eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
Voice changer with effects - https://thevoicechanger.comvoice-changer-۲۰۲۳-۱۲-۲۰-۱۹-۵۲.mp3
زمان: حجم: 2.3M
غزلی در مورد شب یلدا و اشاره به دوری امام عصر عجل ا... تعالی فرجه الشریف و اشاره به اوضاع عالم یَلدای اَصلیِ ما ، دوری زِ تو نِگار است گَر تو بیایی از رَه ، یَلدایِمان بهار است عالَم بدونِ رویَت ، دائم‌ دِی است و بَهمن اُردیبهشت باز آ ، گیتی به انتظار است چشمِ همه خلایق ، باشد به دستِ لُطفَت آری عزیزِ زهرا ، دِل بی تو بیقرار است عُمریست در فِراقت ، دیده به راه مانده گَر تو نَیایی آقا ، هر روز لِیلِ تار است جولانِ کَرکَس و گرگ، در بیشه هست هر روز مظلوم ها تو بینی، در دستِشان شکار است ای شیرِ بیشه ی حقّ ، سامان بده به دنیا خوک و شُغال و روباه ، بر پُشتِمان سوار است فرعونِ عصر اکنون ، از پنجه خون بریزد کودک کُش است او هم ، آری همان شعار است تیغ از نیام بَرکش ، بِنداز آن عصا را موسایِ عالَمینی ، کُفّار همچو مار است ای وعده ی خداوند ، بر قلبهای خسته چَشمانِمان نَظر کن ، از هِجرِتان چه زار است در جویِ ظلمِ دنیا ، جاریست خونِ مظلوم باز آ و شُوی خونها ، این بهترینِ کار است الغوث و الاَمان شد ، وِردِ زبانِمان چون از تو مَدد گرفتن ، حَقّا که افتخار است از نارِ ظلم و کینه ، تَفتیده است جانها عالَم به انتظارِ، طوبای سایه سار است رَحمی نما دعا کن ، اِذنِ ظهور گیری ما (بیکَس) و غریبیم ، مِنَّت زِ غیر عار است التماس دعای فرج الاحقر مهدی عبادی
‍ 🍁🍂روضه و توسل شهادت امام هادی علیه السلام. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هشت سالت شد و امام شدی منبعِ فیضِ ناتمام شدی نه فقط دوست،بین دشمن هم مورد لطف و احترام شدی هم به زهد و عبادت بسیار هم به علم وعمل به نام شدی گربخواهم تو را خلاصه کنم مظهر تام نـُـه امام شدی با مرامت میانِ دشمن هم صاحبِ بنده و غلام شدی کوری چشم"اِبن اَکثم" ها شامل برترین مقام شدی آنچه را در وجود خوبان است یک تنه صاحب تمام شدی خط به خط جامعه کلام خداست "مُظهرُالله ِ فی الکلام" شدی ای شُکوهِ رفیعِ آزادی...!!! السلام علیک یاهادی دردلت لحظه های آخر عمر کوهی از غصه ها و ازغم هاست چه بگویم ، خودت که میدانی زهر ارث سُلاله ی زهراست ◾️روضه ی امام هادی هم روضه ی مدینه است و هم روضه ی کربلاست،هم روضه ی شامِ،نمیدونم کجا میخوای گریه کنی؟* در روایات ما چنین نقل است: که تو را بُرده اند بزم شراب ◾️بعضی وقت ها خیلی راحت از کنار روضه ها رد میشیم، میگه: یكی از آقایان اهل منبر به نام حاج شیخ حسن علی طهرانی،در مجلس میرزای بزرگ،میرزای شیرازی(قدس الله نفس الزكیه) ، بالای منبر فقط یه جمله از دهنش خارج شد" دَخَلَت زِینَبُ علی اِبنِ زیاد"،میگن این عالم عمامه اش رو از سرش زمین زد،گفت: چی میخوای بدتر از این؟چه روضه ای سنگین تر از این؟..عمه ی ما کجا مجلس نامحرما کجا؟..... امام ما کجا...* در روایات ما چنین نقل است: که تو را بُرده اند بزم شراب شکر ، باتو نبوده در این بزم نه رقیه ، نه زینب و نه رباب شکرحق ، درمیان مردم شهر حرمت خانواده أت نشکست * هر کدومش یه روضه است، من رد میشم تا دلت کجا گیر کنه......* طفل شش ماهه أت نشد پرپر یا که شمری به سینه ات ننشست ساربانی نبود و از دستت کسی انگشتری نبرد آقا سر تو روی نیزه ها که نرفت خیزران بر لبت نخورد آقا ◾️آقا جان! به شما تعارف شراب کردن، ان شاء الله دستشون بشکنه،خدا عذابشون رو زیاد کنه،اما آقا جان! زخمی ندیدی،سرت سالم بود،بدنت سالم بود،قربونت برم آقا جان.... اما آقا جون خودتون یاد ما دادید" لا یوم کیومک یا اباعبدالله " قربون اون جدتون برم، که یه نگاه کرد دید " وَ الشمر جالسٌ علي صَدرك ".... * بی کفن نیستی وشکرخدا پسرت هست تا کُند کفنت گرچه با زهر کین شهید شدی تیرباران نشد ولی بدنت ◾️قربون اون بدنی برم که هم تیر باران شد، هم سنگ باران شد، یه عده با نیزه زدن،یه عده با شمشیر زدن، کاش به همین جا تموم میشد، ده نفر اسباشون رو نعل تازه زدن...ای حسین....* ✍شاعر: مجتبي خرسندي ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠🖤عزّت نفس ام کلثوم علیها السّـلام🖤💠 ‌ 🔰مسلم جصّـاص می‌گوید: چـون اهـل بیت را به کوفـه درآوردند مردم کوفه را نگران شدم که بر اطفال اهل بیت رقّت (دلسوزی) کردند و از بام و در، نان و جوز و خرما بر ایشان بذل نموده و کودکان مأخوذ داشته به دهان می‌بردند. ام کلثوم -علیها السّـلام- آن نان پاره ها و جوز و خرما را از دست و دهان کودکان می‌ربود و می‌افکند! 💔 پس بر اهل کوفه بانگ بر زد: یا اهل الكوفة ان الصدقة علينا حرام! اى مردم كوفه از بذل و بخشش این اشیاء دست بردارید، چه صدقه بر ما اهل بیت روا نیست، اگر چه صدقه واجبه است که بر اهل بیت حرام است لکن امّ كلثوم صدقات را مکروه می‌داشت. 💔 بالجمله زنان کوفیان بر ایشان زار زار می‌گریستند، این وقت جناب ام كلثوم - سلام الله علیها - سـر از محمـل بیرون کرده با آن جماعت فرمود: يا اهل الكوفة تقتلنا رجالكم و تبكينا نساؤكم فالحاكم بيننا و بينكم الله يوم فصل القضاء. ای مردم کوفه! مردان شما ما را می‌کشنـد و زنان شما بر ما می‌گریند همانا حاکم در میان ما و شما در روز قیامت، خداوند است. 📚ناسخ التواریخ، مجلّد حضرت زینب علیها السلام، عباس‌قلی‌خان سپهر، ص٣٢٢ ‌ ◾️بیست و نهم جمادی الثانی، شهادت بی‌بی دو عالم شقیقة الحسن و شریکة الحسین حضرت علیا مخدره ام کلثوم سلام الله علیها را خدمت آقا و مولا حضرت ولیعصر روحی‌فداه تسلیت عرض میکنیم. ‌ ♥️ ♥️ 🔰 نشر مطالب همراه با ذکرصلوات🙏 ‌
شش ماه در عزای تو گریانم ای حسین شش ماه در غم تو پریشانم ای حسین شش ماه خاطرات تو از خاطرم نرفت شش ماه بوده ذکر لبم جانم ای حسین شش ماه آب خوش ز گلویم فرو نرفت از بس که فکر آن لب عطشانم ای حسین جسمم کبود از اثر کعب نی ولی فکر تن تو و سم اسبانم ای حسین زنهای شام بر سر من سنگ میزدند آخر یکی نگفت که مهمانم ای حسین چوب و لب مطهر تو ؛کاش بسته بود دشمن به جای دست دو چشمانم ای حسین ای کاش می زدند در آن بزم ،خیزران جای لب تو بر لب و دندانم ای حسین : به شام و کوفه ی تاریک خطبه خواندن تو تـمــامــی از جـلـوات امــام مـعـصـوم اسـت رواسـت شـیـعـه بـرایـت حـسینیه سازد فـدای نـام تـو بانـو که است سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، سالروز وفات سلام الله علیها تسلیت باد🏴 😭 .
💠زیارتنامه حضرت امّ کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه السلام💠 ✨بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ✨ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أُخْتَ الْحَسنِ الْمَسْمُومِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أُخْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهِیدِ الْمَظْلُومِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ وَعَلی جَدِّکِ وَأَبِیکِ وَأُمِّکِ وَأَخَوَیْکِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ، لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَاسْتَحَلَّتْ مِنْکُمُ الْمَحارِمَ وَانْتَهَکَتْ فِی قَتْلِکُمْ حُرْمَةَ الْإِسْلامِ، فَیالَیْتَنا کُنَّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ زیارت قبول حاجت روا ان شاءالله ....🌹🏴
596K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤مثل زینب وقار بابا بود 🕊کوه صبر و بلا و غمها بود 🖤در رشادت شبیه زهرا بود 🕊خطبه اش ذوالفقار مولا بود ای آینه‌دار پنج دربحر عفاف... دُرِّ مَکتوم پرورده‌ی دامن ... مظلومه‌ی خاندان مظلوم قدر تو به ممکنات، مجهول مهر تو به ، معلوم! تو زینبِ دوّمی علی را... نامند تو را به: اُمِّ‌ کُلثوُم! آئینه‌ی آفتاب و ماهی... یا سَیِّدَتی به ما نگاهی! وفات شهادت گونه حضرت‌ اُمِّ‌ کُلثوُم(سلام‌الله‌علیها) بر دوستداران آن بانو تسلیت باد 🤲
بعید بود به دل اعتنا نمی‌کردم غمی برایِ خودم، دست و پا نمی‌کردم کسی شکستنِ قلبِ مرا نمی‌فهمید اگرچه آینه بودم، صدا نمی‌کردم به انتظار نشستن، عجب مکافاتی‌ست گمانِ این همه تأخیر را نمی‌کردم منِ خراب کجا و خرابِ یار شدن زمان عقب برود، ادعا نمی‌کردم گناه‌کاریِ من، مایه‌یِ عذابِ تو شد وفا که هیچ، نمیشد جفا نمی‌کردم؟! (هزار مرتبه کج رفتم و تو بخشیدی ولی چه فایده، من که حیا نمی‌کردم)۲ همیشه رِخوَتِ من دور کرد از تو مرا همیشه تنبلی‌ام را بهانه می‌کردم اگر وصالِ تو، یک‌بار سهمِ من بشود تورا دقیقه‌ای از خود جدا نمی‌کردم برایِ کُشتنِ من، یک اشاره‌ات بس بود قسم به جدِ تو، چون و چرا نمی‌کردم هنوز هم که هنوز است، دوستت دارم وگرنه این همه «آقا بیا» نمی‌کردم گُلِ نرگس، بیا بیا ... (نه کنارت نشانیم نه ز پیشت بِرانیم)۲ به کجا می‌کشانیم گُلِ نرگس، بیا بیا ... خوش است اگر برسد دستِ من به خاکِ نجف غبارِ صحنِ علی را رها نمی‌کردم تمامِ لذتِ من، بوسه بر ضریحِ علی‌ست فقط به دیدنِ آن اکتفا نمی‌کردم (دلم گرفته، علاجش کجاست؟! نزدِ حسین)۲ چگونه آرزویِ کربلا نمی‌کردم مگر تنش چِقَدَر زیرِ نیزه‌ها، پاشید خیالِ آمدنِ بوریا نمی‌کردم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
ای نخل کوثر را ثمر یا ام کلثوم ای مایه ی فخر بشر یا ام کلثوم ای دومین زینب، سراپا زینت اب ای زینت نام پدر یا ام کلثوم ای چارمین خورشید نور از نسل کوثر بر فاطمه نور بصر یا ام کلثوم ای کوکب افلاک، ای نور مجسم ای خواهر شمس و قمر یا ام کلثوم زینب که سر تا پا علی بود و علی بود رفتی به زهرا بیشتر یا ام کلثوم حتما تو هم مانند زینب دیده بودی که مادرت در پشت در ... یا ام کلثوم حتما تو هم از داغ کوچه داغداری از ماجرا داری خبر یا ام کلثوم از کوچه ها تا کوچه های شام رفتی رفتی کنار تشت زر یا ام کلثوم با خیزران دیدی چه غوغایی به پا کرد جام شراب و چشم تر ... یا ام کلثوم ای وای از ساعات قتل صبر ای وای ای وای از ساعات سر ... یا ام کلثوم هر کس می آمد جای زخم قبل می زد با نیزه و سنگ و سپر یا ام کلثوم سرها که شد بر نیزه ها، تازه شروع شد وقت هجوم صد نفر یا ام کلثوم هر کس که آمد قتلگاهش دست پر رفت انگشتر و دستار سر ... یا ام کلثوم وحید محمدی
هرچند از خورشیدها کم مینویسیم حالا ولی با اشک نم نم مینویسیم با اسم بی بی اسم اعظم مینویسیم آری ز بانوی محرم مینویسیم در دادگاه عشق محکومیم صدشکر از نوکران ام کلثومیم صدشکر زهرا و احمد بود علی مرتضی بود ام المصائب بود و هم ام البکا بود سرتا به پا مستغرق ذات خدا بود پشت ولی الله وقت فتنه ها بود چادر زجنس غیرت زهرا به سر کرد با خطبه هایش شام را زیر و زبر کرد آیات قران است سرتاسر کلامش جبریل سرخم میکند از احترامش عقل ضعیف ما کجا درک مقامش دارد تفاوت با همه نوع قیامش گمنام شد اما کرامت تام دارد تا به ابد حق گردن اسلام دارد به مردی این زن زمانه زن ندیده اوج جلالش را زمین قطعا ندیده مثلش کسی در مرثیه خواندن ندیده یکروز خوش در زندگی اصلا ندیده یادش نرفته روضه ی بیت الولا را میخ و زمین افتادن خیرالنسا را هم کربلا رفته ست هم گودال رفته هم به کنار پیکری پامال رفته هم مثل زینب سوخته از حال رفته هم ذوالجناح آمد، به استقبال رفته شلاق درهم کرد حال پیکرش را بردند دزدان وقت غارت معجرش را بسته به هم بودند زنها بین کوفه خیلی کتک خوردند اما بین کوفه دائم به راه افتاد دعوا بین کوفه هی پخش میکردند خرما بین کوفه همراه زینب کوچه هارا فتح میکرد برداشت پرده از رخ کوفی نامرد در شام اصلا قامتش مثل کمان بود  آنقدر لاغر بود دیگر ناتوان بود آواره ی هرکوچه و بی آشیان بود راهی بسوی مجلس نامحرمان بود چه روضه هایی قسمت بانوی دین شد بالانشین آسمان ویران نشین شد سیدپوریا هاشمی
شعر روضه حضرت (س) قسمت این بود از همان اول عاشقان پایِ هم کنند ایثار یک نفر صاحبِ حرم باشد یک نفر بی نشان، بدون مزار یک نفر شد خدیجه خانوم و قبر او مانده خاکی و تنها همه هستیِ خودش را ریخت پایِ مدفونِ گنبدِ خضرا یک نفر نیمه هایِ شب رفت و مانده چون گوهری میانِ صدف یک نفر قبلگاهِ عالم شد صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف یک نفر سيّدِ بنی الزّهرا در بقیع و بدون صحن و سراست همه عزت و شکوه ِ او همگی نذر شاهِ کرببلاست در میانِ دو دخترِ زهرا یک نفر پایِ ماه، کوکب شد امِّ کلثوم با تمامِ وجود هستی اش نذر نامِ زینب شد در مدینه دو داغِ سنگین دید او عزادارِ جد و مادر بود آن دوشنبه که مادرش افتاد شاهدِ بی حیائیِ  در  بود دید مادر نفس نفس میزد دید مسمارِ نانجیب چه کرد دید سنگینیِ لگدها با شاخه باردارِ سیب چه کرد دید یک زن چگونه دوره شده دید زیرِ قلاف بازو را دید چادر چگونه خاکی شد کتکِ یک شکسته پهلو را دید وقت هجوم نامَحرم دردسرهایِ زن چه چیزی شد عاقبت هم رسید جایی که پیش او صحبت کنیزی شد پا به پایِ عقیله هر منزل بارِ ماتم کشیده این بانو دیده بر رویِ نیزه هجده تا یوسفِ سربریده این بانو با تمامِ مخدراتِ حرم سرِ بازارِ شام گیر افتاد پایِ راسِ بریده عباس وسط ازدحام گیر افتاد دید سنگی ز راه ِ دور آمد سرِ بر نیزه را تکانی داد بارها پیشِ چشم خواهرها همه سرها ز نیزه ها افتاد میشنید از کنارِ راسِ حسین هرقدم ناله هایِ زهرا را نالة یا بُنَی می آمد هر چهل منزل از دل صحرا مادری قد کمان صدا میزد تشنه لب جان سپُردی ای پسرم بین گودال من خودم دیدم چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم دست انداخت بر محاسن تو جایِ حنجر زیرِ گلویت ماند چون گلو از جلو بریده نشد پیش چشمان من تو را چرخاند