🔰آژانش شیشه ای
بالاخره یه بار کامل دیدمش.
فیلم ارزشی که با رعایت کردن یک سری نکات، مخاطب را از خود فراری نمی دهد.
یکی از مشکلات رایج بسیاری از فیلمها این است که هنوز در سطح داستانهای کودکانه ماندهاند؛ جایی که شخصیتها سادهسازی میشوند و به دو دستهی «آدمخوب» و «آدمبد» تقسیم میگردند.
این نگاه سیاه و سفید، فضای اثر را به شدت فانتزی و غیرواقعی میکند و همان عامل است که بسیاری را از فیلمهای ارزشی و سفارشی دلزده میسازد.
اما فیلمنامهای قدرتمند آن است که شخصیتهایش از ترکیب ویژگیهای مثبت و منفی ساخته شوند، تا رنگی خاکستری به چهرهی آنان بدهد؛ نه مطلق سیاهی و نه مطلق سفیدی.
در چنین بستری، ذهن مخاطب به حرکت درمیآید، درونش گفتوگو و درگیری شکل میگیرد، و این یعنی کارگران، کارش را به خوبی انجام داده است.
فیلمی که چند دهه پیش این نکته رو به خوبی رعایت کرده ولی خیلی از فیلم های امروزی، دقتی به این مسئله ندارند.
خلاصه احتمالش کمه ندیده باشید ولی اگه تماشا نکردید، پیشنهاد میشه.
📝@Nasut84
🔰زندگی
+ در زندگی اکثر انسانها گوسفندی بیش نیستند. فقط عده قلیلی از آنها چوپان هستند.
- گوسفند ها چه کسانی هستند؟
+ کسانی که فراتر از خورد و خواب و خشم و شهوت ، هدفی ندارند...
- و چوپان ها؟
+ آنها چیزی فراتر از این چرخه یافته اند...
📝@Nasut84
🔰 آگاهی یا توهم؟
جهاد تبیین به معنای مالهکشی بر روی مشکلات نیست؛ این، نه جهاد تبیین که جهادِ جهل است. این روش، نه تنها روشنگری نمیآفریند، که جامعه را به وادی توهم میکشاند.
جهاد تبیین، در حقیقت، همان شفافسازی است؛ چه در عرصهی پیشرفتها و دستاوردها، چه در میدان عقبماندگیها، کوتاهیها و خطاها.
جهاد تبیین یعنی مردم از رشد و بالندگی کشور آگاه باشند و بدانند این پیشرفت، مرهون رنجهای چه کسانی است؛ دشمن را به درستی بشناسند و نیت پلید او را دریابند؛ وظیفهی خود را در این میانه آشکارا ببینند؛ و آنان که چوب لای چرخ زندگی مردم مینهند و زندگانی را بر آنها دشوار میسازند، بشناسند تا از آنها، حق خودشان را مطالبه کنند.
پس نام «جهاد تبیین» را خراب نکنیم و آن را درست و ناب به انجام رسانیم.
📝@Nasut84
🔰چه شد؟
اینکه فقط با گروه های همفکر خودمان نشست و برخواست کردیم، ثمره اش چه شد؟؟؟!
📝@Nasut84
هدایت شده از سید امیر
تا اینجای کار:
آمریکا: مذاکره کنیم. علاوه بر هسته ای در مورد موشکی و نیرو های نیابتی ایران هم باید بحث بشه.
ایران: خیر
آمریکا: چشم
آمریکا: بریم ترکیه برای مذاکره
ایران: خیر. عمان
آمریکا: چشم
آمریکا: سران کشور های عرب هم باشند
ایران: خیر
آمریکا: چشم
___________
@amir_talabeh
🔰او چه فهمیده است؟؟؟!
در بطن جامعه، پرسشهایی سر برآوردهاند که دیگر پاسخ آنها را نمیتوان در کلیشههایی جستوجو کرد که دههها بیوقفه تکرار شدهاند. این قالبهای فرسوده، دیگر توان اقناع ندارند. امروز، پاسخها باید منطقی باشند و لمسپذیر؛ پاسخهایی که بتوانند مخاطب را ـ بهویژه نسلهای جدید را ـ قانع کنند. نسلی که بهخصوص در سنین پایینتر، دیگر با شعار و کلیشه آرام نمیگیرد.
و این، بیتردید، یک بزنگاه تاریخی است؛ فرصتی که اگر نادیده گرفته شود، میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر بینجامد و اگر بهدرستی فهم و جدی گرفته شود، چنان سیلی از اتفاقات مثبت رقم بزند که شدت آن شگفتزدهمان کند.
نکته تأملبرانگیز آنجاست که با کنار رفتن کلیشهها، بسیاری از مفاهیمی که روزگاری مایه فخر و «پُز» بودند، جذابیت و اعتبار خود را از دست میدهند. زیرا همهچیز عیان و ملموس میشود و فاصله ما با حجابهای ظاهری و برچسبها کمتر.
در چنین فضایی، عناوینی چون بسیجی، انقلابی، ارزشی و امثال آن، دیگر الزاماً از مقبولیت اجتماعی گذشته برخوردار نیستند؛ چهبسا حتی با توهین، طرد یا خشونت نیز مواجه شوند. و درست در همینجاست که پرسشی جدی رخ مینماید:
وقتی این عناوین، مزایا و امتیازات مادی و اجتماعی خود را از دست میدهند، چگونه هنوز کسانی هستند که از این ارزشها دفاع میکنند و حتی جان خود را پای آن میگذارند؟
این را نمیتوان با کلیشه توضیح داد. هیچ انسانی حاضر نیست برای چیزی که درکی از آن ندارد و صرفاً به تقلید از دیگران، جانش را فدا کند.
نه؛ چنین فداکاری از دل شعار بیرون نمیآید.
او بیتردید به حقیقتی فراتر از کلیشه دست یافته است؛ حقیقتی که چنان عمیق و زیسته است که انسان را به نقطهای میرساند که حتی جان نیز در برابر آن، قابل بذل میشود.
📝@Nasut84
🔰 راهحل!
ما که گرفتیم به یسارمان؛ اما همانطور که شهید همّت گفته است، هر وقت راه را گم کردید، ببینید دشمن دارد از کدام سمت ضربه میزند؛ همانجا جبههٔ حق است.
بهنظرم در موضوع مذاکرات هم میتوان این نگاه را تطبیق داد. ما که خیلی فکر نمیکنیم چطور مملکت را درست کنیم، اما چیزی که کاملاً معلوم است این است که آمریکا خیلی بهتر از ما در حال بررسی کشورمان است و خوب میداند که کدام مولفه ها را حذف کند، کار کشورمان تمام است.
ما فقط کافی است با قدرت به بندهای مذاکرات عمل کنیم؛ منتها دقیقاً به برعکسش. آنها میگویند هستهای را رها کنید، ما باید محکم به آن بچسبیم. میگویند بُرد موشکهایتان را کم کنید که به اسرائیل نرسد، ما باید بُرد موشکها را ارتقا بدهیم که به آمریکا برسد. میگویند تبادل تجاری و اقتصادی با چین نکنید، ما علاوه بر افزایش این تبادلات، باید تبادل علم و فناوری را هم به آن اضافه کنیم.
خلاصه اینکه، ما که خیلی به این فکر نمیکنیم چطور مملکت را درست کنیم، اما آمریکا حسابی فکر میکند که چطور ما را نابود کند.
اگر پیشرفت ایران را می خواهیم کافی است به بندهای مذاکرات تمام و کمال عمل کنیم، منتها به برعکسش!
📝@Nasut84