🔸هوش مصنوعی؛ ستون فقرات میدان جنگ نوین
ضرورت بازنگری در دکترین پدافندی با توجه به تهدیدهای هوشمند
#بخش_دوم
نکته قابل توجه آن است که این آشفتگی تنها محصول رسانههای خارجی نیست؛ رقابتهای درونرسانهای نیز گاه ناخواسته به تشدید آن دامن میزند. در این میان، فناوریهایی مانند جعل عمیق با بازسازی باورپذیر صحنهها و چهرهها، به ابزاری برای ایجاد تردید و بیاعتمادی تبدیل شدهاند. هدف نهایی این روند، اختلال در ادراک واقعیت و تأثیرگذاری بر افکار عمومی است؛ جایی که مدیریت روایت، به اندازه توان عملیاتی اهمیت پیدا میکند.
🔹 در امتداد تحولات میدان نبرد، کانون تهدید بهتدریج از «کنترل دسترسی» به «جریان داده» منتقل شده است. دیگر محدودسازی اینترنت یا بستن مسیرهای ارتباطی، تضمینکننده امنیت نیستند؛ زیرا دادههای حیاتی از مسیرهایی فراتر از زیرساختهای مرسوم تولید و جمعآوری میشوند. تصاویر ماهوارهای، شنود سیگنالها و دادههای حاصل از اشیاء متصل، شبکهای از اطلاعات را شکل دادهاند که مستقل از کنترلهای کلاسیک عمل میکند. در چنین شرایطی، حتی در وضعیت محدودیت دسترسی نیز، امکان تحلیل و تصمیمسازی برای دشمن باقی میماند.
🔸 این تغییر، با پیشرفت در پردازش لبهای عمیقتر شده است؛ جایی که مدلهای هوش مصنوعی بدون اتکا به ابر و اتصال دائمی، در محل داده تصمیمگیری میکنند. در کنار آن، آسیبپذیریهای سختافزاری، نقصهای نرمافزاری و رخنه در زنجیره تأمین، مسیرهایی ایجاد کردهاند که میتوانند سامانههای دفاعی را دور بزنند یا از درون دچار اختلال کنند. به همین دلیل، امنیت دیگر در سطح کنترل ابزارها تعریف نمیشود، بلکه به کیفیت طراحی و تابآوری زیرساختها وابسته است.
🔹 در همین بستر، وابستگی به مدلهای خارجی هوش مصنوعی، به یک گلوگاه امنیتی تبدیل شده است. دادههایی که در تعاملات روزمره تولید میشوند، بهتدریج به منبعی برای تحلیل رفتار جامعه بدل شده و میتوانند در فرآیند هدفگذاری هوشمند مورد استفاده قرار گیرند. آنچه در ظاهر جریان عادی دادههاست، در این چارچوب میتواند به تصویری دقیق از الگوهای مصرف و تصمیمگیری تبدیل شود.
🔺در برابر این وضعیت، نمیتوان با راهحلهای مقطعی یا پراکنده عمل کرد؛ پاسخ، نیازمند یک نگاه منسجم و چندلایه است که بهصورت همزمان سطوح مختلف تهدید را پوشش دهد:
1️⃣ در لایه پدافندی، تمرکز باید بر بهرهگیری فعال از *فریب و اشباع اطلاعاتی باشد تا دستگاه محاسباتی دشمن با دادههای گمراهکننده مواجه شده و دقت الگوریتمهای هدفگیری کاهش یابد.
2️⃣ در لایه اجتماعی، ارتقای سواد رسانهای و امنیتی جامعه در کنار ایجاد سازوکارهای حرفهای راستیآزمایی، ضروری است تا از بازتولید ناخواسته محتوای جعلی و تشدید آشفتگی خبری جلوگیری شود.
3️⃣ در لایه زیرساختی، توسعه شبکههای مستقل، ایزوله، چندلایه و مجهز به پایش هوشمند باید در دستور کار قرار گیرد تا شناسایی و مقابله با تهدیدات، بهصورت پیشدستانه انجام شود.
4️⃣ و در نهایت، در لایه اقتصادی، کاهش وابستگی به مدلهای خارجی و حرکت بهسوی شکلدهی یک زیستبوم بومی و مقاوم، ضرورتی است که همزمان امنیت و پایداری را تضمین میکند.
✍️ محمدجواد راوی، پژوهشگر سپهرا cpolicy.ir
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🚨 ایران چگونه به قتلگاه جنگندههای آمریکایی-اسرائیلی تبدیل شد؟
روایت فرمانده اسرائیلی را بخوانید؛ هرچند قاعدتاْ بخش اعظمی از شاهکار ایرانی بر نظامیان و سیاسیون آمریکایی-صهیونی ناشناخته است و ممکن است بخشی از همین تحلیل او نیز خطا و بر اساس حدسیاتش باشد.
⛓️💥 گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم:
شائیل بن افراییم، تحلیلگر ژئوپلتیک مستقر در لس آنجلس میگوید:
بهتازگی گفتوگوی مفصلی با یکی از فرماندهان سابق نیروی هوایی اسرائیل داشتم درباره اینکه چرا ایران توانسته این هواپیماهای آمریکایی را سرنگون کند.
او به من گفت که ایران پس از جنگ ۱۲روزه، با مشاهده اینکه تا چه اندازه بهراحتی بمباران شد، کل سامانه خود را بازنگری کرده است. سامانه جدید بسیار کارآمدتر و مقاومتر شده و خلبانان اسرائیلی نیز متوجه شدهاند که اکنون عملیات در آنجا تا چه حد دشوارتر شده است:
1⃣ هر یک از ۳۱ منطقه ایران اکنون این اختیار را دارد که در صورت قطع شدن فرماندهی مرکزی، بهطور مستقل عمل کند؛ به این معنا که فرماندهان محلی میتوانند بدون انتظار برای دستور از تهران، موشک شلیک کرده و با هواگردها درگیر شوند. این در گذشته یکی از مشکلات عمده آنها بود.
2⃣ با توجه به اینکه سایتهای ثابت بهراحتی منهدم میشوند، ایران بخش زیادی از پدافند هوایی بازسازیشده خود را به «شهرهای موشکی»، تونلهای عمیق زیرزمینی و مناطق ناهموار ساحلی منتقل کرده که بهعنوان پوشش برای پرتابگرهای متحرک عمل میکنند. این اهداف اکنون تقویت و مقاومسازی شدهاند.
3⃣ از آنجا که رادارهای سنتی موقعیت سامانه را آشکار میکنند، ایران به سمت استفاده از حسگرهای فروسرخ پسیو (جستوجوی حرارتی) passive infrared (heat-seeking) و الگوریتمهای نرمافزاری جدید رفته که میتوانند بدون انتشار سیگنال قابل شناسایی، جنگندهها را رهگیری کنند.
4⃣ ایران اتکای خود را به سامانههای موشکی زمینبههوای متحرک با برد متوسط افزایش داده است. تحرک این سامانهها امکان اجرای تاکتیک «شلیک و جابهجایی» را فراهم میکند که هدف قرار دادن آنها را در حملات هوایی از پیش برنامهریزیشده دشوار میسازد.
5⃣ ایران از موشکهای روسی فاصله گرفته و به سامانه بومی «باور-۳۷۳» روی آورده که بهنظر میرسد از S-300 و احتمالاً حتی از S-400 نیز برتر باشد. ارتقاهای اخیر شامل افزایش خودمختاری پرتابگرهاست، بهگونهای که حتی در صورت نابودی مراکز فرماندهی مرکزی نیز قادر به ادامه فعالیت باشند.
6⃣ آنها از سامانه جدید «مجید» استفاده میکنند که بهجای رادار، بر آشکارسازی فروسرخ پسیو متکی است. از آنجا که این سامانه سیگنال راداری منتشر نمیکند، شناسایی آن توسط هواگردها پیش از شلیک موشک بهمراتب دشوارتر است.
7⃣ مهمتر از همه، او تأیید کرد که ایران از سامانه HQ-9B استفاده میکند؛ پیشرفتهترین موشک زمینبههوای برد بلند چین. این سامانه هم از هدایت راداری فعال و هم از جستوجوی فروسرخ پسیو بهره میبرد. همین موضوع فریب دادن آن با اقدامات متقابل الکترونیکی معمول را برای هواگردها دشوارتر کرده و توانایی آن در رهگیری اهداف پنهانکار را افزایش میدهد. بهنظر میرسد عملکرد آن فراتر از انتظار بوده است.
او به من گفت: «دورانی که پرواز بر فراز ایران مثل قدم زدن در پارک بود، به پایان رسیده است.»
8⃣ در مجموع، تاکتیکهای جدید و گذار از فناوری روسی به فناوریهای ایرانی و چینی، فضای هوایی ایران را به یک محیط بهشدت contested (مورد مناقشه و درگیری) تبدیل کرده است. برتری هوایی در آنجا از بین رفته و نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا ناچارند خود را با این شرایط تطبیق دهند، در غیر این صورت هواگردهای بیشتری را از دست خواهند داد.
#تفسیر_جنگ
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
✅ تقلیل محورهای عملیاتی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران به دو محور اصلی:
پیرو تحلیل های قبلی مخصوصا در مورد ظرفیت جغرافیایی ایران ، و همچنین بخاطر شکست های راهبردی غرب در منطقه ، دو موضوع در خصوص عملیات تمام عیار نظامی غرب بر علیه ایران متصور است:
یکی عملیات نیرویهای ویژه امریکایی و اسرائیلی است که بنظر می رسد عمدتا از طریق هلی برن با پشتیبانی وسیع و شدید هوایی انجام خواهد گرفت.
و دوم نیروهای نیابتی منطقهای است که بنظر می رسد تحرکات آنها یک عملیات ایذایی برای به انحراف کشاندن نیروهای ایرانی باشد
احتمالاً طرح ریزی عملیاتی در قالب یک عملیات ترکیبی( آبی خاکی ، هلی برن ، زمینی) باشد ولی آنچه که مسلم می باشد این است که عملیات از نوع واکنش سریع و کوتاه مدت خواهد بود چون ظرفیت عملیاتی غربی در منطقه، عملیاتهای فرسایشی را تحمل نمی کند.
در این نوشتار به بررسی عملیات نیروهای ویژه آمریکایی و اسرائیلی پرداخته خواهد شد :
۱ـ تحرکات سیاسی و امنیتی:
جیمز وب خبرنگار آمریکایی:«من همین الان از منبعی بسیار نزدیک به مقامات ارشد کاخ سفید شنیدم که پس از سرنگونی یک فروند اف-۱۵، یک فروند ای-۱۰ و اصابت موفقیتآمیز چندین بالگرد و هواپیمای دیگر، کاخ سفید تشدید بیشتر تنش، از جمله اعزام نیروهای زمینی آمریکایی، را انتخاب کرده است. این دیوانگی خواهد بود. »
۲ـ تحرکات میدانی:
جابجایی سنگین تجهیزات آمریکایی توسط هواپیماهای ترابری C-17 به سمت خاورمیانه مشاهده میشود، در حالی که هواپیماهای سوخترسان KC-135 نیز آنها را همراهی میکنند. هواپیماهای C-17 توانایی حمل نیروهای نظامی، خودروهای زرهی و تجهیزات سنگین را دارند.
الف: عملیات اصلی اول( تهران):
آمریکا پس از هدف قرار گرفتن سوخت رسان هایش در منطقه در حال انتقال آنها به رومانی است. در واقع به نظر می رسد محیط سوخت رسانی بر فراز دریای سیاه خواهد بود تا مورد هدف قرار نگیرند و مسیر حرکت جنگنده ها: دریای سیاه؛ مرز هوایی گرجستان و جمهوری آذربایجان؛ دریای مازندران؛ استان مازندران و سپس تهران خواهد بود.
با اینکه اقدام از هر دو طرف دریای خزر یعنی از سمت کرانه شرقی دریای خزر مخصوصا از کشورهای ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستان هم محتمل است.
ب: عملیات اصلی دوم( تنگه هرمز):
با توجه به اینکه تسلط بر تنگه هرمز و خلیج فارس و دریای عمان برای غرب حیاتی می باشد به همین دلیل اگر بگوییم که بدلیل تنگ و محدود شدن بسترهای عملیاتی در محور جنوب ، دشمن از این هدف دست برداشته ، یک گمانه زنی ساده انگارانه است
غرب یقینا در همه زمانها بدنبال این سلطه خواهد بود و این ایران است که می تواند با هوشیاری و آمادگی رزمی ، این هدف برای آمریکا را غیر ممکن کند
با اینکه فضای عملیاتی در محور جنوب برای آمریکا بخاطر نابود شدن عمده پایگاهها و تجهیزات نظامی و تسلیحات موثر ، سخت شده است ولی همچنان بدلیل حضور چندین دهه آمریکا در این منطقه ، امکان اجرای عملیات موثر را خواهد داشت
این گمانه زنی را همراهی کشورهای عربی با غرب را تقویت می کند چرا که تسلط ایران بر تنگه به معنی محاصره ۳۶۰ درجه آنها می باشد.
نتیجه:
دو محور عملیاتی برای غرب بر علیه ایران حیاتی و قابل عملیات می باشد ، یکی عملیات بر علیه تهران بعنوان مرکز و قلب سیاسی ایران ، و دوم عملیات بر علیه تنگه هرمز بعنوان مرکز و قلب اقتصادی و تجاری ایران .
✍ مصطفی ساربان
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
✅ چرا پدافند ایران اقدام به رهگیری تمام پرنده های آمریکایی در عملیات نجات خلبان متجاوز نکرد؟
⬅️ ۱.دشمن برای این عملیات سعی کرد از کوتاه ترین مسیر که خطر کمتری داشته باشد استفاده کند.
⬅️۲.حتما این مسیر قبل از عملیات توسط پهپادها در حال پایش بوده که هیچ سامانه پدافندی موجود نباشد.
⬅️۳.بدلیل وسعت زیاد مرزهای غربی و جنوبی کشور، عملا امکان قراردادن سامانه های پدافندی و ضدهوایی در این گستره جغرافیایی عظیم وجود ندارد.
⬅️۴. طبق فیلم های ارسالی، در همان مناطق مرزی اطراف ایران، بالگردها سوختگیری کردند ولی هواپیمای سوخت رسان، ادامه مسیر را با آنها همراهی نکرده است؛ چراکه با توجه به تجربیات قبلی در ایران بسیار آسیب پذیر است.
⬅️۵. محل احتمالی خلبان یک نقطه در بین شهررضا و بروجن بوده که این نقطه چون بیابانی بوده و استحکاماتی آنجا نداریم، بنابراین سامانه ای از قبل در آن پیش بینی نشده است؛ با توجه به وسعت کشور و جایگذاری مراکز اصلی، اهمیت آنها در اولویت قرار دارند.
⬅️۶.احتمال قوی، ایران بعمد، صبح اعلام کرد که خلبان زنده نیست تا دشمن را از پیدا کردن آن مایوس نماید.
بنابراین ما نباید الان هم انتظار داشته باشیم که قرارگاه خاتم همه جزئیات زدن هواپیما و وضعیت خلبان را در رسانه ها اعلام کند. بهتر است به نیروهای مسلح مان اعتماد داشته باشیم و تدبیر آنان را بدون اطلاعات دقیق، زیر سوال نبریم.
⬅️۷. دشمن از دو بالگرد و نهایتا از یک هواپیمای رزمی با حداقل سرنشین استفاده کرد تا کمترین تلفات را بدهد. فلذا این عملیات، با یک عملیات هلی برن متفاوت بوده است. درواقع هدف تنها جستجو و نجات بوده است.
⬅️ ۸.راهبرد اصلی ما در کنار طرح های عملیاتی تدوین شده، همان تدبیر امام شهیدمان مبنی بر مردمی کردن دفاع است که در حال شکل گیری و خودنمایی می باشد.
⬅️۹. بهتر است به جای تشکیک در قدرت پدافندی جمهوری اسلامی ایران، روی این موضوع تکیه کنیم که چگونه پدافند ایران توانست جنگنده فوق پیشرفته آمریکایی را ساقط کند. اگر ضعیف بودیم، قطعا چنین امکانی فراهم نبود.
⬅️۱۰.پرداختن به اینکه جنگنده ساقط شده از نوع اف ۳۵ یا اف ۱۵ بوده، یک بحث حاشیه ای است. مهم تبیین قدرت ایران در شکار جنگنده هایی است که در دنیا شکست ناپذیر جلوه داده شده اند و حالا ایرانی ها آنها را یکی یکی شکار میکنند.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
یادداشت بین الملل؛
فروپاشی نظم نوین جهانی آمریکا؛ باتلاقی که ترامپ در آن گرفتار شده است
🔺ایده «نظم نوین جهانی» در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به دوران ریاست جمهوری بوش پدر باز میگردد، دورانی که همزمان با پایان جنگ سرد و دگرگونی ساختار قدرت جهانی بود.
🔺پیش از آن، نظام بینالملل بر پایه دو قطب اصلی، یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا و بلوک سرمایهداری غرب تعریف میشد.
🔺پس از آن آمریکا با این فرض که رهبران جدیدی از درون نظام جمهوری اسلامی ایران ظهور خواهند کرد و او در تعیین این رهبران نقش خواهد داشت، دلخوش شد؛ اما با انتخاب «آیت الله سید مجتبی خامنهای» به عنوان رهبر جدید، این امید نیز رنگ باخت.
🔺. در ادامه، رویکرد آمریکا به سمت ایجاد بحرانهای داخلی، مشابه آنچه در سوریه رخ داد و ترویج اغتشاشات و بینظمیها معطوف شد تا نظام سیاسی اجتماعی ایران را به چالش بکشد، اما حضور پرشور مردم در صحنه، این نقشه را نیز ناکام گذاشت.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🗒️ چرا جنگندههای آمریکایی در تله پدافندی ایران پودر میشوند؟
▪️ یادداشت | وحید اشتری: شکارهای دیروز ایران روی آسمان شگفت انگیز بود. از جنگنده و بالگرد و هواپیمای نظامی تا موج شکار پهپادها دیروز دو رقمی شد. ما نمیدانیم متخصصان نظامی دقیقا چه کردهاند ولی سیستم پدافندی ایران ظاهرا دارد روز به روز بهتر میشود. داشتم سرچ میکردم ببینم اطلاعات به درد بخوری روی نت وجود دارد که از آسمان ایران نوشته باشد که به این مقاله انگلیسی برخوردم و ترجمهاش را اینجا گذاشتم.
📝 «پایان امپراتوری آسمان: چرا جنگندههای آمریکایی در تله پدافندی ایران پودر میشوند؟»
➖ کالبدشکافی استراتژیک:
زلزلهٔ تحلیلی اخیر که با گزارش شاییل بنافرایم (متخصص دکترین نظامی اسرائیل) آغاز شد، اکنون با مهر تأیید رزماری کلانیک، از کلیدیترین استراتژیستهای دفاعی واشینگتن، به یک حقیقت غیرقابل انکار تبدیل شده است. کلانیک رسماً اعتراف کرد: «ترکیب تاکتیکهای جدید و پدافند چینی/ایرانی، جنگندههای آمریکا را به شدت آسیبپذیر کرده است.»
➖ چرا آسمان ایران به قتلگاه جنگندههای رادارگریز تبدیل شده است؟ هفت دلیل استراتژیک از زبان فرمانده اسرائیلی:
۱. دکترین «هیدرا» و مرگ استراتژی قطع سر (Decentralization):
در گذشته، آمریکا با زدن رادار مرکزی، کل شبکه را فلج میکرد. اما حالا ایران شبکه را به ۳۱ منطقه کاملاً خودمختار تقسیم کرده است. اگر ارتباط با تهران قطع شود، فرماندهان محلی اختیار شلیک دارند. دیگر نمیتوانید سر مار را بزنید، چون این شبکه حالا ۳۱ سر مستقل دارد!
۲. کابوس پنهانکاری؛ پایان عصر رادار (Passive Sensors):
بزرگترین نقطه ضعف پدافند این است که وقتی رادار را روشن میکند، جنگندههای آمریکایی با موشکهای ضدتشعشع (HARM) آن را میزنند. ایران این بازی را دور زده است! سیستمهای جدید (مثل سیستم بومی «مجید») رادار خود را خاموش نگه میدارند و از سنسورهای پسیو (ردیابی حرارتی/مادون قرمز) استفاده میکنند. خلبان آمریکایی اصلاً نمیفهمد روی او قفل شده، تا زمانی که موشک به بدنه جنگندهاش اصابت کند.
۳. شیفت استراتژیک از روسیه به چین و تولید داخل:
ایران فهمید که سیستمهای روسی در جنگهای مدرن آسیبپذیرند. آنها به سیستم بومی باور-۳۷۳ شیفت کردند (که به گفته فرمانده اسرائیلی، حتی از S-400 و S-300 هم بهتر عمل میکند). اما شوک اصلی اینجاست: استفاده از موشکهای چینی HQ-9B! این موشک مرگبار دارای سیستم جستجوگر دوگانه (رادار اکتیو + حرارتی) است. جنگندههای رادارگریز (Stealth) نمیتوانند این موشک را با جنگ الکترونیک فریب دهند.
۴. ارواح زیرزمینی و تاکتیک «شلیک و فرار» (Shoot-and-Scoot):
ایران پدافند ثابت را کنار گذاشته و به شدت روی سیستمهای متحرک میانبرد سرمایهگذاری کرده است. پرتابگرها در «شهرهای موشکی زیرزمینی» و تونلهای کوهستانی پنهاناند؛ بیرون میآیند، شلیک میکنند و بلافاصله به زیر زمین برمیگردند. جنگندههای آمریکایی بمبهایشان را روی مختصات از پیش تعیینشده میریزند، در حالی که پرتابگر مدتهاست از آنجا رفته است!
➖ حرف آخر؛ فرمانده اسرائیلی تیر خلاص را زد: «دوران قدمزدن و تفریح در آسمان ایران تمام شد... برتری هوایی از بین رفته است.»
➖ حالا پازل واشینگتن حل شد! چرا پنتاگون به جای شکار پایگاههای نظامی، دیوانهوار به بمباران «پل کرج» و «نیروگاههای برق» و «دانشگاهها»روی آورده و چرا ترامپ به دنبال نیروی پیادهنظام است؟
➖ پاسخ یک خط است: نیروی هوایی آمریکا در پیدا کردن و انهدام ماشین جنگی ایران ناتوان و فلج شده است. وقتی نمیتوانید موشکهای دشمن را بزنید، از روی استیصال، آب و برق مردمش را قطع میکنید!
▫️ کالبدشکافی بر اساس گزارش Shaiel Ben-Ephraim
#رصد #یادداشت
#نظامی
#پرونده_مقاومت_ملی
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔻 چک لیست امنیتی سیاست دورکاری سازمانی (۱)
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
چک لیست امنیتی سیاست دورکاری سازمانی (۲)
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ تنگه هرمز، بمب اتم جدید ایران
«نیکلای سوخوف» پژوهشگر ارشد مؤسسه اقتصاد جهانی روسیه:
آمریکاییها پیامدهای این جنگ را بهدرستی محاسبه نکردند. یکی از این پیامدها شوک انرژی است که در نتیجه اقدامات ایران سراسر جهان را دربر گرفته است.
❇️ پیش از این ایران سلاح هستهای نداشت، اما حالا میتوان گفت یک «سلاح هستهای» جدید دارد و آن تنگه هرمز است.
❇️ نکته بسیار شاخص در این جنگ ، مقاومت هیجانانگیز ایران است و من بهعنوان یک کارشناس خاورمیانه میدانستم که سناریوی «ونزوئلایی شدن» در مورد ایران اتفاق نمیافتد، چون مطمئن بودم که ایران همواره آماده مقاومت و فداکاری است.
❇️ هدف اصلی این تهاجم تغییر نظام بود ، چون آمریکاییها امیدوار بودند که اگر بتوانند فرماندهان عالیرتبه نظامی و رهبران عالی مذهبی ـ سیاسی را ترور کنند، ایران هم مثل آنچه در ونزوئلا رخ داد، تسلیم شود.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🎯 جنگ زیرساختها
☆ زدن زیرساختهای اصلی از دو حیث برای دشمن حائز اهمیت است:
۱. پاشنه آشیل افکار عمومی!
دشمن میداند بعد از «کشته شدن مردم در تعداد انبوه»، «زدن زیر ساخت های اصلی» نقطه اقناع افکار عمومی به پایان جنگ است.
پس دشمنی که در ضعف افتاده و پایان می خواهد، بدان روی می آورد.
۲. سیکل معکوس پیشرفت!
زیرساخت ها ارزش واقعی هم دارند و زدن آنها، کشور را به عقب برگردانده، برتری و پیشرفت ایران در منطقه را آسیب می زند.
پس در یک «دوراندیشی» هم چنین تجویزی برای دشمن هست.
❓ اما جنگ زیرساختها اصطلاحاً جنگ را غیر قابل برگشت می کند. با این وضع چرا دشمنِ محتاجْ به پایانْ باید مرتکب آن شود؟!
▫️در پاسخ باید به نکاتی توجه کرد:
۱. در این جنگ، آمریکا «نزدیک بین» و اسرائیل «دور بین» به نظر می رسد.
آمریکایی ها برای ضربه ای فوری و سریع آمده بودند که گیر افتادند و الان هم دنبال پایان آبرومندی هستند؛ اما اسرائیلی ها «مقیم» این منطقه در یک «جنگ وجودی» با مقاومت و تنها دولت مقاومت (ایران) هستند؛ پس «به جنگ آوردن آمریکایی ها» برایشان غنیمت است. چون نمیدانند بخاطر فشار افکار عمومی و...، آمریکا تا کی تحمل ماندن در جنگ دارد، زمان را غنیمت شمرده در یک دور بینی، زدن زیر ساخت های ایران برایشان مهم است؛ تا جایگاه منطقه ای او به عقب رانده و موقعیتش به عنوان دولت مقاومت، ضربه بخورد؛ طوری که پس از جنگ هزینه های بازسازی، او را از یاری هسته های مقاومت و احیای توان نظامی باز دارد.
۲. زیر ساختهای کشورهای عربی برای آمریکا مهم نیست.
چنانچه از پایگاه های نظامی اش به نفع آنها استفاده نکرد، خوردن زیرساختهای آنها هم مانع حمله اش به زیر ساختهای ایران نمی شود!
مقابله به مثل ایران در زدن زیر ساختها اگر در کشورهای عربی متحد با شرکای آمریکایی صورت بگیرد، ظاهرا بازدارندگی کافی برای حملات آمریکا ندارد. چون:
• اولا: نزدیک بینی آمریکا حمله به زیر ساختها را برای تسلیم و فشار افکار عمومی ایران و میانداری برخی سیاسیون برای پایان جنگ می خواهد.
• ثانیا: هزینه مقابله به مثل ایران هم گردن کشورهای عربی می افتد.
• ثالثا: این مقابله به مثل ایران در کشورهای عربی رابطه ایران با آنها را تیره تر و شانس بقای آمریکا در این کشورها را بیشتر می کند.
▫️ نتیجه:
در جنگ زیر ساخت ها ظاهرا فقط در این شرایط بازدارندگی درست می شود:
1⃣ تمرکز اصلی بر زدن زیر ساخت های اصلی و اساسی اسرائیل
برای باز کردن آسمان منطقه، طبیعی بود اول بیشترین شلیک به پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای عربی باشد؛ اما پس از حصول آن به دلایل فوق الذکر مقابله به مثل زیرساختی باید با تمرکز بر رژیم باشد تا بازدارندگی حاصل شود؛ و الا چنانچه توضیح داده شد، خسارت وارده الزاماً بازدارندگی نمی آورد.
2⃣ مقابله به مثلِ تناظری (مثلا فولاد مقابل فولاد) معلوم نیست کارگر و اصلا مقابله به مثل باشد!
برای نمونه: رژیم، چرخه تولید موشک (مزیت ایران) را ترسیم و از فولاد و نورد تا سوخت جامد و لانچر را در لیست اهداف قرار می دهد، مقابله با آن حتما زدن کارخانه فولادی در منطقه یا حتی در اسرائیل نیست!
شاید میدان های گازی او نقطه آسیب پذیرتری در این معادله باشد؛ ولو تناظر چشم مقابل چشم نباشد!
یا احتمالا زدن شرکت های پتروشیمی و پالایشگاهی ایران بر اساس آن دور بینی و عقب راندن ایران در منطقه باشد. مقابله به مثل، زدن موثر مزیّت نسبی و برتری تکنولوژیک رژیم (مثلا در هوش مصنوعی و...) در منطقه است. پالایشگاههای او در مقابل فولاد و پل و... باید زده شده باشد!
☆ به روز کردن لیست اهداف با چنین راهبردی، برعهده کارشناسان مسلط به عرصه مختلف و هم نظامی است که لابد لحاظ می شود.
✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۵
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی موشک ایرانی شب اسرائیل روز میکنه😄💪
🔻چرا یک کشور به جت جنگنده بهروز نیاز دارد؟
یک جت جنگنده فقط یک هواپیمای سریع نیست؛ بلکه نماد قدرت نظامی و ابزاری استراتژیک برای تضمین امنیت و منافع ملی یک کشور همانند پهپادها و موشک های بالستیک است. بیایید دلایل این ضرورت را تحلیل کنیم:
🎯 ۱. نفوذ و حاکمیت در آسمان ملی
هر کشور حق حاکمیت بر آسمان خود را دارد. جنگندهها به عنوان *سپر دفاعی آسمانی* عمل میکنند تا:
- از نقض حریم هوایی توسط سایر کشورها جلوگیری کنند
- در برابر حملههای هوایی دشمن دفاع کنند
- اجازه نفوذ پهپادها یا هواپیماهای جاسوسی را ندهند
-در زمان بازبودن حریم هوایی برای پرواز های تفریحی و آموزشی و تجاری که پدافندهوایی از حالت اتوماتیک به حالت مانیتورینگ میرود و دراین حالت فقط میتواند به شئ متخاصم هشدار دهد ، داشتن هواپیمای جنگنده بروز میتواند کمک بسیار خوبی برای این لحظات باشد.
🛡️ ۲. بازدارندگی استراتژیک
وجود یک نیروی هوایی مدرن با جنگندههای پیشرفته، نوعی دشمنزدایی خودکار ایجاد میکند. دشمنان بالقوه قبل از هر اقدام تهاجمی، تواناییهای دفاعی و حملهای کشور را میسنجند. این بازدارندگی از وقوع جنگهای بزرگ جلوگیری میکند.
🌍 ۳. توانایی عملیات برونمرزی
جتهای جنگنده به کشور این امکان را میدهند که:
- منافع ملی خود را در خارج از مرزها پشتیبانی کنند
- در بحرانهای بینالمللی نقش داشته باشند
- به متحدان در صورت نیاز کمک هوایی برسانند
- در زمان گشت هوایی می تواند هواپیماهای رادار گریز را پیداکرده و با آن ها درگیر شوند تادیگر شاهد بمباران هوایی داخل شهرها نباشیم تجربه ای که در هشت سال دفاع مقدس بدست آوردیم .
⚡ ۴. سرعت عمل و واکنش فوری
در مقایسه با قوای هوایی قدیمیتر، جتهای جنگنده:
- سریعتر به هر نقطه از قلمرو کشور میرسند
- در کمتر از چند دقیقه به تهدیدات هوایی پاسخ میدهند
- انعطافپذیری عملیاتی بسیار بالاتری دارند
📊 ۵. تکنولوژی و خودکفایی ملی
صنعت ساخت و نگهداری جنگندهها باعث:
- توسعه فناوریهای پیشرفته در کشور میشود
- اشتغالزایی برای هزاران متخصص میکند
- وابستگی به واردات را کاهش میدهد
⚖️ نتیجهگیری
داشتن جت جنگنده امروزه دیگر یک کالای لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت امنیتی در دنیای پیچیدهی امروز است. این موضوع در کنار سایر توانمندیهای نظامی، تعادل قدرت را حفظ کرده و تضمین میکند که کشور در برابر هرگونه تهدید آمادهی پاسخگویی است و داشتن تجهیزات نظامی از هر نوعی مثل پهپاد و موشک و هواپیمای جنگنده هیچ گاه جای یک دیگر را نمیگیرند همانطور که داشتن پهپاد و موشک درعصر کنونی لازم و ضروری است اما کافی نیست پس با توجه به توضیحات ذکر شده داشتن هواپیمای جنگنده بهروز و مانور پذیر و رادار گریز از واجبات امنیت کشور در عصر کنونی است.
هم چنین داشتن این نوع جنگنده های بهروز هم سطح امنیتی و پدافندی و هم سطح تهاجمی و دفاعی مارا در قله های بالاتری از قدرت قرارمیدهد.