خواربارفروشی نامیا☃️
روز پنجاهم: کلاس داشتن با اون دوتا معلما🚮 موندن تو کلاس وقتی زنگ تفریح بود پیاده برگشتن تا خونه تمری
روز پنجاه و یک،دو،سه،چهار و پنج:
پاستا
آماده شدن واسه هالوین
صحبت کردن با بچه ها
کتاب خوندن
ذوق داشتن برای نمایشگاه
خود نمایشگاه
پسر بچه های کوچولو دبستانی🤏🤏
اون دختره که شکل اروپاییا بود
غارت کردن خوراکی های بچه ها
آرایش های عجیب غریب
کادوعه
صحبت با بچه ها کمپ
بیهوش شدن از شدت خستگی
هدایت شده از ``کیمسوفیا``
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدوارم همسر آیندهم شیرینیپز و شکلاتدوست باشه✨.