⭕️ ترجمهٔ مقالهٔ
Newsweek
با عنوان:
Perspective: 82nd Airborne heads back toward Iran, reviving 1979 plans Carter shelved, and raising a question Trump may soon face
بازگشت لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا به سمت ایران، خاطره طرحهایی را زنده میکند که در سال ۱۹۷۹ در دوران
Jimmy Carter
بررسی شد اما در نهایت کنار گذاشته شد — و اکنون پرسشی را پیش روی
Donald Trump
قرار میدهد:
آیا ایالات متحده وارد یک جنگ زمینی در ایران خواهد شد؟
با تشدید درگیریها، اعزام نیروهای واکنش سریع مانند لشکر ۸۲ هوابرد نشان میدهد که واشنگتن در حال بررسی گزینههایی فراتر از حملات هوایی و دریایی است. این یگان برای عملیاتهای سریع، اشغال فرودگاهها، و ورود اولیه به میدان نبرد طراحی شده و معمولاً زمانی اعزام میشود که احتمال عملیات زمینی وجود دارد.
در تاریخ آمریکا، آخرین باری که چنین سناریویی درباره ایران بهطور جدی مطرح شد، به بحران سال ۱۹۷۹ بازمیگردد؛ زمانی که پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران، دولت کارتر گزینههای نظامی مختلفی را بررسی کرد، از جمله اعزام نیروهای هوابرد برای عملیات در خاک ایران.
اما این طرحها به دلیل خطر گسترش جنگ، احتمال تلفات سنگین، و نگرانی از واکنش اتحاد شوروی کنار گذاشته شدند.
در نهایت، تنها عملیات اجراشده در آن دوره، مأموریت نجات گروگانها در سال ۱۹۸۰ بود که با شکست مواجه شد و به یکی از تلخترین عملیاتهای نظامی آمریکا تبدیل شد.
اکنون با اعزام دوباره نیروهای واکنش سریع به خاورمیانه، برخی تحلیلگران میگویند شرایط شباهتهایی با آن دوران دارد.
اعزام چنین نیروهایی لزوماً به معنی آغاز تهاجم زمینی نیست، اما نشان میدهد که گزینههای سختتر در حال بررسی هستند.
مهمترین سؤال این است:
اگر حملات محدود نتواند اهداف واشنگتن را محقق کند، آیا رئیسجمهور آمریکا حاضر خواهد شد تصمیمی بگیرد که کارتر از آن اجتناب کرد — یعنی ورود به یک جنگ زمینی در ایران؟
تجربه تاریخی نشان میدهد که چنین تصمیمی میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی داشته باشد، بهویژه در کشوری بزرگ، پرجمعیت و دارای توان نظامی قابل توجه.
به همین دلیل، اعزام لشکر ۸۲ هوابرد نه فقط یک اقدام نظامی، بلکه یک پیام سیاسی است:
آمریکا میخواهد نشان دهد که همه گزینهها روی میز است — حتی گزینهای که در سال ۱۹۷۹ بیش از حد خطرناک تشخیص داده شد.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔻نقشه راه درک جنگ: از منطق آغاز تا سناریوهای پایان
🔹برای اینکه بدانیم یک جنگ چگونه تمام میشود، ابتدا باید بفهمیم چرا شروع شده است. جنگها تصادفی نیستند؛ آنها نتیجهی تغییر در ترازوی قدرت هستند.
🔹در ادامه، تحلیلِ وضعیت فعلی تقابل ایران، اسرائیل و آمریکا را در چهار گام کلیدی بررسی میکنیم:
🔻1 - ریشهی بحران؛ چرا توازن قدیمی شکست؟
🔹در گذشته، ایران و اسرائیل در «منطقه خاکستری» با هم میجنگیدند (جنگهای نیابتی و غیرمستقیم). اما دو اتفاق این توازن را برهم زد:
🔹ادراک تهدید: اسرائیل به این نتیجه رسید که نفوذ منطقهای و توان موشکی ایران از «خط قرمز» عبور کرده است.
🔹پنجره فرصت: اسرائیل با دیدن همگرایی برخی کشورهای عربی و تضعیف متحدان منطقهای ایران (پس از وقایع اخیر)، تصور کرد که هزینهی حمله مستقیم کاهش یافته است.
🔻2 - استراتژی جدید؛ جنگ علیه «امکانِ اداره کشور»
🔹حملات اخیر نشان داد که هدف دشمن دیگر فقط پایگاههای نظامی نیست. آنها وارد فاز «جنگ علیه حکمرانی» شدهاند. هدف این است که با زدن زیرساختهای انرژی (برق، گاز، بنزین) و اخلال در معیشت، دولت را در برابر جامعه ناتوان کنند. در واقع، پیام دشمن این است: «ما کاری میکنیم که نتوانید کشورتان را اداره کنید.»
🔻3 - چهار سناریو برای خروج از بنبست جنگ
🔹ایران برای پایان دادن به این وضعیت، با چهار مسیر روبروست:
🔹۱. آتشبس اضطراری (ترمز ناگهانی): اگر هزینههای جهانی جنگ (مثل قیمت نفت و امنیت کشتیرانی) برای آمریکا و اروپا غیرقابل تحمل شود، فشارهای بینالمللی برای یک آتشبس سریع زیاد میشود. این یک فرصت تنفس است، اما لزوماً صلح پایدار نیست.
🔹۲. توافق امنیتی محدود (معامله در میانهی آتش): توافقی که در آن دو طرف بپذیرند به زیرساختهای حیاتی (مثل پالایشگاهها و نیروگاهها) حمله نکنند. این کار جلوی فروپاشی اقتصادی را میگیرد اما ریشه درگیری را حل نمیکند.
🔹۳. فرسایش تدریجی (سیاهچاله): خطرناکترین سناریو است. جنگی طولانی که در آن خبری از اشغال زمینی نیست، اما زیرساختها قطرهقطره نابود میشوند و اعتماد اجتماعی آسیب میبیند. هدف دشمن در این سناریو، «تضعیف از درون» است.
🔹۴. شوک و انجماد (آزمایش بزرگ): ایجاد یک تغییر بزرگ در موازنه (مانند یک آزمایش راهبردی یا ضربهای بیسابقه) برای اینکه محاسبات دشمن به کلی تغییر کند. هدف این است که دشمن بفهمد ادامه مسیر فعلی برایش «خطر بقا» دارد، و سپس بلافاصله مسیر سیاسی برای آرام کردن اوضاع باز شود.
🔻4 - کلید پیروزی؛ «بازدارندگی ترکیبی» چیست؟
🔹برای اینکه ایران بتواند جنگ را به پایان برساند، دیگر «فقط موشک زدن» کافی نیست. بازدارندگی جدید باید چهار ستون داشته باشد:
🔹ستون اول (توان حکمرانی): دولت باید ثابت کند که حتی زیر فشار هم میتواند برق، بنزین و نان مردم را تأمین کند. اگر سیستم اداره کشور فلج شود، بازدارندگی نظامی هم بیاثر میشود.
🔹ستون دوم (هزینهسازی هوشمند): پاسخ نظامی باید به گونهای باشد که دشمن درد را حس کند، اما نباید همهی همسایگان را به آغوش اسرائیل هول داد. پیام باید این باشد: «بدون امنیت ایران، امنیت انرژی جهان وجود نخواهد داشت.»
🔹ستون سوم (زبان دیپلماتیک): قدرت نظامی باید به «زبان سیاسی» ترجمه شود. یعنی همزمان با ضربه، باید «درِ خروج» را هم به دشمن نشان داد تا بداند با توقف حمله، هزینههایش کاهش مییابد.
🔹ستون چهارم (شکاف در جبهه مقابل): منافع آمریکا، اروپا، اسرائیل و اعراب یکی نیست. هنر ایران باید این باشد که بر روی نگرانیهای اروپا (انرژی) و اعراب (امنیت خاکشان) کار کند تا اجماع جهانی علیه خود را بشکند.
🔻نتیجهگیری
🔹ما در مرحلهای هستیم که «گذشته برنمیگردد». توازن قدیمی از بین رفته و توازن جدید در حال شکلگیری است. پایان جنگ زمانی فرا میرسد که هزینهی ادامهی آن برای دشمن، بیشتر از سودِ حاصل از تخریب زیرساختهای ایران باشد. این هدف، نه فقط با اسلحه، بلکه با «تدبیر در اداره کشور» و «دیپلماسی هوشمندانه» محقق میشود.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔻 «پیشواکسیناسیون روایتها» یا Prebunking یکی از تکنیکهایی است که در جنگهای رسانهای و اطلاعاتی برای شکلدهی به برداشت مخاطبان به کار میرود.
در این روش، پیش از آنکه یک روایت، خبر یا ادعای احتمالی از سوی طرف مقابل منتشر شود، رسانهها یا بازیگران اطلاعاتی تلاش میکنند نسخهای از آن را زودتر مطرح کرده و چارچوب تفسیر آن را تعیین کنند. هدف این است که وقتی روایت اصلی بعداً منتشر شد، مخاطبان از قبل ذهنیت خاصی دربارهٔ آن داشته باشند.
در عمل، این کار معمولاً با مطرح کردن هشدارها یا پیشبینیها انجام میشود. برای مثال ممکن است گفته شود که «احتمال دارد طرف مقابل بهزودی ادعایی خاص را مطرح کند» یا «ممکن است خبری منتشر شود که هدفش گمراه کردن افکار عمومی است». با این کار، مخاطب پیشاپیش نسبت به آن روایت احتمالی بدبین یا مقاوم میشود.
این تکنیک از مفهومی در روانشناسی الهام گرفته که به آن «نظریهٔ واکسیناسیون» گفته میشود. همانطور که واکسن با قرار دادن بدن در معرض نسخهای ضعیف از یک ویروس، سیستم ایمنی را آماده میکند، در پیشواکسیناسیون روایتها نیز مخاطب پیشتر با نسخهای از استدلال یا روایت آشنا میشود و در نتیجه در برابر نسخهٔ کامل آن مقاومت بیشتری پیدا میکند.
مطالعات دانشگاهی در حوزهٔ رسانه و ارتباطات نشان میدهد که ارائهٔ زودهنگام چارچوب تفسیر یک خبر میتواند بهطور قابل توجهی بر نحوهٔ درک و قضاوت مخاطبان در زمان انتشار واقعی آن تأثیر بگذارد.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
کشورهای خلیج فارس تاکنون تولید نفت را به کمتر از ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش دادهاند.
کشورهای زیر بیشترین وابستگی را به نفت دارند:
ژاپن: ۷۳٪
کره جنوبی: ۷۰٪
هند: ۴۲٪
چین: ۴۰٪
پاکستان: ۶۰٪
تایوان: ۶۰٪
تایلند: ۳۰٪
سنگاپور: ۳۰٪
مالزی: ۳۰٪
فیلیپین: ۲۵٪
اندونزی: ۲۵٪
ویتنام: ۲۰٪
ایتالیا: ۱۵٪
اسپانیا: ۱۵٪
🔹آسیا بیشترین ضربه را خورده است، اما اثرات آن در سراسر اقتصاد جهان احساس میشود.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔹رکب زلنسکی به ترامپ؛ حذف ۴۰ درصدی صادرات نفت روسیه از بازار
🔺در حالی که روسها بابت جنگ در ایران، بسته شدن تنگه هرمز و بالا رفتن قیمت نفت خوشحال بودند طی حملات روزهای اخیر ارتش اوکراین به پایانه های نفتی پریمورسک، نووروسیسک و Ust Luga بیش از ۴۰ درصد از ظرفیت صادرات نفت روسیه متوقف شده است.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
اکثر آمریکاییها اقدام نظامی در ایران را بیش از حد میدانند
نظرسنجی آسوشیتدپرس:
🔹حدود ۵۹٪ از آمریکاییها میگویند که اقدام نظامی ایالات متحده در ایران بیش از حد بوده است.
🔹٪۴۵ نیز «به شدت» نگران توانایی خرید بنزین در چند ماه آینده هستند.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تنگستری، تنگه را تنگتر کرد
🔹به گفته موسسه HFI «پل عوارضی» در تنگه هرمز در حال شکلگیری است. پیش از این نیز سخنگوی وزارت خارجه به این موضوع اشاره کرده بود.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویر تجمع و حضور ایرانیانی از سراسر کشور در مرزهای ساحلی و جزیره خارک در راستای دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر ورود احتمالی سربازان آمریکایی.
تنها اِفی که از آمریکا نزدیم
زنگ اف اف در خونه ترامپ هست ؛
که اونم ان شاءالله عن قریب با لگد باز میکنیم😎
اف ۱۵
اف ۱۶
اف ۱۸
اف ۳۵
😂✊🏻😎
🔴 دو خطای مهلک؛ چرا استراتژی ترامپ در ایران به هذیانگویی انجامید
✅ اظهارات متناقض اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، فاصله عمیق میان محاسبات او و واقعیت ایران را آشکار کرده است. آنچه او اکنون در اعترافی ناخواسته بیان کرده است، در واقع حاصل فروپاشی دو خطای راهبردی بنیادین در درک او از ماهیت جمهوری اسلامی ایران است.
🔻خطای اول: ساختار قدرت مبتنی بر افراد نیست
ترامپ گمان میکرد با حذف فیزیکی فرماندهان و مسئولان، نظام ایران ظرف سه روز فرو میپاشد. اما او نتوانست معمای اصلی جمهوری اسلامی را درک کند: قدرتی که در ۴۷ سال گذشته بر پایه نهادها و باورهای مردمی شکل گرفته، به هیچ فردی وابسته نیست.
تجربه میدانی نشان داد هر مسئول و فرماندهی که مورد هدف قرار میگیرد، بلافاصله چندین جایگزین انگیزهمند جای او را میگیرند، بدون آن که کوچکترین اختلالی در امور کشور یا عملیاتهای دفاعی ایجاد شود. این ساختار، ضربهپذیر نیست.
🔻خطای دوم: مردم را جدای از نظام پنداشت
ترامپ فریب جنگ روانی گسترده رسانههای تحت امر خود را خورد و تصور کرد میتواند میان مردم و نظام فاصله بیندازد. او با همین توهم، وعده پایان سهروزه کار ایران را میداد.
اما واقعیت برخلاف محاسبات او رقم خورد. امروز او میبیند مردم ایران نه تنها از نظام جدا نشدهاند، بلکه هر روز با حضوری پرشورتر از روز قبل، در میدانها حاضرند و زیر بار زور نمیروند. این وحدت تا حدی است که او دیروز در تازه ترین دروغ خود ناخواسته اعتراف کرد مردم ایران مخالف مذاکره اند و برای همین است که مسئولین ایران می ترسند اعلام کنند که می خواهند مذاکره کنند!
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥عقب نشینی غیر تاکتیکی غضب الهی را به دنبال دارد
شما صدای امام #روحالله را میشنوید
🔻 هفت خطای ادراکی که باعث شد برخی از حمله به ایران خوشحال شوند
این خطاهای هفت گانه چیست؟
۱. تصور نادرست از ایجاد حکومت خوب و به دست آوردن آزادی (کالا انگاری):
در این خطا، آزادی و حکومت خوب مانند یک کالا یا هدیه تصور میشود که نیروی خارجی میتواند آن را با خود بیاورد و به مردم تحویل دهد. این نگاه، فرآیند پیچیده و درونیِ شکلگیری آزادی و نهادهای سیاسی را نادیده میگیرد. این تصور، ماهیت «تاریخی» و «تدریجی» آزادی را نادیده میگیرد. غافل از اینکه آزادی محصول مبارزه، تجربه زیسته و بلوغ سیاسی خود مردم است و نمیتوان آن را با چکمههای سربازان خارجی وارد کشور کرد.
۲ . تصور نادرست از حمله بیگانه و جنگ:
در این خطا، جنگ به عنوان یک عمل «محدود»، «سریع» و «تمیز» تصور میشود. گویی میتوان با یک مداخله خارجی، به سرعت حکومت را تغییر داد و سپس همه چیز به حالت عادی باز گردد. این خطا، بر انگارهی «ارتش رهاییبخش» از مهاجمان بیگانه توجه دارد. تصور میکند ارتش مهاجم، نیروهای اشغالگر نیستند، بلکه مهمانانی هستند که پس از سرنگونی نظام سیاسی مستقر، کشور را تحویل مردم خواهند داد و میروند. این نگاه، تجربه تاریخی استعمار و مداخلات خارجی را در طول تاریخ نمیبیند. از این رو، جنگ را فانتزی میکند و متوجه خطرات زیر نیست:
هرجومرج، فروپاشی امنیت، نابودی زیرساختها، آوارگی و بحرانهای انسانی پس از جنگ را نمیبیند (مثال: عراق پس از صدام، لیبی پس از قذافی).منافع متخاصم، فرض میکند قدرت خارجی صرفاً برای «آزادی» میآید و منافع اقتصادی، ژئوپلیتیک و استراتژیک خود را دنبال نمیکند. قربانی شدن مردم، جنگها معمولاً به ضرر مردم عادی تمام میشود و کشور را به عرصه رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل میکند.
۳ . تصور نادرست از خود، به عنوان کنشگر:
این خطا به نادیده گرفتن نقش واقعی خود در تغییر و تحول سیاسی مربوط است.این نگاه در نهایت به انکار عاملیت شهروندان منجر میشود. زیرا "خود" را ناتوان از تغییر و اصلاح میبیند. از این رو خود را به منزلهی کنشگر از مسئولیت «تغییر درونی» معاف میکند. به جای ساختن بدیل سیاسی در داخل و تلاش برای تغییر از پایین، همه چیز را به یک «منجی خارجی» واگذار میکند و خود را در جایگاه «تماشاگر تحولات» مینشاند.
"منجیگرایی" نتیجهی "خودناتوانبینی" است. محصول استیصال و درماندگی است.علاوه براین، از خود "مسئولیتزدایی اخلاقی" میکند. یعنی بار مسئولیت تغییر را از دوش کنشگران داخلی برمیدارد و آن را به بیرون از مرزها واگذار میکند. این، نوعی فرار از «مسئولیت تاریخی» است.
۴. تصور نادرست از «راه دشوار آزادی»:
در این خطا فرد به دنبال «میانبُر» میگردد. به جای پذیرش سختیهای مبارزه مدنی، سیاسی و فرهنگی در داخل (که نیازمند فداکاری، حوصله و خطر کردن است)، جنگ را مسیری آسانتر میپندارد. این خطا، راه حل را در خطر کردن برای میهن نمیبیند، بلکه در دعوت از قدرتی خارجی برای حل مشکل میبیند. غافل از اینکه آزادی واقعی، حاصل «زیستن» در بحرانها و عبور از آنهاست، نه حذف فیزیکی بحران با بمباران.
۵ . خطای محاسباتی:
فرد به دلیل ناکارآمدیها، فساد و ...، آنقدر عصبانی و ناامید است که هر گزینه دیگری، حتی اگر فاجعهبار باشد، برایش از وضع کنونی مطلوبتر به نظر میرسد.این «بدخلقی» باعث میشود سنجش عقلانی منافع و مضرات کنار گذاشته شود. شعار «هرچه پیش آید خوش آید» سر داده میشود و فرد از روی خشم، توانایی محاسبه پیامدهای فاجعهبار جنگ را از دست میدهد.
این نوعی «خودکشی سیاسی» به دلیل نارضایتی روانی است.در حقیقت، "خشم" و "نفرت"، مبنای محاسبه قرار میگیرد. در حالی که این دو احساس، چشمهای عقل محاسبهگر را کور میکند.
۶ . درک نادرست از قدرت مستقر:
واقعیت قدرت حاکم را آنطور که هست نمیبیند، بلکه آنطور که دوست دارد (یا آرزو میکند) میبیند. به عنوان مثال، نظام مستقر را بیش از حد شکننده میپندارد. گمان میکند این نظام «خانه عنکبوتی» است که با اولین بمباران فرو میریزد و همه به آغوش او خواهند آمد. مشکل آرزواندیشی، ندیدن واقعیت است و محاسبه نکردن آن.
۷. تصور نادرست از تغییرات اجتماعی و سیاسی و فرایند آن:
تغییر را یک «رویداد» ناگهانی میداند تا یک «فرایند». گویی با سقوط یک رژیم، همه چیز درست میشود.تغییرات عمیق اجتماعی حاصل انباشت تجربه، مبارزه و خطا در طول زمان است.جنگ این پیوستگی را میشکند و جامعه را به عقب پرتاب میکند.
🇮🇷 https://eitaa.com/amniatemeli