eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زمزمه ترحیم خوانی
گویند فقیری به مدینه به دلی زار آمد به درِ خانۀ عبّاس علمدار زد بوسه بر آن درگه و اِستاد مؤدب گفتا به ادب با پسر حیدر کرّار کِای صاحب این خانه یکی مرد فقیرم بیمار و تهیدست و گرفتار و دل‌افکار هر سال در این فصل از این خانه گرفتم بر خرجی یکسالۀ خود هدیۀ بسیار گفتا به زنان امّ‌بنین مادر عبّاس با سوز دل سوخته و دیدۀ خونبار کز زیور و زر هرچه که دارید بیارید بخشید بر این مرد فقیر از ره ایثار خود سائل هر سالۀ عبّاسِ من است این عبّاس، دل‌آزرده شود گر برود زار دادند بدو زیور و زر آنچه که می‌بود از لطف و کرم عترت پیغمبر مختار سائل که نگاهش به زر و سیم بیفتاد بگذاشت ز غم، گریه‌کنان چهره به دیوار گفتند همه هستی این خانه همین بود ای مرد عرب اشک میفشان تو به رخسار آن سائل دلباخته با گریه چنین گفت کِای در همه‌جا بوده به خیل ضعفا یار بر من درِ این خانه گدایی‌ست بهانه من عاشق عبّاسم، نه عاشق دینار من آمده‌ام بازوی عبّاس ببوسم من در پی گل، روی نهادم سوی گلزار هر سال زدم بوسه بر آن دست مبارک هر بار شدم محو رخ صاحب این دار یک لحظه بگویید که عبّاس بیاید باشد که برم فیض از آن چهره دگربار ناگاه، زنان شیونشان رفت به گردون گفتند فروبند لب ای مرد گرفتار ای عاشق دلسوخته‌! ای محو رخ دوست! ای سائل دلباخته! ای طالب دیدار! دستی که زدی بوسه، جدا گشت ز پیکر ماهی که تو دیدی، به زمین گشت نگونسار آن دست کز او خرجی یکساله گرفتی شد قطع ز تیغ ستم دشمن خونخوار سر بر سرِ نی، دست جدا، تن به روی خاک لب تشنه، جگر سوخته، دل شعله‌ای از نار این طایفه هستند در این خانه سیه‌پوش این خانه بُوَد در غم عبّاس، عزادار... ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
هدایت شده از زمزمه ترحیم خوانی
اصلاً خدا برای تو ما را خریده است تا هر کجا برای تو روضه به پا کنیم از بس که مادرت به سر و سینه می‌زند ما آمدیم که مادرتان را صدا کنیم دستش بریده باد که گلوی تو را برید ای سر جدا چگونه سر از تن جدا کنیم چند سال و اندی بهر شما سینه می‌زنیم برگو چگونه مادرتان را رضا کنیم آقا جراحتی که رسیده بر آن تنت ماندیم چگونه این تن و بهرت فدا کنیم گر کربلا نرفته‌ایم و دوریم از شما هرجا حسینیه ست به خدا کربلا کنیم ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
هدایت شده از زمزمه ترحیم خوانی
از اول هر کجا که حرفی از مادرترین بوده همیشه بعد اسم فاطمه ، ام البنین بوده کنیزی کرد زینب را مقامش رفت بالاتر اگر ام‌البنین ، ام‌البنین شد اینچنین بوده خودش را روز اول پای زینب روی خاک انداخت کسی که پیش اقوام خودش بالانشین بوده ادب را شیر کرد و نوش جان بچه هایش کرد که بی شک همسر شیرخدا شیرآفرین بوده برای بچه های فاطمه مادر شدن کم‌نیست فقط او لایق این مرتبت روی زمین بوده اگر او را بخواهم در عناوینی بگنجانم علی تاج ولایت بود و این بانو نگین بوده اگر نانی به سائل داده گفته یادشان باشد که نان سفره اش نان امیرالمونین بوده ازاین که عالَمی حاجت گرفت از دست پُرمِهرش یقین دارم خودش دستِ خدا در آستین بوده شبیه کربلایی ها بخواه اول از او حاجت چرا که پیش از عباسش به فکر زائرین بوده علمدارش زمین افتاد اگرچه‌ روز عاشورا علمدار بساط روضه بعد از اربعین بوده به داغ شیرخواره گریه کرده نه به شیرانش فداکاری ببین ، انگار اُمِّ بی‌بنین بوده به سینه میزد و میگفت ای تنهای بی مادر تمام فکر و ذکرش لحظه‌ی هل من معین بوده نبایستی برایش از حسین اینگونه میگفتند که ساعاتی به زیر زانوی شمر لعین بوده نمیزد اینقدر لطمه، اگر با او نمیگفتند که یک نیزه به پایش خورد وقتی روی زین بوده خجالت می‌کشید از فاطمیات بنی‌هاشم که در کوفه حجاب دخترانش آستین بوده همان بهتر نبود آنجا ببیند دخترانش را میان مجلسی که حرمله بالانشین بوده کسی نشنیده از او که بگوید: وای عباسم... ولی سردردهایش از عمود آهنین بوده ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
هدایت شده از زمزمه ترحیم خوانی
اول به زینبش دم در احترام کرد با اذن او ورود به بیت‌الامام کرد تا خاطرات شعله‌ور از یادها رود معروف شد به اُم‌ّ بنین، ترک نام کرد از او سزاست درس بگیرند مادران نامادری که مادری‌اش را تمام کرد حیدر، حسن، حسین، علی، باقرالعلوم عزت ببین که خدمت این پنج امام کرد آمد بشیر و مادر سقا فقط سوال از سرورش حسین علیه‌السلام کرد در امتداد خون شهیدان کربلا با اشک در مقابل دشمن قیام کرد با چار مصرعی که فدای حسین شد این شاعر آخرین غزلش را تمام کرد  ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
هدایت شده از کانال مسجد جامع خسروجرد
عرض تسلیت به محضر آقا باب الحوائج ابوالفضل العباس💔🖤 🏴زندگینامه حضرت ام البنين مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام.🏴 ✳️نامش فاطمه بود. از آن دخترهایی که و نیزه داری را به خوبی می‌دانست و در آوری، هم پای قبیله بود. اولین شمشیر زنی و تیراندازی پسرش ابالفضل عباس علیه السلام و برادرانش هم خود او بود! نه اینکه تنها او اینچنین باشد، تمام قبیله اش در شجاعت و دلیری زبانزد بودند، اما چیزی که او را متمایز می‌کرد، و حیای مثال زدنی و و ملاحت خاص زنانه بود که در کنار جنگ آوری، او را به یک دختر کم نظیر تبدیل کرده بود. کمتر مردی جرأت از او را داشت و آنهایی هم که پا پیش می‌گذاشتند، همگی از بزرگان و اشخاص مطرح بودند، اما جز جواب رد چیزی حاصلشان نمی‌شد. وقتی از او می‌پرسیدند که چرا ازدواج نمی‌کنی؟ می‌گفت: «مردی نمی‌بینم، اگر مردی به خواستگاری ام بیاید، ازدواج می‌کنم.!» 💠 از خواستگاران پروپا قرصش بود، ولی هربار دست خالی باز می‌گشت. تا اینکه یک شب خوابی دید. صبح فردا، وقتی «عقیل»، برادر و فرستاده ی علی بن ابیطالب علیه السلام، که مردی نسب شناس بود، برای خواستگاری آمد، فاطمه لبخند معناداری زد، فهمید که رویایش صادقه بوده است. از فرط شادمانی و رضایت، گریست و گفت: «خدا را سپاس! من به «مرد» راضی بودم ولی او «مرد مردان» را نصیب من کرد.» و بی درنگ، پس از موافقت پدر و مادرش، موافقت خود را اعلام کرد و شد همسر بن ابیطالب علیه السلام، جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی که پا در خانه‌ی امیرالمؤمنین علیه السلام گذاشت، اولین جمله اش به فرزندان ایشان این بود: «نیامده ام جای مادرتان را بگیرم، من کجا و فرزندان زهرا سلام الله علیها کجا؟ من آمده ام تا کنیزتان باشم.» و به حق نشان داد که راست می‌گفت: همان روز اول، حسن و حسین علیهما السلام بیمار بودند. فاطمه، بلافاصله به بالین آنها رفت و با محبت تمام، به آنها رسیدگی کرد و چند روز اول زندگی مشترکش، به پرستاری از فرزندان زهرا سلام الله علیها گذشت؛ کاری که آن را افتخاری برای خود می‌دانست. می‌گویند تا وقتی که فرزندان امام علی علیه السلام خردسال بودند، بچه دار نشد تا مبادا به خاطر مادر شدن، در حق آنها کوتاهی کند. از امام علیه السلام هم خواسته بود تا او را «فاطمه» خطاب نکند تا مبادا دل بچه ها از شنیدن نام مادرشان در خانه، بشکند. 🔷تا زمانی که فرزند دار نشد، برای فرزندان امامش، یک مادر تمام عیار بود و پس از بچه دار شدن، همیشه و در هر شرایطی، فرزندان زهرا سلام الله علیها را به فرزندان خود ترجیح داد. ♥️وقتی عباس علیه السلام، نوزاد شیرین ام البنین به دنیا آمد، بچه های زهرا (س) را جمع کرد، آنها را نزدیک به هم نشاند و نوزاد یک روزه اش را در آغوش گرفت؛ بلند شد و عباسش را دور سر فرزندان فاطمه سلام الله علیها چرخاند تا به همه بگوید که فرزندان ام البنین، بلا گردان فرزندان فاطمه (س) اند. 🔆همیشه و همه جا به فرزندانش یادآوری می‌کرد که «مبادا حسن و حسین علیهما السلام را برادر و همتای خود بدانید، آنها تافته جدا بافته اند، آسمانی اند، نوادگان پیامبر اند.» و همین تربیت بود که نتیجه اش را در کربلا نشان داد... 🌹او همان مادری است که وقتی کاروان کربلا را راهی می‌کرد، با وجود اینکه چهار جوان خودش همراه کاروان بودند، به تمام کاروان اینطور سفارش می‌کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیه السلام و فرمان بردار او باشید.» ✅ام البنین، از حضرت علی علیه السلام، صاحب چهار ستاره ی نورانی به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان شد که همگی در کربلا به شهادت رسیدند. درود و رحمت خدا بر آنها 🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲 🌺کانون فرهنگی و هنری شهدای خسروجرد👇 https://eitaa.com/joinchat/3530162861Cabcb07c86a
هدایت شده از روضه دفتری
🔰مجلس دوم: روضه کوتاه حضرت ام البنین سلام الله علیها و حضرت زهرا سلام الله علیها دو تا خانم بودن تو مدینه که با گریه‌ هاشون از ولایت دفاع کردن اولی مادر سادات خانم حضرت زهرا سلام الله علیها بود انقدر گریه می‌کرد که مردم اعتراض کردن می‌گفتند علی به فاطمه بگو یا شب گریه کند یا روز لذا می‌گویند بی بی دست حسن و حسین را می‌گرفت روزها به مکانی درختی می‌آمد و می‌نشست و گریه می‌کرد در بعضی از این حالات گفته‌اند چنان اشک از چشم حضرت جاری بود که جلوی پای خود را نمی‌دید لا تبصر شیئا من تواتر دمعتها ... دومین خانم هم ام البنین بود نمی‌دانیم چرا؟ شاید از شدت گریه بود از داغ عباس بود. که نوشته‌اند نابینا شده بود ولی دست پسر کوچک عباس را می‌گرفت می‌آمد کنار بقیع و ناله می‌زد اینقدر این ناله جان سوز بود که گفته‌اند مروان گوشه‌ای می‌آمد و به گریه می‌افتاد چند روضه از ام البنین نقل کرده‌اند یکی اینکه می‌فرمود دیگر مرا ام البنین صدا نکنید هر وقت نام پسرانم را می‌برید داغ آنها تازه می‌شه دیگر مرا ام البنین نخوانید ام‌البنین دیگر پسر ندارد دوم اینکه می‌فرمود خبری به من رسیده ای کاش می‌دونستم راسته یا نه یا لیت شعری أ کما اخبروا بان عباسا قطیع الیمین شنیدم دستای عباسمو جدا کردن سوم ناله می‌زد مردم شنیدم دستاشو که جدا کردن جرأت کردن نزدیک بشن با عمود آهن ... . @roze_daftari
هدایت شده از روضه دفتری
روضه کوتاه قمر بنی هاشم (علیه السلام) مجلس اول: سلام الله علیها دلها رو ببریم کنار نهر علقمه کنار حرم با صفای قمر بنی هاشم سقای دشت کربلا ابالفضل دستت شده از تن جدا ابالفضل بود امیدم مرا یاری کنی سالها بهرم علمداری کنی ای دریغا شد امیدم ناامید بی برادر گشتم و قدم خمید اما کی میتونه روضه عباسو بخونه روضه عباسو باید مادرش بخونه میومد تو بقیع چار صورت قبر درست می کرد طوری ناله میزد نوشتن مروان ملعونم به گریه می افتاد هی صدا میزد مردم دیگر مرا ام البنین نخوانید ام البنین دیگر پسر ندارد... لا تدعُوِنِّی ویکِ اُمَّ البنین تُذَکِّرینی بِلُیوث العَرین کانت بنونَ لی اُدعَی بِهِم و الیومَ اَصبحتُ و لا مِن بَنین یه روزی چهار تا پسر داشتم که به من می گفتن ام البنین اما عباسم یه خبری رو شنیدم کاش می دونستم راسته یانه؟ یا لیت شعری أَ کَما أَخبروا بأَن عباساً قطیعُ الیمین عباسم شنیدم کنار علقمه دستاتو جدا کردن عرضه بداریم آره بی بی جان اما شما شنیدی دلها بسوزه برا آن آقایی که آمد کنار نهر علقمه ببینه بدن عباسش با دست قطع شده رو زمین افتاده ... ناله بزن یا حسین (1) موسوعة الامام الحسین ج9 ص557 به نقل از نفس المهموم ص 663 لا تدعونی ویک ام البنین تذکرینی بلیوث العرینی کانت بنون لی ادعی بهم و الیوم اصبحت و لا من بنین یا لیت شعری ا کما اخبروا بان عباسا قطیع الیمین @roze_daftari
هدایت شده از روضه دفتری
 ─‌‌‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌─‌‌‌‌‌‌‌‌‌ :یافاطمه من عقدهٔ دل وانکردم 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ در کـــربلا امشب دو مــادر دم گرفتـند بر غــربت هــم مجلــس مـاتم گرفتــند مرثیـــــهٔ امشــب تبِ احســــاس دارد شــورِ" بِنَفســـی أنتَ یا عبـــاس" دارد صاحب عزای مادر ، اباالفضل گــرید برای مــادر ، اباالفضل (ام البنیـــن وای)۴ از آسمــان ، باران غـــم می بارد امشب قـرص قمــر ، اشک دمــادم دارد امشب افلاکیـــان ، دورِ قمـــر ، مــأوا  گرفتند بزم عـــزا بــر مـــاتــم عظمـــا  گرفتند (ام البنیـــن وای)۴ نوحوا عَلَی العباس می خوانند از عرش گسترده اند ازاشک خود بر آسمان، فرش از چشم خیس زائران ، الماس جاریست بر روی لبهـــا ذکـــرِ یاعبــاس جاریست (آه و واویــلا)۴ ام البنیـن در فکــر شـــاه عالمیــن است همواره گریان از غــمِ داغ حسین است هرگــز  نبــرده  داغ زینب را  زِ  یــادش با یــاد غمهــا می کشـــد آه از نهــــادش (آه و واویــلا)۴ یک کربـلا در سینـــه اش ماتم نشــسته پهلـــوی یک بانوی قـــامتْ خَــم نشسته هر دو ، غـــمِ داغ پســـر در سینــه دارند قصــــد زیــارت ، در شــب آدینـــــه دارند (آه و واویــلا)۴ هر دو ، شهیـــدی تشنه لب در خاک دارند هر دو ، مقـــام خـــاص در افـــــلاک دارند امشب سخن از حــرمتِ اُمُّ الشهیـــد است ام البنیـــن در نـزد زهـــرا رو سفیـــد است (آه و واویــلا)۴ 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ ✍رقیه سعیدی(ڪیمیا) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌═‌═‌┅─‌
نفسم سوخته از فرط گناه آقاجان در گلو نیست مرا هیچ جز آه آقاجان مثل یک آهوی زخمی فراری از شهر دل تنگم به تو آورده پناه آقاجان هرچه از حال و هوای حرمت دور شدم دل سردر گمم افتاد به چاه آقاجان چاره ی خستگی ام جرعه ی سقاخانه ست بتکان خستگی ام را به نگاه آقاجان آسمان بس که به پابوس ضریحت آید می زنم در حرمت بوسه به ماه آقاجان مرگ را ساده گرفتم اگر از عشق تو بود زائرت بوده ام و چشم به راه آقاجان : وقتِ مُردن نیست ما را وحشتِ روزِ جزا تا پناهی هست ما را چون علی‌موسی‌الرضا سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، .
هدایت شده از کما لی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به نام خدا «تقدیم به روح مقدسهٔ جمیع مادران آسمانی» "" "" "" "" "" "" خداوندا به حق شیر یزدان/دل ناشاد ما را شاد گردان خُرامان کن خدا خلق جهان را/ اجابت کن دعای مادران را خدایا دل به الطاف تو بستیم/ز غیر تو خداوندا گسستیم جمیع مادران شور آفرینند/برای ما عزیز و نازنین اند ز ره تا می رسد بیست جمادی/ندا سر می دهد آن دم منادی بیائید باب غمها را ببندید/بگردید شادمان از دل بخندید چرا چون موسم جشن و سرور است/زمین و آسمانها غرق نور است خداوندا خدایا شرمسارم/به سر حال و هوای گریه دارم چه سازم بارالها مادرم نیست/صفای سایهٔ او بر سرم نیست بود جایش به هرجا سبز و خرم/ندارم من دگر همراز و همدم چه سان آیا کنم از گریه دوری/ندارم چون دگر سنگ صبوری خدا فرموده در قرآن مکرر/بود جنت به زیر پای مادر هرآنکس که نداند قدر مادر/بود شرمنده پیش حیِّ داور فراتر از گمان باشد مقامش/بود واجب چو کعبه احترامش بیائید همت والا نمائیم/محبت را دمی معنا نمائیم دو دست خود گذاریم روی سینه/کنیم یک لحظه ما رو بر مدینه بگیریم دامن زهرای اطهر/بنوشیم جرعه ای از جام کوثر تو هم فاخر اگرچه بی قراری /به سر تو سایهٔ مادر نداری به یمن این ولادت شادمان باش/دعا گوی جمیع مادران باش دعایت روز و شب جز این نباشد/الهی مادری غمگین نباشد به حق فاطمه یارب سبحان/بده بر مادران عمر دو چندان خدایا شاد و خرم کن به عقبا/تو ارواح جمیع مادران را """""""""""""" مسلم فرتوت 🦋🦋🦋🦋🦋🌺🌺🌺🌺🌺
هدایت شده از کانال مسجد جامع خسروجرد
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 السلام علیک یا حضرت ام کلثوم(س) بعد زینب بود او یار حسین...💔 🏴 صلی الله علیک یا ام کلثوم بنت امیرالمومنین ◾️ ۲۹ جمادی‌الثانی سالروز وفات جانسوز پیام‌آور کربلا حضرت ام کلثوم سلام الله علیها دختر امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما تسلیت باد ▪️حضرت امّ كلثوم سلام الله عليها، چهار ماه پس از بازگشت از كربلا به مدينه از دنيا رفتند.(۲۱ یا ۲۹ جمادی‌الثانی سال ۶۱ هجری) ▪️پدرشان مولى الموحدين اميرالمؤمنين عليه السّلام و مادرشان حضرت زهراى مرضيه سلام اللَّه عليها است. ▪️صاحب رياحين الشريعة به نقل از اعيان الشيعة مى فرمايد: اميرالمؤمنين عليه السّلام آن مخدره را به عون بن جعفر طيار تزويج نمودند. ▪️آنچه در مورد ازدواج امّ كلثوم سلام الله عليها با غير عون بن جعفر نقل شده از بافته هاى مخالفين است. ▪️آن حضرت در واقعه جانسوز كربلا حضور داشتند و بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام و اهل بيت و اصحابشان در كنار خواهرشان حضرت زينب سلام الله عليها از بانوان و يتيمان محافظت مى نمود، و اشعار آن حضرت در فراق برادر در كربلا مشهور و جانسوز است. ▪️پس از عاشورا كه بانوان به اسارت كوفه و شام رفتند، خطبه آن حضرت در شهر كوفه و مجلس ابن زياد، اشعار آن حضرت در قادسيه و قنسرين، اثر دعاى آن حضرت در سيبور و بعلبك، كلمات آن جناب با شمر هنگام ورود به دروازه شام، مرثيه هاى حضرت در اربعين و مراجعت به مدينه، دلالت بر عظمت و شجاعت و صبر آن مخدره دارد. ▪️سرانجام بعد از چهار ماه از ورود به مدينه با دلى پر از غم و اندوه در مصائب كربلا بالاخص شهادت حضرت سيّد الشهداء عليه السلام رحلت نمود و در سوریه دفن شد.