eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
32 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔵 حکمت ؛ گمشدهٔ مؤمن 💠 حكمت گمشده مؤمن است ؛ حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد. 📒 ، حکمت ۸۰ @Nahjolbalaghe2
۱۷ آذر ۱۴۰۰
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
📒 لذت مطالعه (خلاصه کتاب) 📖 قضاوتهای حضرت علی (علیه السلام) 📚 انتشارات پیام حق 8⃣2⃣(قسمت
📒 لذت مطالعه (خلاصه کتاب) 📖 قضاوتهای حضرت علی (علیه السلام) 📚 انتشارات پیام حق 9⃣2⃣(قسمت بیست و نهم) نفع و زیان حجرالاسود 🔻هنگامی که خلیفه دوم حجرالاسود را بوسید به آن خطاب کرد و گفت : می دانم که تو سنگی هستی و به کسی نه زیانی می رسانی و نه نفعی؛ اگر ندیده بودم که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) تو را می بوسید هرگز تو را نمی بوسیدم . ✨ امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عمر فرمود: بلکه این سنگ هم زیان می رساند و هم نفع . 🔻 عمر گفت : چگونه ؟ ✨ آن حضرت فرمود : آنگاه که خداوند از بنی آدم پیمان گرفت، عهدنامه ای برایشان نوشت و همین سنگ آن را در خود فرو برد . پس در روز رستاخیز به وفای مؤمن و انکار کافر گواهی خواهد داد . و این معنای دعایی است که مردم در موقع استلام حجر می خوانند : «اللَّهُمَّ اِیماناً بِکَ وَتَصدِیقاً بِکِتابِکَ وَ وَفاءً بِعَهدِکَ» ؛ خدایا به تو ایمان می آورم و کتاب تو را تصدیق می کنم و به عهد تو وفا می نمایم. ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2
۱۷ آذر ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۷ آذر ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۸ آذر ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۸ آذر ۱۴۰۰
✨﴾﷽﴿✨ ✅ برنامه‌ روزانه کانال : 🌷شنبه‌‌‌‌ها‌و سه‌شنبه‌ها شرح 🦋خطبه ها 🌹یکشنبه‌ها و چهار‌شنبه‌هاشرح 🌴حکمتها 🌷دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها شرح 🕊نامه ها 🍃حکمتها، نامه ها و خطبه های نهج‌البلاغه ترجمه محمد دشتی به طور کامل قبلا در کانال بار گزاری شده و لینک‌های دسترسی به مطالب در کانال سنجاق شده اند 🌺🍃 @Nahjolbalaghe2
۱۸ آذر ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۸ آذر ۱۴۰۰
«أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» ✨﴾﷽﴿✨ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ آنها کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده. پس به هدایت آنان اقتدا کن. (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشى از شما نمى طلبم. این (رسالت، چیزى) جز یک یادآورى براى جهانیان نیست. (و این وظیفه من است.)» (انعام/۹۰) @Nahjolbalaghe2
۱۸ آذر ۱۴۰۰
✨﴾﷽﴿✨ 🔹تفسیر سوره مبارکه انعام آیه(۹۰)🔹 ✅این آیه، برنامه این پیامبران بزرگ را یک سرمشق عالى هدایت به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) معرفى کرده، مى فرماید: اینها کسانى هستند که مشمول هدایت الهى شده اند، بنابراین، به هدایت آنها اقتدا کن ✅(أُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ). 🔹این آیه، بار دیگر تأکید مى کند که: اصول دعوت همه پیامبران الهى یکى است، اگر چه از نظر ویژگى ها و خصوصیات، به تناسب نیازمندى هاى مختلف هر زمان تفاوتهاى قابل ملاحظه اى داشته اند، و آئین هاى بعدى کامل تر از آئین هاى قبلى بوده اند، کلاس هاى علمى و تربیتى، تا به آخرین آنها که برنامه نهائى است، یعنى اسلام، رسیده است. در این که: منظور از این هدایت که باید سرمشق پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) قرار گیرد چیست؟ بعضى از مفسران، احتمال داده اند همان صبر و پایدارى در مقابل مشکلات است. بعضى گفته اند: مقصود توحید و تبلیغ رسالت است. ولى ظاهراً هدایت مفهوم وسیعى دارد که هم توحید و سایر اصول اعتقادى را شامل مى شود، هم صبر و استقامت، و هم سایر اصول اخلاق و تعلیم و تربیت. از آنچه گفتیم روشن مى شود: آیه فوق هیچ منافاتى با این ندارد که اسلام ناسخ ادیان و شرایع پیشین باشد; زیرا نسخ تنها شامل قسمتى از احکام مى شود، نه اصول کلى دعوت آنها. 🔹پس از آن به پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین دستور داده مى شود: به مردم بگو: من هیچ گونه اجر و پاداشى در برابر رسالت خود از شما تقاضا نمى کنم، همان طور که پیامبران پیشین چنین درخواستى نکردند، من هم از این سنت همیشگى پیامبران پیروى کرده و به آنها اقتدا مى کنم ✅(قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً). نه تنها اقتداء به پیامبران و سنت جاویدان آنها ایجاب مى کند، پاداشى مطالبه نکنم، بلکه از آنجا که این آئین پاک که براى شما آورده ام یک ودیعه الهى است که در اختیار شما قرار مى دهم، در برابر رساندن ودیعه الهى به شما اجر و پاداش، مفهومى ندارد. به علاوه این قرآن، رسالت و هدایت جز یک بیدار باش و یادآورى به همه جهانیان چیز دیگرى نیست ✅(إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرى لِلْعالَمینَ). 🔹و چنین نعمت عمومى و همگانى، همانند نور آفتاب و امواج هوا و بارش باران است که جنبه عمومى و جهانى دارد، و هیچ گاه خرید و فروش نمى شود و کسى در برابر آن اجر و پاداشى نمى گیرد. 🔹این هدایت و رسالت نیز جنبه خصوصى و اختصاصى ندارد که بتوان براى آن پاداش قائل شد. 🔹با توجه به آنچه در تفسیر این جمله گفته شد، پیوند آنها با یکدیگر و با آیات قبل کاملاً روشن مى گردد. 🔹ضمناً از جمله اخیر، به خوبى استفاده مى شود که آئین اسلام جنبه قومى و و منطقه اى ندارد; چرا که یک آئین جهانى و همگانى است. ✔️پایان آیه(۹۰) @Nahjolbalaghe2
۱۸ آذر ۱۴۰۰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۸ آذر ۱۴۰۰
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨﴾﷽﴿✨ 🔹ترجمه و شرح نامه(۴۲)🔹 ↪️...عمر بن ابى سلمه در جنگ جمل در خدمت على(عليه السلام) بود، مادر
✨﴾﷽﴿✨ 🔹ترجمه و شرح نامه(۴۳)🔹 ⚖برابری مسلمانان در بیت المال ✅نامه در یک نگاه: این نامه نیز بى شباهت به نامه 41 نیست و عصاره آن ملامت و سرزنش شدید امام(علیه السلام) نسبت به فرماندار دیگرى به نام مصقلة بن هبیره شیبانى است، زیرا به خدمت امام(علیه السلام) گزارش داده بودند که او اموال بیت المال را بى حساب و کتاب به قوم و قبیله خود مى دهد. امام(علیه السلام) او را سخت بر این کار ملامت مى کند و نصیحت مى فرماید که آخرت خود را به دنیا و دین خود را به دینار نفروشد; ولى به طور قطع او را متهم نمى کند و مى فرماید: اگر خبرى که به من رسیده راست باشد تو کار بسیار بدى کرده اى. همه مسلمين در بيت المال يکسانند: همان گونه که از عنوان نامه و همچنين از خطبه 44 استفاده مى شود مصقلة بن هبيره شيبانى يکى از کارگزاران و فرمانداران امام(عليه السلام) بر بخش مهمى از فارس به نام اردشيرخُرّه بود که شامل چندين شهر و آبادى مى شد. به گفته ابن ابى الحديد او از نواده هاى نزار بن معد بن عدنان بود.(2) وى داستانى در مورد اسيران بنى ناجيه دارد که در خطبه 44 گذشت. بنى ناجيه گروهى از نصارا بودند که مسلمان شده و جمعى هم بر آيين خود باقى مانده بودند و يا از اسلام باز گشته بودند. بعد از شکست خوردن اصحاب جمل در بصره تمام مردم آن منطقه با على(عليه السلام) بيعت کردند به جز بنى ناجيه که بر عليه امام(عليه السلام) لشکرکشى کردند; امام(عليه السلام) معقل بن قيس را فرستاد و او آنها را شکست داد و گروهى را به اسارت در آورد. هنگامى که اين اسيران را به سوى کوفه مى بردند، چون به منطقه اردشير خُرّه رسيدند که در آنجا مصقله به عنوان فرماندار امام(عليه السلام) حکومت مى کرد. وى آنها را که پانصد نفر بودند از معقل در برابر پرداخت غرامتى معادل پانصد هزار درهم گرفت و آزاد کرد او اين اموال را از بيت المال پرداخت به اين نيت که بعداً آن را به بيت المال برگرداند; ولى در اين کار تعلّل مى ورزيد. او پس از مدّتى خدمت امام(عليه السلام) به کوفه آمده مبلغى را پرداخت و انتظار داشت امام(عليه السلام) بقيه را به او ببخشد; ولى حضرت موافقت نکرد، زيرا ممکن بود بدعتى شود و بخشش هاى عثمان را از حقوق بيت المال در اذهان تداعى کند. سرانجام چون از عدالت امام(عليه السلام) بيمناک بود فرار کرد و به معاويه پيوست. به هر حال نامه مورد بحث نيز نشان مى دهد که او عملاً پيرو مکتب عثمان بود و قبل از داستان اسيران بنى ناجيه نيز اموال بيت المال را در ميان بستگانش تقسيم مى کرد و هنگامى که اين خبر به امام(عليه السلام) رسيد، امام(عليه السلام) نامه مورد بحث را براى وى نوشت. اين نامه به سه نکته پر اهمّيّت اشاره مى کند: نخست مى فرمايد: «گزارشى از تو به من رسيده است که اگر درست باشد و اين کار را انجام داده باشى، پروردگارت را به خشم آورده و امامت را عصيان کرده اى»; (بَلَغَنِي عَنْکَ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ، وَعَصَيْتَ إِمَامَکَ). اين تعبير که به طور سربسته بيان شده، نشان مى دهد که امام(عليه السلام) خبرى را که به او رسيده بود صد در صد تصديق نفرمود و جانب احتياط را رعايت کرد که مبادا شخص بى گناهى متهم گردد. آن گاه خبرِ رسيده را به طور واضح و مشروح بيان کرده، مى فرمايد: «به من گزارش داده اند، تو غنايم مسلمانان را که با نيزه ها و اسب هايشان (در جنگ با دشمن) به دست آمده و خون هايشان در اين راه ريخته شده در ميان گروهى از باديه نشينان قبيله ات که تو را به رياست خود برگزيده اند تقسيم مى کنى»; (أَنَّکَ تَقْسِمُ فَيْءَ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ، وَخُيُولُهُمْ وَأُرِيقَتْ عَلَيْهِ دِمَاؤُهُمْ، فِيمَنِ اعْتَامَکَ(3) مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ). به يقين اگر مصقله چنين کارى را انجام داده باشد بسيار کار خلافى مرتکب شده، زيرا دست آورد خون مجاهدان و شهيدان را براى رياست خود بر قومش هزينه کرده است. سپس در بخش دوم اين نامه مى فرمايد: «سوگند به کسى که دانه را (در زير  خاک) شکافت و روح انسانى را آفريد، اگر گزارشى که به من رسيده درست باشد، تو در نزد من منزلت پستى خواهى داشت و ارزش و مقدارت در پيشگاه من سبک خواهد شد»; (فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ(4)، لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَيَّ هَوَاناً، وَلَتَخِفَّنَّ عِنْدِي مِيزَاناً). باز امام(عليه السلام) در اين جمله قضاوت محتاطانه اى درباره او مى کند که مبادا گزارشگران اشتباهى کرده باشند و آبروى انسان با ايمانى بى جهت بريزد و مى فرمايد: اگر گزارش صحيح باشد در نظر من بى ارزش و بى مقدار خواهى شد. امام(عليه السلام) در اينجا او را تهديد به مجازات خشنى نمى کند و ليکن به توبيخ معنوى مى پردازد که از مجازات خشونت آميز ظاهرى دردناک تر است. ✔️ادامه دارد.. @Nahjolbalaghe2
۱۸ آذر ۱۴۰۰