eitaa logo
|•ناڕوَݩ🌿'
301 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
133 ویدیو
4 فایل
🎗•|آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه‌ی نارونی تا ابَدیَت جاری‌ست به سراغِ من اگر می‌آیید...نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینیِ نازکِ تنهاییِ من... 🌱۱۴۰۰/۶/۱۷ 📬 https://daigo.ir/secret/73005885 🆔 @Nar_vaN @NaRvAn_20 ⌝یامھد؎ﷻ⌞
مشاهده در ایتا
دانلود
•• . شانه‌اش را برد با خود؟ ای دلم غمگین مباش تکیه‌کردن بر غبارِ کهنه‌دیواری بس است . •••
•• . خاموشم اما دارم به آواز ِ غم خود می دهم گوش وقتی کسی آواز می خواند خاموش باید بود غم داستانی تازه سر کرده ست اینجا سراپا گوش باید بود : - درد از نهاد ِ آدمیزاد است! آن پیر ِ شیرین کار ِ تلخ اندیش حق گفت، آری آدمی در عالم ِ خاکی نمی آید به دست، اما این بندی ِ آز و نیاز ِ خویش هرگز تواند ساخت آیا عالمی دیگر؟ یا آدمی دیگر؟ ای غم! رها کن قصه ی خون بار! . •••
. •••
•• . همان کسی که ســکوت مرا نشانه گرفت همین‌که حرف دلم شد فقط بهانه گرفت . •••
•• . در غیابِ تو گفــتگو دارم با تو در حضورت گفتگو با خویش . •••
b6adcfff12a1dc74fcac2a58c22f5ef333079013-720p.mp3
5.56M
🌿 چه کنم فراقتو حسین؟ . ‌•••
•• . خنده‌ی بیگانگان دیدم ، نگفتم درد دل آشنایا با تو گویم گریه دارد حالِ من... . •••
•♥️🌱• https://fatehe-online.ir/231707 فاتحه آنلاین طراحی شده برای لطفا شما هم در آن شرکت کرده و 🌿 . •••
|•ناڕوَݩ🌿'
#God . •••
•• . خدایا... میانِ این همه چشم نگاهِ تو تنها نگاهیست که مرا از هر نگهبان و محافظی بی نیاز می‌کند🦋 . •••
. •••
•• . اِی دو چشمت سبب و علت پیدایشِ صبح دیده بگشا که جهان منتظر آغاز است... ⛅️ . •••
•• . آمدم پیشِ تو تا سفره ی دل باز کنم حرمتِ سفره نگه داشتنت را دیدم! . •••
. •••
•• . بستگی دارد که از زندان چه تعریفی کنیم هیچکس در هیچ‌جای این جهان آزاد نیست . •••
•• . برفی‌ست پشت پنجره‌ ی روزهای سرد دی ماه فرصـتی‌ست بـرای بروز درد...! . •••
|•ناڕوَݩ🌿'
•• . ‏تویی بهانه ی آن ابرها ک می‌گِریَند ‏بیا که صاف شود این هوای بارانی! . •••
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
•• . صدف چشم من از داغ تو گوهر بارست چه کنم؟! کار علی بی تو به عالم، زارست! اشتیاق تو مرا می‏کشد از خانه برون ور نه از خانه برون آمدنم، دشوارست! موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم دیده‏ی زینب تو مات در و دیوارست! به گواهی شب و، زمزمه‏ی مرغ سحر اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدارست روز در خانه، پرستار حسین و حسنم کمکم کن! که نگهداری شان دشوارست! یاد آن روز که با زینب تو می‏گفتم: دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمارست! چاه داند که به من، عمر چه ِسان می‏گذرد قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیارست بشنو از شاعر ژولیده، تو راز دل من صدف چشم من از داغ تو، گوهر بارست . ‌•••
•• . در مسلک ما سوخته دلان خنده حرام است... . •••
|•ناڕوَݩ🌿'
#Poem . •••
•• زینب شنید گریه‌‌ی در، آه میخ را زینب گریست، دادِ برادر بلند شد ... . •••
•• . و "اشک" آب رحمتی‌ست که گناهان را از سینه می‌شوید...🌱 . ‌•••
|•ناڕوَݩ🌿'
‌•• در مرگِ سرخِ حاج‌قاسم با ابومهدی دیدیم جانِ دوستان آخر یکی باشد.. . •••
•• . و چگونه از جان نگذرد آن‌که می‌داند جان، بهای دیدار است؟ + سید مرتضی‌آوینی . •••
•• . هرکه بیناتر در این هنگامه؛ حیران بیشتر . •••