"حریم نوࢪ🤍"
از بعد ظهری که با دختر دایی رفتیم مراسم شهدای گردان تخریب🩶🥀
امام زاده سید ابراهیم 📍
امروز رفتین شیرموز بگیریم بخوریم
من گفتم بریم از فروشگاه بگیریم
دختر دایی جان مخالفت کردن ولی در آخر حرف من شد رفتیم فروشگاه برا سه تادونه شیر موز نزدیک بیست دقیقه وایستادیم تو صف
دختر دایی جان از حرصش فقط به بنده حرف میزد چون من مقصر بودم😂
در آخر بعد از اون همه معطل شدن گرفتیم اومدیم بیرون مردم سبد سبد وسایل داشتن بیست دقیقه واسه صف وایمیستادن ما واسه سه تا دونه شیرموز 🤦🏻♀️😂😝
هر بار که کتابی می خوانید ،دردی در جایی از دنیا گشوده میشود که نور بیشتری به دنیا می تاباند.📚
یه گوشه از کتاب فروشی قشنگ شهرمون 🥹
"حریم نوࢪ🤍"
منم همینطور آقای پناهی منم همینطور 💔:))))
-وعباس ،
کفیل دل های رنج دیده در دنیاست (:❤️🩹
امیدوارم سلام خیلی دیر هنگام من رو پذیرا باشید 🫣
واسه امروز محتوا زیاده ولی نشد به به موقع بزارم شما فک کنید همون موقع گذاشتم
باتشکر🥲🫶