صداش خیلی بَم بود ؛ یه صدای گرفته و البته آروم ، میگفت
من یه زمانی خیلی داد میزدم ، از حنجرهام زیادی کار کشیدم
ولی وقتی صدام میکرد انگار یه دست ظریف و نرم خودشو
میکشید رو یه پارچه مخملی
@Namiiraa
✨🍂
|•نــْــآمْــــٓــــیٓرّآ :) _
امان از این دیالوگ حق صابر ابر که برای
هزار بار هم بشنوی تو هر موضوعی صدق میکنه :
همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه
همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی
همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه
یاد بگیراومدن یه آدم توی زندگیت به معنای همیشه موندنش نیست، پس حال خودتو به حضور آدما وصل نکن!به رفتار و حرفاش عادت نکن، فکر نکن اگه اون نباشه تو نمیتونی. همینجور که قبل اون تونستی، بعد اونم میتونی؛ پس بگو، بخند، برقص، زندگی کن فقط برای کسی که تو آینه میبینی، فقط همونه که آخر قصه کنارته
|•نــْــآمْــــٓــــیٓرّآ :) _
یاد بگیراومدن یه آدم توی زندگیت به معنای همیشه موندنش نیست، پس حال خودتو به حضور آدما وصل نکن!به رفت
ازرابطههابراخودتونرویانسازین
⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃
نگاهم به قطره های ریز باران، که در زمین نقشه بسته بودند گره خورد. بوی خاکِ نم خورده از آب باران بلند شد. چشمانم را روی هم میگذارم و چندبار نفسم را آرام بیرون می دهم. این خاک بویِ دلتنگی دارد! انگار که باز قرار بود عهدم را بشکنم!
زنجیره خاطرات، قلب و عقلم را به تسخیر گرفته اند!
جسمش را، دوباره در ذهنم تجسم میکنم!
لبان صورتی رنگش، دوتا تیله های قهوه ای رنگش، چال لپ کنار گوشه لبش، هرآدمی را به بازی میگیرد! و منی که محو آن همه زیبایی ، صحنه های دیدار با او را بار ها و بارها مرور میکردم و با آن ها زندگی میکردم!
بوی آشنای این خاک، حکایت از حرف های نگفتنی و دلتنگی های پنهان شده دارد!
⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃⛓🍃
همهى اونهايى كه باهات ميجنگن دشمنت نيستن ، همهى اونهايى هم كه كمكت ميكنن رفيقت نيستن
این قانون زندگیه
عاشق رگِ دست میشید،
واسه همینه بهتون خیانت میکنن دیگه
دنبال رگ و ریشه و اصالت باشید