eitaa logo
مطالعات امنیت ملی
373 دنبال‌کننده
892 عکس
687 ویدیو
713 فایل
اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم مطالعات، انواع ، مولفه ها، ابعاد و ماهیت امنیت ملی لینک گروه: https://eitaa.com/joinchat/3394634992C698ed1beec لینک کانال: @NSJ_Studies National Security Jurisprudence Studies
مشاهده در ایتا
دانلود
نگاهی کوتاه بر شکار F-35: ● بخش اول؛ نحوه شناسایی: بخاطر سرکوب گسترده سامانه‌های راداری و عدم توان پنهان کردن آنها از دید هواگردهای دشمن، شناسایی این جنگنده توسط سامانه‌های الکترواپتیکی و احتمالا با شناسایی کریدورهای پروازی با انجام اقدامات اطلاعاتی رخ داده. ● بخش دوم؛ سامانه‌های استفاده شده برای شکار: باتوجه به سرکوب پدافندهای رادارمحور، چه در مرحله شناسایی و چه در مرحله قفل روی هدف از سامانه‌های الکترواپتیکی [از نوع تصویرساز حرارتی] استفاده شده. ● بخش سوم؛‌ تاکتیک استفاده شده برای شکار: شناسایی کریدورهای هوایی از طریق کار اطلاعاتی و استفاده از سامانه‌های شناسایی و قفل غیرفعال درکنار رعایت اصول حفاظتی و بدست آوردن اصل غافلگیری و اجرای نوعی کمین پدافندی، تاکتیکی بود که شکار این جنگنده را ممکن ساخت؛ نیروهای مسلح ایران پس از جنگ ۱۲ روزه متوجه شدند با تاکتیک‌های کلاسیک قادر به مقابله با دشمن نخواهند بود. ● بخش چهارم؛ چرا اقدامات مشابه تا الان رخ نداده؟ خب درپاسخ باید گفت که احتمالا آمریکایی‌ها واقعا باورشان شده بود کل توان پدافندی ایران را از بین برده‌اند و اقدامات احتیاطی مثل عوض کردن کریدورهای پروازی را کمتر رعایت کرده‌اند؛ از طرفی سامانه‌های پدافندی الکترواپتیکی عمدتا کوتاه‌برد بوده که خبر از پرواز این جنگده در ارتفاع پایین را می‌دهد، که این اقدام می‌تواند به دلایل مختلفی مثل افزایش دقت پرتابه‌ها یا در امان ماندن از دید رادارهای سرکوب نشده بوده باشد؛ فلذا در این مورد خاص، چندین عامل به صورت اتفاقی دست به دست هم داده و شرایط را برای شکار محیا کرده بودند، عواملی که معمولا در یک زمان و مکان رخ نمی‌دهند. ● بخش پنجم؛ چرا جنگنده سقوط نکرد؟ سبک بودن سر جنگی موشک استفاده شده در کنار عدم برخورد مستقیم به بدنه جنگنده و انفجار در مجاورت بدنه دو عامل رخ‌دادن این واقعه بود؛ از طرفی محل انفجار موشک پدافندی در نزدیکی سطوح کنترلی یا قسمت‌های حساس نظیر کاکپیت نیز نبوده. ● بخش ششم؛ اثرات جانبی: • کاهش سهام شرکت لاکهیدمارتین. • افزایش اعتماد به‌نفس بین نیروهای مسلح و مردم ایران. • ثبت رکورد اول اصابت موفق به یک جنگنده نسل پنجم در دنیا آن هم با سامانه‌های زمین‌پایه. • رسوا شدن ترامپ که ادعای از بین بردن تمام توان پدافندی ایران را داشت. • از بین رفتن بخش زیادی از جنگ‌روانی‌های موجود در پشت تسلیحات آمریکایی مبنی بر شکست ناپذیر بودنشان. 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
جزیره دیه گو گارسیا موشک خورد / ایران به جمع دارندگان موشک های قاره پیما پیوست 🔸️وال استریت ژورنال اعلام کرد ایران دیشب به سمت پایگاه آمریکایی دیه گو گارسیا در مجمع الجزایر چاگوس ۲ فروند موشک شلیک کرده است. 🔸️در صورت صحت این خبر، چند نکته باید ذکر شود. 1️⃣ جزیره دیگه گو گارسیا که آمریکا از بریتانیا در سال ۱۹۶۶ اجاره کرده، از خاک ایران بیش از ۴ هزار کیلومتر فاصله دارد؛ یعنی ایران تسلیحاتی دارد که می تواند تا شعاع بیش از ۴ هزار کیلومتر را مورد اصابت قرار دهد. 2️⃣ هنوز مشخص نیست ایران با کدام سلاح به جزیره دیه گو گارسیا حمله کرده اما به نظر می رسد ایران از طریق موشک های بالستیک این نقطه بسیار راهبردی را هدف گرفته باشد. 3️⃣ اعلان رسیدن جمهوری اسلامی به تسلیحاتی با برد بالای ۴ هزار کیلومتر یعنی تمام قاره اروپا در گستره تهدید ایران می تواند واقع شود و موازنه قدرت تغییر می یابد و ایران به جمع دارندگان موشک های بین قاره ای می پیوندد. 4️⃣ پایگاه آمریکا در جزیره دیه گو گارسیا اصلی ترین تاسیسات لجستیکی و پشتیبانی عملیات دریایی ایالات متحده در اقیانوس هند، خلیج فارس و دریای سرخ است ؛ به عبارت دیگر اختلال در عملکرد این پایگاه ، کارکرد تمام پایگاه ها و ناوگان های دریایی آمریکا در منطقه غرب آسیا را تحت تاثیر منفی قرار می دهد. 5️⃣ در جنگ های چند دهه اخیر آمریکا مانند نبرد آزادسازی کویت ، جنگ های افغانستان و عراق، جزیره دیه گو گارسیا توانست بدون هرگونه نگرانی، پشتیبانی عملیاتی آمریکا را فراهم نماید اما اکنون ایران توانسته این نقطه مهم را زیر آتش بگیرد و احتمالا در روزهای آینده نیز عملکرد آن را دچار اختلال سازد. 6️⃣ علاوه بر نقش پشتیبانی و لجستیک، پایگاه هوایی جزیره مورد اشاره، مقری امن جهت استقرار بمب افکن های راهبردی آمریکا مانند B52، B1 و B2 به حساب می آید و با توجه به برد بالای این هواگردها، با یک سورتی پرواز می توانند ماموریت خود را در منطقه هدف به انجام رسانیده و به پایگاه بازگردند. 7️⃣ نکته اینجاست که فرماندهی ایالات متحده معمولا بمب افکن های استراتژیک خود را در پایگاه های دور از دسترس دیگران مستقر می کند تا بدانها آسیبی نرسد اما حالا ایران توانسته با موفقیت این جزیره را هدف قرار دهد و احتمالا سعی دارد علاوه بر از بین بردن مرکز لجستیک ناوگان آمریکا در اقیانوس هند، راهبرد ناامن سازی مکان استقرار بمب افکن های راهبردی آمریکا را به اجرا دربیاورد. 8️⃣ نکته مهم اینست که جزیره دیه گو گارسیا بخشی از قلمرو بریتانیا بوده و حمله به آن، تعرض رسمی ایران به خاک این کشور قلمداد می شود و یک تحول مهم و راهبردی ارزیابی شده و معادلات قدرت را میان ایران و کشورهای غربی را دگرگون می کند زیرا ایران اکنون می تواند مدعی شود که تمام خاک اروپا در بُرد موشک هایش قرار دارد. 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
⬅️ ارزیابی راهبردی: ترامپ، با مشورت و طرح‌ریزی نتانیاهو، هر نوع عملیات برای آزادسازی رفت و آمد در تنگه هرمز را -که خود می‌داند غیرممکن است- به مشارکت اعراب در جنگ با ایران مشروط کرده است. تاکنون از میان کشورهای حاشیه خلیج فارس تنها امارات نوعی مشارکت محدود و نمادین برای عملیات علیه برخی جزایر ایرانی را پذیرفته است. سعودی، برغم آنکه پشت پرده منفی‌ترین نقش را علیه ایران ایفا می‌کند، زیر بار هیچ اقدامی جز واگذاری برخی پایگاه‌های خود به امریکا، نرفته است. هنوز روشن نیست که از میان سه سناریوی بمباران زیرساخت‌ها، اشغال یا محاصره، امریکا قصد اجرای کدامیک را درباره جزایر ایرانی دارد اما هر کدام که در دستور کار قرار گیرد، فرصت‌های راهبردی تاریخی برای ایران ایجاد خواهد کرد: 1- هر نوع تهدید تمامیت ارضی، مردم ایران را در داخل و خارج به طور کامل یکپارچه کرده و به بسیج بی‌سابقه نیرو برای رزم و همچنین افزایش قابل توجه تاب‌آوری جامعه ایران برای جنگ طولانی مدت خواهد انجامید و به این ترتیب یکی از مهم‌ترین دشواری‌های نبرد طولانی مدت برای ایران حل خواهد شد. 2- اجرای این سناریوها به دلیل پیچیدگی جغرافیای منطقه و اشراف کامل ایران بر آن، امریکا را در باتلاقی تاریخی فرو خواهد برد که کمترین فرصت عملیاتی آن برای ایران، امکان اسیر و کشته‌گیری وسیع از امریکایی‌هاست؛ اقدامی که اکنون به دلیل فاصله گرفتن نیروهای امریکایی از دسترس ایران و مخفی شدن آنها در سراسر منطقه، دشوار شده است. 3- این اقدام فرصتی تکرارنشدنی برای انهدام زیرساخت‌های کشورهای متخاصم به ایران خواهد داد که تهدید راس الخیمه به عنوان قلب صنعتی و استارتاپی امارات تنها شروع آن است و می‌تواند تا بازپس‌گیری بحرین ادامه پیدا کند. 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔴 فشارهایی که در دنیا انجام میگیرد، اینها محکوم به شکست است؛ اینها شکست خواهد خورد. این چیزی است که تجربه به ما نشان داده، غیر از وعده‌ی الهی که: «وَلَیَنصُرنَّ الله مَن یَنصُرُه» و آیات زیادی که در این جهت هست... یک مدّتى فشار مى‌آورند، وقتى که ایستادگى مشاهده شد از این طرف، آن فشار تمام میشود. جنگ، جنگ اراده‌ها است؛ جنگ عزمهاى راسخ است؛ هر که عزمش بیشتر بــود، او برنده اســت. بنابراین، اینها شکست میخورند. اگر قرار بود نظام اسلامی با این فشارها شکست بخورد، باید همان دهه‌ی اول شکست میخورد. آن وقت -گفتم- دشمن قوی‌تر بود، ما ضعیف‌تر بودیم، توانایى‌هایمان کمتر بود، امکاناتمان کمتر بود، دنیاشناسى‌مان کمتر بود، تجربه‌مان کمتر بود؛ امروز بحمدالله این کمبودها و کمی‌هاى آن وقتها جبران شده و خیلى از اشکالاتى که آن وقت وجود داشت، وجود ندارد. مردم روحّیه‌هایشان هم خوب است. امروز انگیزه‌ها خیلى بالا است. ➕برشی از کتاب «هندسه‌ی نبرد شناخت دشمن و روشهای مقابله با آن در اندیشه‌ی حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای(قدس‌سره)» 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅تحلیلگر برجسته عمانی؛ ایران الگویی که جهان را شگفت‌زده کرده و آمریکا و صهیونیسم را به زانو درآورده! 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
♨️گراهام: محمد بن‌زاید «کلید» غزه جدید است؛ درخواست برای نقش‌آفرینی امارات و عربستان 🔺لیندسی گراهام، سناتور برجسته جمهوری‌خواه، در گفت‌وگو با شبکه ۱۴ رژیم صهیونیستی، ضمن تاکید بر ناتوانی تل‌آویو در اشغال درازمدت غزه، بر لزوم مداخله کشورهای عربی به‌ویژه امارات و عربستان برای شکل‌دهی به «غزه جدید» تاکید کرد. او محمد بن زاید، رئیس دولت امارات را متحدی استراتژیک برای رژیم صهیونیستی و «کلید» تغییر واقعیت در غزه دانست و پیشنهاد داد الگوی توسعه امارات، با تمرکز بر بازسازی زیرساخت‌ها و تغییر بنیادین نظام آموزشی برای جایگزینی تساهل با افراط‌گرایی، در این باریکه پیاده‌سازی شود. 🔺گراهام که اخیراً در ابوظبی با بن زاید دیدار داشته، منطقه را در آستانه بزرگترین تحول هزار سال اخیر توصیف کرد. او همچنین با هشدار به دونالد ترامپ درباره هرگونه عقب‌نشینی در برابر ایران، آن را فاجعه‌ای بزرگتر از افغانستان خواند و مدعی شد پرونده تهران باید ظرف چند هفته، و نه چند ماه، تعیین تکلیف شود.
♨️ جنگ روایت‌ها؛ شکاف ریاض-ابوظبی و رقابت بر سر آینده رابطه با رژیم صهیونیستی 🔺 تحلیل مجله «۹۷۲+» در فوریه ۲۰۲۶، به لایه‌ای کمتر دیده شده از تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی می‌پردازد: «جنگ روایت‌ها» بر سر ادغام رژیم صهیونیستی در منطقه. این گزارش استدلال می‌کند که رقابت میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید دیگر تنها به قیمت نفت یا مرزهای یمن محدود نمی‌شود، بلکه به نبردی برای تعریف «نظم نوین خاورمیانه» تبدیل شده است؛ نبردی که در آن هر دو کشور سعی دارند خود را به عنوان شریک اصلی و استراتژیک واشنگتن و تل‌آویو معرفی کنند و همزمان روایت رقیب را مخدوش نمایند. 🔺 امارات متحده عربی که با «پیمان ابراهیم» پیشگام عادی‌سازی بود، روایت خود را بر پایه «تساهل مذهبی»، «مدرنیته» و «صلح اقتصادی» بنا کرده است. ابوظبی سعی دارد خود را به عنوان تنها پل ارتباطی واقعی میان تکنولوژی رژیم صهیونیستی و بازارهای عربی نشان دهد. از نگاه ۹۷۲+، امارات از این روایت برای جلب حمایت انحصاری کنگره آمریکا و دستیابی به تسلیحات پیشرفته استفاده می‌کند. در مقابل، عربستان سعودی که خود را «جایزه بزرگ» برای رژیم صهیونیستی می‌داند، روایت متفاوتی را پیش می‌برد. ریاض با مشروط کردن عادی‌سازی به تشکیل دولت فلسطینی و دریافت تضمین‌های امنیتی کلان، سعی دارد خود را به عنوان رهبری مسئولیت‌پذیر و محافظ آرمان‌های اسلامی جلوه دهد تا از این طریق، مدلِ «عادی‌سازی تراکنشی» امارات را زیر سوال ببرد. 🔺 این تحلیل به «ابزاری‌سازی مسئله فلسطین» در این جنگ روایتی اشاره می‌کند. نویسنده معتقد است که برای هر دو پایتخت، حقوق فلسطینی‌ها به بخشی از بازی قدرت تبدیل شده است. در حالی که ابوظبی مدعی است با پیمان ابراهیم مانع الحاق کرانه باختری شده، ریاض روایت می‌کند که تنها راه حل واقعی و پایدار از مسیر عربستان می‌گذرد. این رقابت باعث شده تا رژیم صهیونیستی در موقعیت پیچیده‌ای قرار گیرد؛ تل‌آویو از یک سو از این انشقاق برای تضعیف موضع واحد عربی بهره می‌برد و از سوی دیگر، با دو متحدی روبروست که هر کدام برای نزدیکی به رژیم صهیونیستی، شروط و روایت‌های متضادی را تحمیل می‌کنند که هماهنگی امنیتی منطقه‌ای را دشوار می‌سازد. 🔺 در نهایت، ۹۷۲+ نتیجه می‌گیرد که این جنگ روایت‌ها در سال ۲۰۲۶، خاورمیانه را به دو اردوگاه با دیدگاه‌های متفاوت درباره «پایان منازعه» تقسیم کرده است. شکاف ریاض-ابوظبی باعث شده تا مسئله فلسطین بیش از هر زمان دیگری به یک «موضوع جانبی» در رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل شود. این گزارش هشدار می‌دهد که تمرکز بر برندسازی سیاسی و رقابت برای جلب رضایت واشنگتن، ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی را نادیده می‌گیرد. در این میان، رژیم صهیونیستی با زیرکی میان این دو روایت مانور می‌دهد، اما تداوم این دشمنی میان دو متحد عرب، در بلندمدت مانع از شکل‌گیری هرگونه نظم پایدار و فراگیر در منطقه خواهد شد؛ نظمی که در آن صلح نه یک ابزار برندینگ، بلکه یک ضرورت واقعی باشد. https://www.972mag.com/saudi-uae-rift-israel-narrative-war/
♨️ عمل‌گرایی در عصر گذار؛ چرا جهان عرب همچنان بر حفظ رابطه با روسیه پافشاری می‌کند؟ 🔺 تحلیل جدید «بنیاد کارنگی» در فوریه ۲۰۲۶، به بررسی تداوم و تقویت پیوندهای میان جهان عرب و روسیه در میانه تنش‌های جهانی می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که برخلاف پیش‌بینی‌های غرب مبنی بر انزوای مسکو، پایتخت‌های عربی—به‌ویژه در حوزه خلیج فارس—رابطه با روسیه را نه به عنوان یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه به عنوان یک «ضرورت راهبردی» برای حفظ توازن در نظم نوین جهانی می‌بینند. کارنگی معتقد است که بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در واشنگتن، نه تنها باعث دوری اعراب از روسیه نشده، بلکه آن‌ها را به سمت نوعی «خودمختاری راهبردی» سوق داده است که در آن مسکو نقشی کلیدی ایفا می‌کند. 🔺 محور اصلی این تحلیل بر «عمل‌گرایی اقتصادی و انرژی» استوار است. تداوم همکاری در قالب اوپک پلاس میان ریاض و مسکو، ستون اصلی ثبات قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ باقی مانده است. کشورهای عربی به این درک رسیده‌اند که بدون هماهنگی با روسیه، مدیریت بازارهای جهانی انرژی و تأمین بودجه پروژه‌های غول‌آسای توسعه ملی امکان‌پذیر نیست. کارنگی اشاره می‌کند که جریان سرمایه‌گذاری‌های متقابل میان صندوق‌های حاکمیتی خلیج فارس و بخش‌های زیرساختی روسیه، علی‌رغم فشارهای نظارتی غرب، نشان‌دهنده شکست دکترین تحریم‌های یکجانبه در منطقه است. 🔺 در لایه ژئوپلیتیک، روسیه به عنوان یک «موازنه‌گر» در برابر نوسانات سیاست خارجی آمریکا عمل می‌کند. پایتخت‌های عربی، به‌ویژه پس از بحران‌های اخیر در مدیترانه و دریای سرخ، روسیه را شریکی می‌بینند که برخلاف غرب، تمایلی به مداخله در امور داخلی یا تحمیل الگوهای حکمرانی ندارد. کارنگی تأکید می‌کند که روسیه در سال ۲۰۲۶ با حضور نظامی در سوریه و نفوذ در لیبی و شاخ آفریقا، به بازیگری تبدیل شده که هیچ بحران منطقه‌ای بدون جلب نظر آن قابل حل نیست. این حضور مستمر، کشورهای عربی را متقاعد کرده است که روسیه یک قدرت ماندگار در خاورمیانه است، نه یک میهمان گذرا. 🔺 در نهایت، این تحلیل به تغییر در «افکار عمومی جهان عرب» اشاره دارد. کارنگی مدعی است که استانداردهای دوگانه غرب در قبال بحران‌های خاورمیانه در مقایسه با جنگ اوکراین، روایت روسیه مبنی بر ضرورت ایجاد یک «نظم چندقطبی» را در میان نخبگان و توده‌های عربی بسیار جذاب کرده است. روسیه در سال ۲۰۲۶ توانسته است خود را به عنوان مدافع حاکمیت ملی در برابر «هژمونی غربی» معرفی کند. این همسویی روایتی، به رهبران عرب اجازه می‌دهد تا بدون ترس از هزینه‌های سیاسی داخلی، روابط خود را با مسکو در حوزه‌های حساس فناوری و دفاعی گسترش دهند. خلیج فارس اکنون به جایگاهی رسیده است که در آن «چرخش به شرق»، دیگر یک تهدید نیست، بلکه بخشی از معماری جدید قدرت است. https://carnegieendowment.org/russia-eurasia/politika/2026/02/arab-world-russia-support
♨️ادعای رسانه صهیونیست: چرخش ریاض در سناریوی حمله به ایران؟ 🔺در تازه‌ترین تحولات مرتبط با تنش‌های فزاینده میان واشنگتن و تهران، یک رسانه صهیونیست مدعی شد عربستان سعودی موضع خود را درباره امکان حمله نظامی آمریکا به ایران تغییر داده و دیگر مانع چنین سناریویی نمی‌شود. این گزارش که به نقل از «یک دیپلمات منطقه‌ای آگاه» منتشر شده، مدعی است ریاض حتی تغییر رژیم در ایران را نیز منتفی ندانسته، هرچند بعید است خود در هرگونه عملیات نظامی مشارکت کند؛ چرا که نگران واکنش تلافی‌جویانه ایران، به‌ویژه علیه تأسیسات نفتی و زیرساخت‌های حیاتی خود است. 🔺با این حال، این خبر رسانه صهیونیست بر پایه یک منبع بی‌نام منتشر شده و تاکنون هیچ تأیید رسمی از سوی مقام‌های سعودی یا آمریکایی دریافت نکرده است. عربستان در ماه‌های گذشته بارها تأکید کرده بود که خواهان تشدید تنش در منطقه نیست و اجازه استفاده از خاک خود برای حمله به ایران را نمی‌دهد. همچنین محمد بن سلمان در چارچوب تلاش برای کاهش تنش، تماس‌هایی با مقام‌های ایرانی برقرار کرده بود.
♨️ابراز تأسف سفیر عربستان از ناکامی عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی 🔺واشنگتن هفته گذشته در ضیافتی کم‌سابقه، شاهد حضور هم‌زمان دیپلمات‌های ارشد عرب در یک مراسم مذهبی یهودی بود؛ رویدادی که فراتر از یک آیین سنتی، به تریبونی برای بازخوانی صریح مواضع ریاض در قبال رژیم صهیونیستی تبدیل شد. ریما بنت بندر آل سعود، سفیر عربستان در ایالات متحده، در جریان «شام سبت (شابات)» که به میزبانی یهودا کاپلون، فرستاده ویژه ترامپ در امور مبارزه با یهودی‌ستیزی برگزار شد، از نزدیکی بی‌سابقه ریاض و تل‌آویو به توافق عادی‌سازی، پیش از وقایع هفتم اکتبر (طوفان‌الاقصی) پرده برداشت. 🔺سفیر عربستان در این نشست که با حضور مقامات ارشد دولت ترامپ و چهره‌های تأثیرگذار جامعه یهودی برگزار شد، با ابراز تأسف عمیق از به نتیجه نرسیدن تلاش‌های دیپلماتیک پیشین، تأکید کرد که موضوع عادی‌سازی روابط برای او «اهمیت شخصی» بالایی داشته است. به گفته کاپلون، وی همچنین با بیانی صریح اظهار داشت: «رهبری مستلزم شجاعت است و ما باید به سوی فرهنگ احترام متقابل حرکت کنیم.» 🔺این گردهمایی در «مؤسسه صلح دونالد ترامپ»، علاوه بر سفیر سعودی، میزبان یوسف العتیبه، سفیر امارات نیز بود؛ آن‌هم در شرایطی که روابط ریاض و ابوظبی در ماه‌های اخیر با تنش‌هایی همراه بوده است. خاخام کاپلون در حاشیه این مراسم با مثبت ارزیابی کردن فضای گفتگوها، تأکید کرد که وزیران خارجه عربستان و امارات در دیدارهای اخیر خود، ابتکار عمل‌های واشینگتن برای پیشبرد صلح را بهترین مسیر برای ثبات منطقه دانسته‌اند.
♨️ اتحاد ابوظبی و تل‌آویو در آفریقا؛ بازآرایی نظم امنیتی و اقتصادی در قاره سیاه 🔺 یادداشت تحلیلی روزنامه «العربی الجدید» در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی ابعاد نفوذ فزاینده و مشترک امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا، به‌ویژه در منطقه شاخ آفریقا و حوزه دریای سرخ می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که پس از امضای پیمان ابراهیم، همکاری‌های این دو بازیگر از سطح دیپلماتیک فراتر رفته و به یک «شراکت استراتژیک عملیاتی» در آفریقا تبدیل شده است؛ جایی که امارات با تکیه بر توان مالی و شبکه بنادر خود، و رژیم صهیونیستی با تکیه بر فناوری‌های امنیتی و نفوذ اطلاعاتی، در حال ترسیم نقشه‌ای جدید از قدرت در این قاره هستند. 🔺 یکی از محورهای اصلی این تحلیل، نقش امارات به عنوان «پل ورود» رژیم صهیونیستی به کشورهایی است که پیش‌تر به دلیل ملاحظات سیاسی از برقراری رابطه با تل‌آویو خودداری می‌کردند. امارات با سرمایه‌گذاری‌های کلان در زیرساخت‌های حیاتی نظیر بندر «بربره» در سومالی‌لند و همکاری با دولت اتیوپی، بستری فراهم کرده است که شرکت‌های امنیتی و فناوری رژیم صهیونیستی بتوانند نفوذ خود را در عمق استراتژیک آفریقا گسترش دهند. العربی الجدید معتقد است که این همکاری به رژیم صهیونیستی اجازه داده تا بدون مواجهه با فشارهای دیپلماتیک مستقیم، به رصد تحرکات در دریای سرخ و مهار نفوذ رقبایی چون ایران و ترکیه بپردازد. 🔺 در لایه امنیتی، این گزارش به نقش هماهنگ این دو بازیگر در بحران‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در سودان اشاره دارد. تحلیل مذکور مدعی است که منافع امارات در حمایت از نیروهای نظامی خاص برای کنترل مسیرهای تجاری، با منافع رژیم صهیونیستی در ایجاد یک کمربند امنیتی غیرمتخاصم در شرق آفریقا همسو شده است. این همگرایی باعث شده تا آفریقا به میدان آزمایشِ «دیپلماسی پهپادی و اطلاعاتی» تبدیل شود که در آن، ثبات سیاسی کشورها فدای دستیابی به نقاط استراتژیک و منابع معدنی می‌گردد. از نگاه نویسنده، این مدل از نفوذ، حاکمیت ملی کشورهای آفریقایی را با چالش‌های جدی روبرو کرده است. 🔺 در نهایت، العربی الجدید نتیجه می‌گیرد که اتحاد امارات و رژیم صهیونیستی در آفریقا، زنگ خطری برای نفوذ سنتی سایر کشورهای عربی، به‌ویژه مصر و عربستان سعودی است. قاهره این تحرکات را تهدیدی برای امنیت آبی خود و نفوذش در حوضه نیل می‌بیند و ریاض آن را مانعی برای رهبری یکپارچه عربی در دریای سرخ قلمداد می‌کند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که آفریقا دیگر نه یک اولویت ثانویه، بلکه قلب تپنده رقابت‌های جدید خاورمیانه است؛ جایی که مثلث «پول، بنادر و امنیت»، نظم جدیدی را ایجاد کرده که در آن آرمان‌های قدیمی نظیر همبستگی عربی-آفریقایی جای خود را به واقع‌گرایی سرد و معاملات استراتژیک داده است. https://www.alaraby.co.uk/opinion/%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D8%A5%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%8A%D9%84-%D9%81%D9%8A-%D8%A3%D9%81%D8%B1%D9%8A%D9%82%D9%8A%D8%A7
♨️مایک هاکبی عربستان را به هدایت کارزار رسانه‌ای علیه خود متهم کرد 🔺مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در سرزمین‌های اشغالی، عربستان سعودی را به هدایت یک «کارزار منطقه‌ای» علیه خود متهم کرد. هاکبی که پیش‌تر در گفتگو با تاکر کارلسون از «حق توراتی» صهیونیست‌ها برای تسلط بر اراضی نیل تا فرات - که بخش‌هایی از خاک عربستان را نیز شامل می‌شود - سخن گفته بود، اکنون با فرار رو به جلو مدعی شده که ریاض با استفاده از سخنان «تقطیع‌شده» او، موج محکومیت‌های بین‌المللی را علیه وی سازماندهی کرده است. 🔺این اتهام پس از آن مطرح می‌شود که وزارت خارجه عربستان سعودی با صدور بیانیه‌ای تند، اظهارات هاکبی را «ادبیات افراطی»، «غیرمسئولانه» و «نقض آشکار قوانین بین‌المللی» توصیف کرد. ریاض با رد ادعای هاکبی مبنی بر مبالغه‌آمیز بودن سخنانش، تأکید کرد که چنین مواضعی از سوی یک مقام رسمی آمریکا، بدعتی خطرناک است که حاکمیت ملی کشورهای منطقه را هدف قرار داده و امنیت بین‌المللی را تهدید می‌کند. ریاض همچنین رسماً از وزارت خارجه آمریکا خواست تا درباره موضع واقعی واشنگتن شفاف‌سازی کند.