شب ها در قطعه بندی
مرغ کار می کرد و روز ها درس میخواند،
تا اینکه مقطع دبیرستانش تمام میشه و باید کنکور میداد
که دانشگاه علامه طباطبایی
برایش دعوت نامه میفرسته و امیر در رشته
مهندسی برق هواپیما شروع به درس خواندن میکند
ادامه دارد..!
•پارت1•
#زندگینامه
او یک پسر آرام و درس خوان بود و علاقه ی
زیادی به کتاب خواندن داشت
و بیشتر کتاب هایی که میخواند مداحی بود.
تو خونه هم با ما و فامیل خوش رفتار و خوش رو بود
و تنها در مواقع خندیدن صدای بلندش شنیده میشد.
امیر از بچگی کلاس تکواندو میرفت
و مسابقه های زیادی میرفت و مقام میآورد
ادامه دارد..!
•پارت2•
#زندگینامه
او علاقه ی زیادی به امام حسین(ع)
داشت و همیشه میگفت من نوکر امام حسینم
و روی سنگ قبرشون هم همین جمله
رو نوشتن(من نوکر حسینم)
امیر هرسال محرم با دستمزد خودش
تو موکبی که با دوستاش داشت نذری میداد
مادرش میگوید:پسرم رفته بود بازار چند کیلو
چای عطری و رنگ با چوب دارچین و هل و غنچه گل محمدی گرفته بود داشت حساب میکرد و چند بسته قند شکسته
و لیوان یک بار مصرف باید میگرفت،
بهش گفتم امیرجان هزینه وسایلت چقدر شد؟
امیر با یه حالت مهربون و خنده گفت مامان
چه مزه ای داره ۱۲ ماه کار کنیو بیای برای
نذری اربابت خرج کنی..
ادامه دارد..!
•پارت3•
#زندگینامه
او فوق دیپلم گرفت و قرار شد به خدمت
سربازی بره و برگرده ادامه تحصیل بده
۳ماه آموزشیش شهر اصلاندوز اردبیل بود
و بعدش خدمتش هنگ مرزی سرو شیش ماهه بود که خدمت میکرد.
امیر ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ آخرین مرخصیش
رو اومد و ۱۵ روز پیش خانوادش ماند
۲ اردیبهشت رهسپار شد و ۳ اردیبهشت
ساعت ۱۱ و نیم ظهر به دلیل درگیری
با گروهک تروریستی پژاک و پ پ ک به شهادت رسید
پایان..!
#زندگینامه
راوی:مادر شهید
روز ۱۳ دی ماه بود صبح من تلویزیون رو باز کردم
خبر شهادت سردار سلیمانی رو زيرنويس میکرد
خیلی شوکه شدم داشتم گریه میکردم که
امیر اومد تو پذیرایی گفت:مامان چرا غصه میخوری،شهید شدن لیاقت میخواد و هرکسی لایق این اسم نیست..!
#شهید_امیر_سلیمانی