هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد..
آه،تصویر تو هرگز به تومانند نشد!
گفتم از قصه عشقت گره ای باز کنم
به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد...
خاطراتت تو و دنیای مرا سوزاندند!
تافراموش شود یادتو،هرچند نشد:)))
من دهان باز نکردم که نرنجی از من!
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد...
دوستان از عاقب چاه نجاتم دادند
بلکه چون برده مراهم بفروشند نشد!
وقتی میبینید یکی حالش یه کم خوبه، از گرفتاریها و غصههاش ازش چیزی نپرسید، بذارید یه کم حال خوبش طولانیتر باشه...
ما خیلی خستم ایم، فکر میکنیم فقط به یک خواب شبونه نیاز داریم، اما اوضاع خیلی داغون تر از ایناست....
باید خیلی جنس وجودت ناب باشد
که دیگران را تحسین کنی
و از تماشای موفقیت و خوشبختی
آنان لذت ببری...
اگه همونقدر که ناراحت کردن آدما رو بلدیم، خندونشون رو هم یاد گرفته بودیم،
دنیا جای قشنگتری بود :)