eitaa logo
ناسوت | علیرضا بیگدلی
398 دنبال‌کننده
232 عکس
40 ویدیو
1 فایل
ناسوت، جهان مادی حقیر در برابر ملکوت... @Alireza_big
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰او و رفیقش... +اوه چه حرف خفنی زدی ، از کیه حالا این جمله؟ - خودم گفتم! +اهه مسخره، فکر کردم یه آدم بزرگ گفته. 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰از یهود تا صهیونیسم... یهود! اگر بخواهیم از اول ماجرا شروع کنیم، باید به 3500 سال پیش بازگردیم. سرزمینی به نام کنعان( منطقه ای که امروز شامل فلسطین و اسرائیل و بخش هایی از اردن و لبنان است). یهودیت از نظر تاریخی و دینی با حضرت ابراهیم آغاز می شود. زمانی که اکثر مردم بت پرست بودند او در حال رواج دادن یکتا پرستی بود. از نسل ابراهیم، فرزندش اسحاق و سپس نوه اش یعقوب(اسرائیل) قرار دارند. یعقوب 12 پسر داشت که هر یک بنیان گذار یکی از 12 قبیله اسرائیل شدند. و از همین جا نام «بنی اسرائیل» (فرزندان اسرائیل) پدید آمد. چند قرن بعد بنی اسرائیل در مصر به بردگی گرفته شدند. در این دوران حضرت موسی به پیامبری برگزیده شد. او قوم خود را از مصر بیرون برد و در کوه سینا از سوی خدا، ده فرمان و تورات را دریافت کرد. این لحظه، نقطه‌ی رسمی تولد دین یهود است؛ یعنی جایی که تعالیم و قوانین دینی یهود به‌صورت مدون شکل گرفتند. پس از موسی بنی اسرائیل به سرزمین کنعان بازگشتند و دوران حکومت حضرت داوود و سلیمان فرا رسید. سلیمان معبد بزرگ اورشلیم (بیت‌المقدس) را ساخت که مرکز پرستش یهودیان شد. در نتیجه میتوان گفت: آغاز معنوی یهود با حضرت ابراهیم و پیمان او با خداوند بود. آغاز قومی با حضرت یعقوب (اسرائیل) و فرزندانش، و آغاز دینی رسمی و شریعت با حضرت موسی و نزول تورات اتفاق افتاد. بعد از وفات حضرت موسی، بنی‌اسرائیل به رهبری یوشع وارد سرزمین کنعان شدند. تا مدت ها حکومت متمرکز نداشتند و حاکمانی به نام داوران بر آنها حکم می راندند. بعد از آنها، دوره فرمانروایی حضرت داوود، بنی اسرائیل را متحد کرد و اورشلیم را پایتخت ساخت. و بعد از آن، پسر او، حضرت سلیمان معبد اول را در اورشلیم بنا کرد، که مکان مقدس یهودیان شد. (پارت یک) 📝https://eitaa.com/Nasut84
پس از مرگ حضرت سلیمان، کشورشان دو تکه شد(اسرائیل در شمال، یهودا در جنوب). در نهایت، بابلی‌ها به رهبری نبوکدنصر اورشلیم را ویران کردند، معبد را سوزاندند و مردم را به اسارت بردند. این دوران تبعید باعث شد یهودیان به جای پرستش قربانی در معبد، روی مطالعه‌ی تورات و نیایش جمعی در کنیسه‌ها تمرکز کنند. همان جا بود که پایه‌های دین یهودِ «غیرمعبد‌محور» شکل گرفت. پس از سقوط بابل به دست کوروش بزرگ (پادشاه ایران)، او به یهودیان اجازه داد به سرزمینشان برگردند. در بازگشت، عزرا (Ezra) و نِحِمیا (Nehemiah) تورات را دوباره سامان دادند و معبد دوم را ساختند. در همین زمان، روحانیت یهود (کاهنان و کاتبان) قدرت زیادی پیدا کرد و تفاسیر و قوانین دقیق دینی شکل گرفتند. در دوران بعدی، یهودیان زیر سلطه‌ی امپراتوری‌های بزرگ قرار گرفتند (یونان، سپس روم). اختلافات داخلی باعث شد گروه‌های مختلفی در میانشان پدید بیاد: فریسیان (Pharisees): به تفسیر و شریعت شفاهی ایمان داشتند. صدوقیان (Sadducees): فقط تورات مکتوب را قبول داشتند. اسنیان (Essenes): زاهدان گوشه‌نشینی بودند که از جامعه کناره گرفتند (از آن‌ها طومارهای بحرالمیت به‌جا مانده). در سال ۷۰ میلادی، رومی‌ها معبد دوم را هم نابود کردند. این اتفاق دین یهود را برای همیشه تغییر داد. بعد از نابودی معبد دوم، دیگر قربانی و عبادت در معبد ممکن نبود. در این دوران، علمای یهود یا خاخام‌ها (Rabbis) مرکز دین شدند و به جای قربانی، بر تورات، دعا و اخلاق تمرکز کردند. تعالیم شفاهی‌ای که نسل‌ها بین علما منتقل شده بود، در این زمان نوشته شد و تبدیل به مجموعه‌ای بزرگ به نام تلمود (Talmud) گردید. تلمود، همراه با تورات، هسته‌ی اصلی یهودیت امروز است. پس از پراکندگی (Diaspora)، یهودیان در سراسر جهان زندگی کردند و شاخه‌های مختلفی از یهودیت شکل گرفت: اشکنازی (Ashkenazi): یهودیان اروپای مرکزی و شرقی. سفاردی (Sephardi): یهودیان اسپانیا و شمال آفریقا. مزراحی (Mizrahi): یهودیان خاورمیانه و ایران. در دوران مدرن هم سه شاخه‌ی اصلی مذهبی پدید آمدند. ارتدکس: سخت‌گیر و وفادار به شریعت قدیم. محافظه‌کار (Conservative): میان‌رو و تعدیل‌شده. اصلاح‌طلب (Reform): مدرن و آزاد از شریعت سنتی. (پارت دوم) 📝https://eitaa.com/Nasut84
پیدایش «صهیونیسم» (Zionism) در واقع آخرین فصل از تاریخ تحول یهودیانه، و ترکیبیه از دین، تاریخ، سیاست و بحران هویت قومی. واژه‌ی صهیون (Zion) در اصل نام یکی از تپه‌های اورشلیم (بیت‌المقدس) بود، که بعدها نماد سرزمین مقدس و وعده‌داده‌شده‌ی خدا به بنی‌اسرائیل شد. در متون مقدس یهود (به‌ویژه مزامیر داوود)، «صهیون» جاییه که خدا با قوم برگزیده‌اش پیمان بسته. بنابراین، صهیون در سطح دینی یعنی «سرزمین بازگشت»، «وعده‌ی الهی» و «هویت گمشده‌ی قومی». در طول قرن‌ها، یهودیان پراکنده در سراسر جهان، در دعاهاشون همیشه این جمله رو می‌گفتند: «سال آینده در اورشلیم» (Next year in Jerusalem). یعنی امید به بازگشت به سرزمین مقدس همیشه زنده بود، ولی تا قرن نوزدهم بیشتر جنبه‌ی معنوی داشت، نه سیاسی. در قرن ۱۹، اروپا دچار تغییرات بزرگ شد: ملت‌سازی، انقلاب صنعتی، و ایده‌ی ملی‌گرایی (Nationalism). در همین دوران، یهودیان اروپایی به‌ویژه در اروپای شرقی و روسیه با موجی از یهودستیزی (Anti-Semitism) و تبعیض روبه‌رو شدند. با وجود اینکه در غرب بعضی از یهودیان موفق و تحصیل‌کرده شدند، باز هم جامعه‌ی اروپایی آن‌ها را «بیگانه» می‌دانست. همین باعث شد گروهی از متفکران یهودی بگویند: اگر ما هیچ‌وقت در جوامع دیگر پذیرفته نمی‌شیم، باید کشور خودمان را داشته باشیم. در اینجا تئودور هرتسل (Theodor Herzl) وارد صحنه می‌شود — روزنامه‌نگار یهودی اتریشی. او در جریان «قضیه‌ی دریفوس» در فرانسه (که یک افسر یهودی بی‌گناه به خیانت متهم شد) فهمید که یهودستیزی حتی در جوامع «متمدن» هم وجود دارد. در سال ۱۸۹۶ کتاب معروفش را نوشت: Der Judenstaat (دولت یهود) و در آن گفت: تنها راه نجات یهودیان از تبعیض، تأسیس یک دولت مستقل یهودی است. یک سال بعد، اولین کنگره‌ی صهیونیست‌ها در شهر بال (سوئیس) برگزار شد. این لحظه، تولد رسمی جنبش صهیونیسم بود. صهیونیست‌ها تصمیم گرفتند به سرزمین فلسطین (که آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود) مهاجرت کنند، چون آنجا را سرزمین اجدادی خود می‌دانستند. در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، موج‌های مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز شد. در آن زمان، فلسطین عمدتاً مسلمان و عرب‌نشین بود، اما مهاجران یهودی زمین خریدند، کیبوتص‌ها (مزارع اشتراکی) ساختند و هویت ملی جدیدی شکل دادند. در جنگ جهانی اول، بریتانیا «اعلامیه بالفور» (۱۹۱۷) را صادر کرد و گفت از تأسیس «خانه‌ی ملی برای یهودیان در فلسطین» حمایت می‌کند. بعد از هولوکاست (کشتار شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم)، فشار بین‌المللی برای ایجاد کشوری یهودی بیشتر شد. در نهایت در سال ۱۹۴۸، دولت اسرائیل اعلام استقلال کرد. اما چون این سرزمین در آن زمان متعلق به فلسطینی‌ها بود، جنگی بین یهودیان و اعراب درگرفت، و از همان زمان مناقشه‌ی فلسطین–اسرائیل آغاز شد. صهیونیسم امروزی چند شاخه دارد: صهیونیسم دینی: بازگشت به صهیون را تحقق وعده‌ی الهی می‌داند. صهیونیسم سکولار: هدفش حفظ ملت و دولت یهودی است، نه لزوماً از نظر دینی. صهیونیسم لیبرال یا انتقادی: از درون خود یهودیت، سیاست‌های تند اسرائیل را نقد می‌کند. در نتیجه، «یهودیت» یک دین قدیمی است، و «صهیونیسم» یک جنبش سیاسی مدرن است که از دل آن دین بیرون آمد اما هدفش قدرت سیاسی و ملی‌گرایی قومی بود، نه صرفاً ایمان. در اواخر قرن ۱۹ میلادی، اروپا در اوج استعمار بود — بریتانیا، فرانسه، هلند و بقیه کشورهای غربی دنبال مستعمرات تازه بودند. خاورمیانه به‌خاطر موقعیت جغرافیایی و نفت، اهمیت زیادی داشت. وقتی صهیونیست‌ها گفتند «می‌خواهیم در فلسطین کشوری بسازیم»، برای بریتانیا جذاب بود چون: اون منطقه بین کانال سوئز و بین‌النهرین (دو نقطه‌ی حیاتی برای تجارت بریتانیا) قرار داشت، و می‌شد با حضور یه جامعه‌ی اروپایی‌زبان در قلب خاورمیانه، نوعی پایگاه وفادار به غرب ساخت. به همین دلیل، از همان ابتدا صهیونیسم با منافع استعماری غرب همسو شد. در میانه‌ی جنگ جهانی اول، بریتانیا اعلامیه‌ای صادر کرد که نقطه‌ی عطف صهیونیسم مدرن شد. در این اعلامیه، آرتور بالفور، وزیر خارجه بریتانیا، نوشت: دولت اعلی‌حضرت با ایجاد «خانه ملی برای ملت یهود در فلسطین» موافق است. اما در آن زمان، بیش از ۹۰٪ جمعیت فلسطین عرب و مسلمان بودند! پس این اعلامیه عملاً بذر یک بحران بزرگ را کاشت. در عمل، بریتانیا قولِ یک سرزمین را به دو طرف داده بود: به اعراب، وعده‌ی استقلال داده بود اگر با عثمانی‌ها بجنگند، به صهیونیست‌ها، وعده‌ی سرزمین مقدس را داده بود. (پارت سوم) 📝https://eitaa.com/Nasut84
در دوران قیمومت بریتانیا بر فلسطین (۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸)، موج‌های مهاجرت یهودیان با حمایت لندن افزایش یافت. اعراب اعتراض کردند، شورش‌های خونینی رخ داد (مثل شورش بزرگ ۱۹۳۶–۱۹۳۹)، ولی بریتانیا در عمل از مهاجران یهودی محافظت می‌کرد. هم‌زمان، لابی‌های صهیونیستی در اروپا و آمریکا قدرت گرفتند، مخصوصاً بعد از فاجعه‌ی هولوکاست در جنگ جهانی دوم. در ۱۹۴۷، سازمان ملل طرح تقسیم فلسطین را تصویب کرد: یه بخش برای اعراب، یه بخش برای یهودیان، و اورشلیم بین‌المللی. اعراب این طرح را رد کردند، چون ۵۵٪ از سرزمین به جمعیتی داده می‌شد که تنها یک‌سوم کل جمعیت بودند. در ۱۹۴۸، بریتانیا عقب‌نشینی کرد و صهیونیست‌ها بلافاصله دولت اسرائیل را اعلام کردند. ایالات متحده تنها چند دقیقه بعد آن را به رسمیت شناخت — این نشانه‌ی آغاز پیوستگی استراتژیک اسرائیل و آمریکا بود. در دهه‌های بعد، اسرائیل تبدیل شد به پایگاه غرب در خاورمیانه: از نظر نظامی، با حمایت مستقیم آمریکا و فرانسه تقویت شد. از نظر فناوری، سلاح هسته‌ای با همکاری فرانسه ساخت. از نظر سیاسی، نقش «سنگر دموکراسی در میان اعراب مسلمان» را برای غرب بازی کرد. در مقابل، بیشتر کشورهای عربی (مثل مصر، سوریه و عراق) به اردوگاه شوروی نزدیک شدند. پس اسرائیل عملاً متحد طبیعی آمریکا در منطقه شد. بنابراین: صهیونیسم اول یه جنبش نجات قومی بود، بعد به پروژه‌ای استعماری–سیاسی پیوست، و امروز تبدیل شده به شبکه‌ای جهانی از نفوذ سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی که هدفش حفظ اسرائیل به‌عنوان مرکز هویت یهودی در جهان است. تمدن غربِ مدرن، با اینکه سکولار شد، ولی ریشه‌های فکری و اخلاقیش از کتاب مقدس (تورات و انجیل) میاد. اروپایی‌ها از قرون وسطی تا رنسانس خودشون رو وارث «قوم برگزیده‌ی خدا» می‌دونستن. در نتیجه، یهودیت و روایت‌های توراتی بخش جدایی‌ناپذیر ناخودآگاه فرهنگی غرب شدن. از دید مسیحیان غربی، ظهور دوباره قوم یهود در سرزمین مقدس، نشانه‌ی تحقق پیش‌گویی‌های کتاب مقدسه — یعنی تحقق وعده‌ی الهی و نزدیک شدن به آخرالزمان. پس حمایت از بازگشت یهودیان برای بخشی از مسیحیت غربی (به‌ویژه پروتستان‌های انجیلی) یک باور مذهبیه، نه فقط سیاسی. در دوران رنسانس و روشنگری، غرب خودش را از قید کلیسا آزاد کرد، اما در عوض، جای «خدا» را انسان و خرد انسانی گرفت. با این حال، مفهوم «برگزیدگی» در ناخودآگاهش باقی ماند: اروپا خودش را قوم جدیدی می‌دید که مأمور «تمدن‌سازی» و «هدایت جهان» است — درست مثل بنی‌اسرائیل در تورات. در واقع، غرب مدرن ناخودآگاه تورات را سکولار کرد: به‌جای خدا، «پیشرفت» را گذاشت، به‌جای سرزمین مقدس، «جهان مدرن» را، و به‌جای قوم برگزیده، «ملت‌های اروپایی سفیدپوست» را. به همین خاطر، وقتی در قرن ۱۹ صهیونیسم ظهور کرد، غرب حس کرد این جنبش ادامه‌ی طبیعی همان «روایت تاریخی خودش» است. در تورات، بنی‌اسرائیل از سرزمین مصر خارج می‌شوند و «سرزمین موعود» را تصرف می‌کنند — سرزمینی که پیش‌تر در اختیار اقوام دیگر بود. در استعمار مدرن، اروپایی‌ها دقیقاً همین کار را کردند: از اروپا بیرون آمدند، سرزمین‌های دیگر را فتح کردند، و گفتند «ما تمدن را برای اقوام وحشی می‌آوریم». صهیونیسم از نگاه استعمارگران غربی، نوعی استعمار موجه مذهبی بود: بازگشت قوم متمدن به سرزمین خودشان، نه اشغال. به همین دلیل، استعمارگران اروپایی (به‌ویژه بریتانیا و بعدها آمریکا) با این ذهنیت از آن حمایت کردند. در ذهن آمریکایی، خودش هم «قوم برگزیده‌ای» است که از ظلم فرار کرد (اروپای قدیم)، به سرزمینی نو رسید (آمریکا)، و تمدنی جدید ساخت. پس وقتی صهیونیست‌ها همان روایت را درباره‌ی فلسطین تکرار کردند، آمریکایی‌ها آن را بازتاب خودشان دیدند. به همین دلیل، رابطه‌ی آمریکا و اسرائیل فقط استراتژیک نیست؛ هویتی است. هر دو خودشان را ملت‌های برگزیده‌ی خدا در سرزمین موعود می‌دانند. اگر خلاصه کنیم، صهیونیسم و تمدن غرب جدید هر دو از یک ریشه می‌آیند: ایمان به برگزیدگی قومی یا فرهنگی، حق الهی یا تاریخی برای تصرف زمین، و باور به مأموریت تمدن‌ساز. به همین دلیل، حتی اگر امروز غرب سکولار باشد، در عمق ذهنش هنوز روایت دینی و اسطوره‌ای تورات زنده است، و اسرائیل برایش حکم «تجسم مادی آن اسطوره» را دارد. (پارت آخر) 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰او و رفیقش... +حاجی چش نخوریم ما عجب آمای خوبی هستیم ها، توی این فضای خراب سالم موندیم... - مطمئنی آب بود و تو شنا نکردی؟ 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰به خود نبالیم... وقتی جامعه به عمل های مختلف ارزش میدهد و کار های زشت را تقبیح می کند، از اینکه آن کار هارا انجام نمی دهید به خود نبالید... اگر مرد هستیم کاری درستی را انجام دهیم که توسط جامعه ارزشی ندارد و شاید حتی مسخره شود. وقتی دیدی کوهی از مردم در حال کار اشتباه هستند و تو خلاف جهت آنها کار درست را کردی هنر است. آن وقت می توان گفت که ما آن کار را خودمان انتخاب کردیم، و از جامعه تقلید صرف نکرده ایم... 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰او و رفیقش... +منتظر چی هستی؟ - نشستم تا «گیتی پیما» بیاد. +وات؟؟؟ - همون اتوبوسی که شما میگید! +چیه بازم فرهنگستان، لغت انتخاب کرده؟ - نه، ولی بامزه نیست؟ +چرا بدون شوخی جالبه. - ولی کی از این استفاده میکنه؟ +فعلا من، شاید توام اضافه شدی. -حالا به نظرت تعداد کسایی که از این لفظ استفاده میکنند از 2 نفر عبور میکنه؟ +به نظرم قدرت رواج دادن مردم بیشتر از فرهنگستانه... - خب از کجا معلوم این لفظی که تو میگی بگیره؟ + دقیقا همین نکته اس که احتمال گرفتن این لفظ رو کم میکنه! -چرا؟ +چون مردم فکر میکنند که دارن خودشون لفظ انتخاب میکنند درحالی که اونا اصلا انتخابی نکردند، بلکه فقط دارن ترویج میدند... -پس چه جالب میشه اگه هم خودمون انتخاب کنیم و هم ترویج بدیم... +گیتی پیما اومد، فعلا خدانگهدار -خداحافظ 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰او و رفیقش... + حاجی این کلیپه رو دیدی چقدر وایرال شده؟ - پژواک! + این دیگه چه سَمیه؟ بابا همون گیتی پیما تو رواج بده بعد برو سراغ واژه های دیگه. ولی چیز میزام ریخت، از گیتی پیما هم عجیب تر بود. خسته نباشی داش. - برو خودتو مسخره کن دون پایه ی بی خرد... 📝https://eitaa.com/Nasut84
🔰 کارناوالِ (رامبد جوان) تنها قسمتیش که از برنامه های دیگه متفاوتش می‌کنه اینه که به مخاطب میگه تو در برابر یه اثر هنری فراتر از جیغ و هورا و لایک و دیس لایکی... و این به نظرم خیلی نکته مهمی هست که تو اکثر فضا های دیگه بهش توجه نمیشه... 📝https://eitaa.com/Nasut84
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا، تا ازش تعریف کردیم...🤦🏻‍♂️ توی قسمت دفاعیه، آخرین قسمتی که از کارناوال پخش شده، یعنی همینی که امشب اومد(البته ساعت الان از 12 رد شده و رفتیم توی فردا ولی خو...) یک دقیقه قبل از پایان برنامه، دیالوگ یک زن و مردی همین طوری به صورت رندوم پخش میشه، انگار شبکه رو عوض کرده باشی و حتی بعد از اونم دیگه هیچی پخش نمیشه و برنامه تموم میشه و میره برای تیتراژ. وقتی برای بار اول دیدم گفتم این چه ربطی داشت؟ ولی وقتی بیشتر دقت کردم دیدم تک تک کلمات داره یه مفهومی رو منتقل میکنه! (پارت یک) 📝https://eitaa.com/Nasut84
توی کتاب سواد رسانه پایه دهم یادمه یه نظریه بود درباره متن ها، میگفت متن ها مثل همبرگر میمونند. یه قسمت نیم‌برگر بالا → پیرامتن (Paratext) یعنی چیزهایی که دور متن قرار دارن اما خود متن نیستن: عنوان، مقدمه، نام نویسنده، طرح جلد، پیش‌گفتار، زیرنویس‌ها، تبلیغ پشت جلد، حتی اسم ناشر. این‌ها تعیین می‌کنن چطور وارد متن بشی و چطور بخونیش. (جرار ژنت Gérard Genette توی کتاب Paratexts این رو مفصل توضیح می‌ده.) یه قسمت دیگه گوشت وسط → متن (Text) خود اثر اصلی؛ یعنی همون نوشته، شعر، رمان، مقاله، فیلم‌نامه و غیره. بخش مرکزی معنا و روایت اینجاست. و قسمت آخر نیم‌برگر پایین → فرامتن (Context) یعنی زمینه‌ی فرهنگی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی و حتی شخصی‌ای که متن در اون نوشته شده یا خوانده می‌شه. مثلاً بدون درک شرایط ایران دهه‌ی ۶۰ نمی‌تونی رمان‌های دولت‌آبادی رو کامل بفهمی. این بخش معنا رو از بیرون به متن تزریق می‌کنه. حالا شاید بگید این که فیلمه، درست، ولی فیلمی هست که حول محور دیالوگ هاش داره میپرخه، و این دیالوگ هان که دارن حرف اصلی رو میزنند و دیالوگ هم یه متنه. خب، خواستم یکم مقدمه چینی کرده باشم تا بعد شروع کنم. در مقابل این 2 دقیقه فیلم از این قسمت، دو تا نگاه میشه داشت. یا میتونی بگی همین طور رندوم گذاشته شدن و برای پر کردن تایم برنامه بوده، که اصلا منطقی نیست چون تایمی نداره و اصلا دلیلی هم نداره. یا اینکه این یه تیکه می خواد یه چیزایی به مخاطب هاش بگه. (پارت دوم) 📝https://eitaa.com/Nasut84