#چهارم
استراتژی امنیت ملی امریکا در دوره بایدن
بطور کلی مهار ایران و تغییر سیاست تغییر رفتاری بوده است
#پنجم
دوره ترامپ ملعون
به طور کلی استراتژی امنیت ملی امریکا در پنج شاخص بوده است
۱. بی ثباتی
۲.تهدید موشکی
۳.برنامه هسته ای
۴.تروریسم
۵.حملات سایبری
بیشترین توجه به نقش بی ثبات کنندگی ایران و کمترین توجه به برنامه هسته ای ایران و تهدیدات سایبری بوده است
ولیکن در عمل از هسته ای برای توجیه ایجاد بی ثباتی بهره برده اند
#ششم
مقایسه استراتژیها ی امنیت ملی آمریکا از بوش پسر تا ترامپ ملعون
نتیجه: با وجود سیاستهای فشار و تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران ، آمریکا همواره دو سیستم تعامل و فشار را به طور همزمان پیش برده تا بتواند به اهداف خود برسد.
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 محاسباتی که نتیجه جنگ را قطعاً به نفع ما تغییر میدهد!
┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄
#هفتم
استراتژیهای امنیت ملی آمریکا پیرامون ایران در عرصه عمل:
روند تهاجمی شدن سیاستهای خارجی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران از آغاز انقلاب اسلامی مشاهده شد ودر دوران های بعدی علی الخصوص دوره کلینتون و جورج بوش و در دوران ترامپ به اوج خود رسید
اقدامات ایالات متحده درین دوران برای مهار انقلاب اسلامی شامل موارد ذیل میباشد:
۱.حمایت از عراق و راه اندازی جنگ
۲.فروش تسلیحات به کشورهای منطقه
۳.استقرار پایگاههای نظامی در کشورهای همسایه
۴.عدم برخورد با منافقین در عراق به عنوان گروه متخاصم و بالعکس حفظ آنها
۵.حمایت از سازوکار برخورد با برنامه هسته ای ایران در شورای حکام
۶.کشاندن پرونده هسته ای ایران به شواری امنیت
۷.صدور قطعنامه تحریمهای چندجانبه
۸.اتهامات مداخله در عراق و افغانستان
۹.راه اندازی و حمایت از گروههای تروریستی
۱۰.کنار رفتن از برجام و اعمال تحریمهای یک جانبه
۱۱.حضور نظامی مداخله جویانه در خاورمیانه و خلیج فارس و... از جمله مهمترین اقدامات آمریکا بوده است.
نکته:
در جمع بندی این اقدامات میتوان گفت آمریکا چهار سناریو برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران در راستای جنگ نرم و ترکیبی داشته است که به شرح ذیل میباشد:
۱.تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ج ا ا
۲. دستکاری افکار عمومی از طریق ابزارهای رسانه ای
۳.تقابل مردم و نظام و ایجاد آشوب
۴. دیپلماسی فشار و به پای میز مذاکره کشاندن دوباره برای دور جدید مذاکرات
نتیجه نهایی:
سیر تغییر استراتژی امنیت ملی امریکا علیه ایران عبارتست از اینکه:
ابتدا با سیاست تغییر رفتار و مهار ایران همراه بود ، و در برهه ای به تغییر رژیم و پس از آن به سیاست تعامل و فشار و در نهایت به مهار و تغییر رفتار تبدیل شد.
آمریکا به دنبال آن بود که امنیت ایران را دچار اخلال کند تا در پی آن امنیت خودش را افزایش دهد.
همه اقدامات آمریکا درین چارچوب قابل بحث است.
#هشتم
تحلیل جامع استراتژی “رژیم چنج” در قبال جمهوری اسلامی ایران
۱. مفهومشناسی و پیشینه تاریخی
تعریف رژیم چنج
به اقدامات هدفمند برای تغییر یا سرنگونی حکومت ایران از طریق ابزارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی یا امنیتی اطلاق میشود.
این مفهوم پس از انقلاب ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک در دستورکار غرب قرار گرفت و در اسناد اندیشکدههایی چون “رَند” (RAND) و “آمریکن اینترپرایز” (AEI) تدوین شده است .
تکامل راهبردی
دهه ۱۹۸۰-۱۹۹۰: تمرکز بر مهار ایران با ابزارهای نظامی و تحریم.
پس از سال ۲۰۰۰: گسترش به “تغییر نرم” از طریق جنگ روانی، نفوذ در جامعه مدنی و تشدید شکافهای داخلی .
دوره ترامپ: عادیسازی گفتمان تغییر رژیم با شعارهایی نظیر MEGA (بازگرداندن عظمت به ایران) .
۲. محورهای کلیدی استراتژی رژیم چنج
اول. تغییر نظام سیاسی:
ایجاد حکومت جایگزین همسو با منافع غرب.
دوم.تضعیف حاکمیت ملی:
از طریق حمایت از گروههای تجزیهطلب (نظیر جیشالعدل و احزاب کردی) و تحریک ناآرامیهای قومی .
سوم.تقویت نقش اسرائیل:
هماهنگی با تلآویو برای اجرای سناریوی “سوریهسازی ایران” و تجزیه کشور به واحدهای قومی کوچکتر .
و استراتژی «توان فرسایی» از طریق اسرائیل.
چهارم.جنگ ترکیبی:
استفاده همزمان از ابزارهای نظامی (مانند ترور دانشمندان هستهای)، سایبری، روانی و تحریمهای اقتصادی .
۳. تجربیات تاریخی و درسهای هشدار دهنده
عراق (۲۰۰۳)
اول. شکست در ایجاد ثبات:
سرنگونی صدام حسین به خلأ قدرت، جنگ داخلی و ظهور داعش انجامید.
دوم. هزینه انسانی:
کشتهشدن دهها هزار غیرنظامی و بیثباتی پایدار .
افغانستان (۲۰۰۱-۲۰۲۱)
شکست پروژه دموکراسیسازی:
۲۰ سال حضور نظامی غرب با هزینه ۱ تریلیون دلار و بازگشت طالبان به قدرت .
لیبی (۲۰۱۱)
فروپاشی دولت مرکزی:
کشته شدن قذافی به جنگ داخلی، چندپارگی و نقض سیستماتیک حقوق بشر منجر شد
#نهم
استراتژی «توان فرسایی» از طریق اسرائیل:
اسرائیل برای رویارویی با جمهوری اسلامی ایران از استراتژی «توان فرسایی» استفاده خواهد کرد.
این استراتژی بر این مبنا است که حریف را در وضعیتی قرار دهید تا توان و ظرفیت آن به مرور زمان تحلیل رود. این تحلیل توان حریف دو کارکرد ویژه دارد:
اول. این که توان حریف در وضعیتی که شما تعیین کرده اید مصرف می شود و حریف قادر به تعقیب اهداف دیگر خود نیست.
دوم. این که بر اثر تحلیل رفتن تدریجی توان، حریف قادر نیست به شما ضربه بزند و تهدیدی علیه شما باشد.
توجه به این نکته حیاتی است که منظور از توان، صرفا جنبه نظامی آن نیست، بلکه مجموع توانمندی های اقتصادی، نظامی، تکنولوژیک، سیاسی، دیپلماتیک، تولیدی، تجاری و... یک کشور مد نظر است.
مثال بارز آن تحلیل و توان فرسایی و تضعیف روسیه توسط جنگ طولانی اکراین هست که روسیه بخاطر جنگ پرهزینه با اوکراین هر روز آسیب پذیرتر میشود.
اسرائیل و آمریکا در پی توان فرسایی ایران نیز هستند. که خاصا اسرائیل به عنوان پادگان نظامی غرب در خاورمیانه مامور توان فرسایی ایران است.
ولیکن ایران باتغییر در شاکله و راهبرد جنگ و تهاجم، و در دست گرفتن میدان این روند و تهدید را تبدیل به فرصت انهدام بازوهای نظامی که پشتوانه قدرت سیاسی و اقتصادی شان بود و نیز شکستن سیطره و هیمنه آمریکا و ترس زدایی از دول مقهور در ید قدرت پوشالی آمریکا هستند
پایگاههای اقتصادی ، سیاسی و نظامی آمریکا نابود و زمینه تضعیف و اخراج آمریکا فراهم شده.
در ادامه به نوع سازوکار استراتژی توان فرسایی دقت کنید.
👇👇👇👇👇
👇👇👇
👇
#دهم
عملیات موشکی جمهوری اسلامی ایران علیه اسرائیل ، گمانه زنی ها در مورد نحوه و نوع پاسخ اسرائیل به ایران را در پی داشته است.
آنچه که از نوع پاسخ اسرائیل مهم تر است و ماباید به آن بپردازیم این است که استراتژی اسرائیل در قبال ایران چیست؟
جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس، دفاع از آرمان فلسطین را وظیفه خود دانسته و در این مسیر از تمام توان خود استفاده کرده است.
دفاع و حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران از آرمان فلسطین در یک سال گذشته وارد سطح جدیدی شده که در نهایت منجر به تقابل مستقیم با اسرائیل شد. عملیات موشکی وعده صادق تقابل جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل را به اوج خود رسانده است.
تحت این شرایط طبیعی است که اسرائیل قصد مقابله با جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، اما این مقابله با یک راهبرد حساب شده صورت میگیرد.
در ایام اخیر سناریوهای مختلفی برای پیش بینی نوع و نحوه پاسخ اسرائیل به ایران مطرح شده اند:
حمله به تأسیسات هسته ای
حمله به پایگاه های نظامی و موشکی
حمله به نیروگاهها و زیرساختها
حمله به تاسیسات نفتی و انرژی ایران از جمله مهمترین این سناریوها است.
این که اسرائیل کدام گزینه را مورد هدف قرار دهد در ماهیت موضوع تغییری ایجاد نمی کند، بلکه شدت و گستردگی حمله اسرائیل، موضوع اصلی است.
اسرائیل به گونه ای پاسخ می دهد که ایران را تحریک کند تا مجددا به اسرائیل حمله کند. به بیان بهتر، اسرائیل سعی می کند ایران را وارد یک چرخه کنش و واکنش کند تا از این طریق توان ایران را در گذر زمان فرسوده کند.
قطعا تعداد زیادی از افراد با این گفته که نوع هدف مورد حمله مهم نیست مخالف هستند.
خیلی از کارشناسان معتقدند که باید بین اهداف مورد حمله تمایز قائل شویم. استدلال ایشان این است که اگر اسرائیل به تأسیسات هسته ای ایران حمله کند، جمهوری اسلامی ایران دکترین هسته ای خود را تغییر خواهد داد. در پاسخ باید گفت که اتفاقا اسرائیل به شدت خواهان این است که جمهوری اسلامی ایران دکترین هسته ای خود را تغییر دهد و با خروج ازNPT به سمت تولید بمب اتمی برود.
در این صورت اجماع علیه ایران شکل میگیرد و این همان هدف غایی اسرائیل است.
اسرائیل تا زمانی به تأسیسات هسته ای ایران حمله نمی کند که توان فنی و تجهیزات نظامی کافی و لازم را در اختیار نداشته باشد و زمانی که این توانایی را داشته باشد قطعا به این تاسیسات حمله می کند.
امروز توان و ظرفیت دیپلماسی ما که میتوانست در مسیر پیگیری و تحقق اهداف برنامه توسعه قرار داشته باشد، در کلاف سردرگم خاورمیانه گرفتار شده است.
بدون تردید تعدادی از عزیزان معتقدند که اگر اسرائیل علیه ایران حمله ای انجام داد، ایران باید به گونه ای پاسخ دهد تا توازن قوا و بازدارندگی حفظ شود.
بحث این است که اصلا موضوع بازدارندگی مطرح نیست، بلکه موضوع درگیر کردن ایران در یک چرخه فرسایشی است.
قطعا و بدون تردید نیروهای مسلح کشورمان توان و آمادگی کافی و لازم برای ضربه زدن به اسرائیل را دارند و این توان به خوبی در دو عملیات موشکی و پهپادی در
عملیات وعده صادق به خوبی به نمایش گذاشته شد. اگر با دقت و ریزبینی به تحولات منطقه بنگریم، متوجه می شویم که یک همسویی و هم نظری برای تضعیف ایران وجود دارد.
استراتژی توان فرسایی اسرائیل علیه ایران دقیقا در راستای منافع اکثریت کشورهای منطقه است.
از عربستان و بحرین و مصر و اردن گرفته تا امارات متحده عربی و قطر و ترکیه همه از تضعیف ایران سود می برند.
در سوی دیگر ماجرا، استراتژی توان فرسایی ایران مورد تایید و حمایت همه جانبه آمریکا است.
برای نمونه، کمتر از دو هفته بعد از عملیات وعده صادق ۲، وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا همزمان تحریم های جدید را علیه ایران وضع کردند. اگر جمهوری اسلامی ایران وارد چرخه فرسایشی طراحی شده از طرف اسرائیل شود، از یک طرف حمایت های سیاسی- دیپلماتیک، مالی و تسلیحاتی کشورهای غربی به سود اسرائیل وارد عرصه می شوند؛ و از طرف دیگر فشارهای سیاسی-دیپلماتیک به علاوه انواع تحریم ها علیه ایران به کار گرفته میشوند.
هدف نهایی استراتژی توان فرسایی اسرائیل علیه ایران، تضعیف همه جانبه و خارج کردن ایران از مسیر توسعه است. در عرصه سیاست خارجی که بازیگران رقیب از حیله و مکر علیه ما استفاده می کنند، لازم است که ما هم زیرک باشیم.
ولیکن ج ا ا با تغییر راهبرد و بدست گرفتن میدان استراتژی توان فرسایی را تبدیل به فرصت نابودی هژمونی مستکبرین کرد.
شاید جملات معروف دو شهید بزرگوار "دوره بزن در رو تمام شد" و "شروع کننده شما هستید ولی پایانش را ما ترسیم میکنیم" اشاره به همین مسئله باشد