عملیات موشکی «وعده صادق 2» جمهوری اسلامی ایران علیه اسرائیل در 10 مهر، گمانه زنی ها در مورد نحوه و نوع پاسخ اسرائیل به ایران را در پی داشته است.آنچه که از نوع پاسخ اسرائیل مهم تر است و ماباید به آن بپردازیم این است که استراتژی اسرائیل در قبال ایران چیست؟
جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس، دفاع از آرمان فلسطین را وظیفه خود دانسته و در این مسیر از تمام توان خود استفاده کرده است. دفاع و حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران از آرمان فلسطین در یک سال گذشته وارد سطح جدیدی شده که در نهایت منجر به تقابل مستقیم با اسرائیل شد. عملیات موشکی وعده صادق 2 تقابل جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل را به اوج خود رسانده است. تحت این شرایط طبیعی است که اسرائیل قصد مقابله با جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، اما این مقابله با یک راهبرد حساب شده صورت میگیرد.
اسرائیل برای رویارویی با جمهوری اسلامی ایران از استراتژی «توان فرسایی» استفاده خواهد کرد. این استراتژی بر این مبنا است که حریف را در وضعیتی قرار دهید تا توان و ظرفیت آن به مرور زمان تحلیل رود. این تحلیل توان حریف دو کارکرد ویژه دارد: اول این که توان حریف در وضعیتی که شما تعیین کرده اید مصرف می شود و حریف قادر به تعقیب اهداف دیگر خود نیست. دوم این که بر اثر تحلیل رفتن تدریجی توان، حریف قادر نیست به شما ضربه بزند و تهدیدی علیه شما باشد. توجه به این نکته حیاتی است که منظور از توان، صرفا جنبه نظامی آن نیست، بلکه مجموع توانمندیهای اقتصادی، نظامی، تکنولوژیک، سیاسی، دیپلماتیک، تولیدی، تجاری و... یک کشور مد نظر است.
در دو هفته اخیر سناریوهای مختلفی برای پیش بینی نوع و نحوه پاسخ اسرائیل به ایران مطرح شده اند. حمله به تأسیسات هسته ای، حمله به پایگاه های نظامی و موشکی، حمله به نیروگاهها و زیرساختها، حمله به تاسیسات نفتی و انرژی ایران از جمله مهمترین این سناریوها است. این که اسرائیل کدام گزینه را مورد هدف قرار دهد در ماهیت موضوع تغییری ایجاد نمی کند، بلکه شدت و گستردگی حمله اسرائیل، موضوع اصلی است. اسرائیل به گونه ای پاسخ می دهد که ایران را تحریک کند تا مجددا به اسرائیل حمله کند. به بیان بهتر، اسرائیل سعی می کند ایران را وارد یک چرخه کنش و واکنش کند تا از این طریق توان ایران را در گذر زمان فرسوده کند. قطعا تعداد زیادی از افراد با این گفته که نوع هدف مورد حمله مهم نیست مخالف هستند.
خیلی از کارشناسان معتقدند که باید بین اهداف مورد حمله تمایز قائل شویم. استدلال ایشان این است که اگر اسرائیل به تأسیسات هسته ای ایران حمله کند، جمهوری اسلامی ایران دکترین هسته ای خود را تغییر خواهد داد. در پاسخ باید گفت که اتفاقا اسرائیل به شدت خواهان این است که جمهوری اسلامی ایران دکترین هسته ای خود را تغییر دهد و با خروج ازNPT به سمت تولید بمب اتمی برود. در این صورت اجماع علیه ایران شکل میگیرد و این همان هدف غایی اسرائیل است. اسرائیل تا زمانی به تأسیسات هسته ای ایران حمله نمی کند که توان فنی و تجهیزات نظامی کافی و لازم را در اختیار نداشته باشد و زمانی که این توانایی را داشته باشد قطعا به این تاسیسات حمله می کند.
امروز توان و ظرفیت دیپلماسی ما که میتوانست در مسیر پیگیری و تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه قرار داشته باشد، در کلاف سردرگم خاورمیانه گرفتار شده است. بدون تردید تعدادی از عزیزان معتقدند که اگر اسرائیل علیه ایران حمله ای انجام داد، ایران باید به گونه ای پاسخ دهد تا توازن قوا و بازدارندگی حفظ شود. بحث این است که اصلا موضوع بازدارندگی مطرح نیست، بلکه موضوع درگیر کردن ایران در یک چرخه فرسایشی است. قطعا و بدون تردید نیروهای مسلح کشورمان توان و آمادگی کافی و لازم برای ضربه زدن به اسرائیل را دارند و این توان به خوبی در دو عملیات موشکی و پهپادی در فروردین ماه امسال و عملیات وعده صادق 2 در مهر به خوبی به نمایش گذاشته شد. اگر با دقت و ریزبینی به تحولات منطقه بنگریم، متوجه می شویم که یک همسویی و هم نظری برای تضعیف ایران وجود دارد. استراتژی توان فرسایی اسرائیل علیه ایران دقیقا در راستای منافع اکثریت کشورهای منطقه است. از عربستان و بحرین و مصر و اردن گرفته تا امارات متحده عربی و قطر و ترکیه همه از تضعیف ایران سود می برند. در سوی دیگر ماجرا، استراتژی توان فرسایی ایران مورد تایید و حمایت همه جانبه آمریکا است.
برای نمونه، کمتر از دو هفته بعد از عملیات وعده صادق 2، وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا همزمان تحریم های جدید را علیه ایران وضع کردند. اگر جمهوری اسلامی ایران وارد چرخه فرسایشی طراحی شده از طرف اسرائیل شود، از یک طرف حمایت های سیاسی- دیپلماتیک، مالی و تسلیحاتی کشورهای غربی به سود اسرائیل وارد عرصه می شوند؛ و از طرف دیگر فشارهای سیاسی-دیپلماتیک به علاوه انواع تحریم ها علیه ایران به کار گرفته میشوند.
هدف نهایی استراتژی توان فرسایی اسرائیل علیه ایران، تضعیف همه جانبه و خارج کردن ایران از مسیر توسعه است. در عرصه سیاست خارجی که بازیگران رقیب از حیله و مکر علیه ما استفاده می کنند، لازم است که ما هم زیرک و حیله گر باشیم. در جنگل نظام بین الملل دولت هایی موفق هستند که همزمان هم شیر هستند و هم روباه.
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خون خامنه ای ببینید چه بلایی سر اسرائیل داره می آره
#اول:
۱.استراتژی امنیت ملی آمریکا
سندی است که در دوره های مختلف زمانی توسط قوه مجریه تنظیم و به کنگره ارسال میشود که در آن رئوس عمده نگرانی ها ی امنیت ملی این کشور مشخص شده و سیاستهای دولت برای مقابله با این تهدیدات تعریف میشود
مبنای قانونی این سند در قانون گلدواتر_نیکولز تحریر شده است
نکته:
دولت ایالات متحده با انتشار راهبردهای کلان تلاش می کند تا توضیح دهند که جایگاه کشور در نگاه آنها چگونه است و با چه ابزاری به دنبال دستیابی به آن اهداف هستند.
۲.راهبرد
یا استراتژی در منظر این اسناد به معنی تعیین اهداف و طرح نمودن برنامه ای برای رسیدن به آن ها است.
به بیان دیگر راهبرد طرح دراز مدتی است که برای نیل به یک هدف بلند مدت مشخص طراحی و تبیین میگردد.
راهبرد در بیان این اسناد مفهومی است که از عرصه نظامی نشات گرفته و بعدا درسایر عرصه ها از جمله اقتصاد ، تجارت و بهویژه عرصه سیاست و مملکت داری از کاربرد زیادی برخوردار شده است.
۳.سوال اصلی:
از انجاییکه ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم بخصوص بعد از فروپاشی شوروی، داعیه سلطه برتر در نظام بین الملل را داشته و سیاستگذاریهای خارجی خود را براساس استراتژی امنیت ملی در هر دوره ریاست جمهوری تبیین کرده
حال سوال اینجاست که از سال ۲۰۰۰ تا دوره ریاست جمهوری ترامپ ملعون ، در قبال ایران چه سیر و تبدلی در استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا ایجاد شده و در عمل چه راهبرد هایی را دنبال کرده اند!؟
پاسخ مجمل اینست که:
ایالات متحده آمریکا با اتخاذ استراتژی های امنیت ملی تهاجمی خود در قبال ایران ، به دنبال محدود کردن منافع ایران از نظام بین الملل است تا بتواند منافع خود را افزایش و در نهایت دوباره به هژمون برتر در نظام بین الملل تبدیل گردد.
نکته:
پیش فرض این اسناد راجع به ایران اینست که؛
جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک ابرقدرت منطقه ای توانسته است با نفوذ مادی و معنوی در کشورهای غرب آسیا، شکل جدیدی از نظم منطقه ای بوجود آورد که باعث ایجاد تضاد منافعی با آمریکا شده.
#دوم
استراتژی امنیت ملی امریکا در دوره بوش پسر
مهمترین استراتژی های امنیت ملی آمریکا در قبال ایران طی دوره بوش پسر بطور کلی
۱.مهار ایران و سیاست تغییر رفتار در سال ۲۰۰۱
۲.تغییر رژیم ایران در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶میباشد
#سوم
استراتژیهای امنیت ملی اوباما
بطور کلی درین دوره :
سیاست تعامل و فشار با وجود هشدار و زیر نظر داشتن اختلاف نظر ها بوده است.
#چهارم
استراتژی امنیت ملی امریکا در دوره بایدن
بطور کلی مهار ایران و تغییر سیاست تغییر رفتاری بوده است