eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حیدری
🌸سرود ویژۀ ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها 🎊🌸🎊🌸🎊🌸🎊 🌸مادر یه بهاره همتایی نداره🌸 مادر همیشه هوای بچه هاشو داره عشق داره همیشه مهر ابدیشه عمری که با مادر بشه طی، حساب نمیشه هر دردی داری نوکری کن برای مادر🌼🌸🌼 آروم میکنه درد تو رو صدای مادر فرموده نبی میره تا عرش دعای مادر جون جونمه مادر مهربونمه مادر ......🌼.... 🌸نور خونمه🌸 با عشق روزُ شب کن، همیشه ادب کن هرچی که میخوای، به حق مادرت طلب کن 🌸🎊🌸 از سختی گذر کن، هی رفع خطر کن با نوکری واسه مادرت، عمرتُ سر کن تو مهربونی هیچ کی مثل مادر نباشه هرچی که داری از صدقه سر دعاشه 🌸🌼🌸 فرموده نبی بهشت به زیر قدماشه روح اطلسی داره مقام وسیع دار ه قربونش برم به چه نفسی داره 💖ذات اقدسی داره💖 جونه جونمه مادر مهربونمه مادر ....... 🌼نور خونمه مادر🌼 مادر یعنی دنیا دست بوسشم هرجا 🌸🌼🌸 از شیرشه که شدیم همه نوکر زهرا زهراست که مرامش دل رو زده نامش وقتی مادرم کنیزشه‌، منم غلامش 🌸🌼🌸 روزی میرسه هرکسی یک جوری اسیره زهرا میاد و دستای نوکر رو میگیره فرموده خودش بدون ما بهشت نمیره 🌼🌸🌼 کارش جود و تکریمه با لطفش شدم بیمه حسینش همه دنیا و همه چیمه تمومیه هستیمه 🌸جونه جونمه مادر مهربونمه مادر🌸 🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊
هدایت شده از حیدری
. سلام الله علیها 🏳بند اول: ولوله ای شد تو عرش برین خبر آورده جبریل امین اومده دنیا، مادری که شد دلیل خلق کل عالمین شده نازل کوثر دشمن دین شد ابتر فاطمه اومد به دنیا شد خدیجه مادر چقده دلخواهه بسکه شبیه ماهه هدیه ی خدائی و عشق رسول اللهه یا فاطمه یا زهرا 🌸🌸🌸 🏳بند دوم: اومده دنیا آی اهل یقین یه حوریه امشب روی زمین عیدی بگیرید از دست نبی اومده دنیا اُمِّ مؤمنین انسیة الحورا یعنی که حضرتْ زهرا بین زن های جهان، نداره اصلا همتا مادره ساداته تجلّی آیاته صاحب فضیلت و، باب همه حاجاته یا فاطمه یا زهرا 🌺🌺 ✍️به قلم:
1_22516649626.mp3
زمان: حجم: 3M
🪴❣﷽❣🥀 🌿🌱🍃🥀 🌿🍃🥀 🌿 🥀 🥀 @majmaie_madahan 🎙: شروع هرکاری بعد بسم الله بگو بسم اباالفضل هنوزم که هنوزه مرده زنده می‌کنه اسم اباالفضل یه یا اباالفضل بگو ببین چه‌ها می‌کنه خاک‌و کیمیا می‌کنه یه یا اباالفضل بگو گره‌ها رو وا می‌کنه حاجت و روا می‌کنه ای پسر ام البنین دوای دردم ای قمر بنی‌هاشم دورت بگردم اگه دردی داری بعد یا الله بگو یه یا اباالفضل طبیب دلم عباس درد و غصه میشه درمون با اباالفضل یه یا اباالفضل‌ بگی خدا که نه نمیگه حاجتت رو میده دیگه یه یا اباالفضل بگی دلت جلا می‌گیره اذن کربلا می‌گیره ای عموی رقیه جان دلم گرفته ای دل من به هوای حرم گرفته شروع هرکاری بعد بسم الله بگو بسم اباالفضل هنوزم که هنوزه مرده زنده می‌کنه اسم اباالفضل یه یا اباالفضل بگو مریض شفا می‌گیره زندگیت صفا می‌گیره یه یا اباالفضل بگو ببین دعات می‌گیره دستت‌و خدا می‌گیره ای صاحب جود و کرم جانم اباالفضل ای سایه‌ی روی سرم جانم اباالفضل ☆«یاعلی🌴مدد»☆ ،... @majmaie_madahan 🥀 🌿🥀 🌿🌱🥀 🌿🌱🍃🥀 🥀التماس دعا🌿
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
🏴 🏴 🏴 🎤مداح :حجت الاسلام استاد میرزا محمدی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ السلام علیکِ یا زوجة امیرالمؤمنین و یا فاطِمه... ام البنین ▪️تا که سائل می‌رسد بر در خجالت می‌کشد ▪️چون که دیگر نیست آب آور خجالت می‌کشد « قبلِ کربلا... حالا بعدِ کربلا... دیگه روشون نمی شد در خونه ام البنین بیایند دیگه روشون نمی شد در خونه ی قمر بنی هاشم بیایند » ▪️تا که او را فاطمه در خانه می‌نامید علی ▪️زینبش می‌دید از حیدر خجالت می‌کشد ▪️مادریٖ کرده برای زینب اما باز هم ▪️تا صدایش می کند مادر خجالت می‌کشد ▪️کاروان آمد مدینه چون که عباسی ندید ▪️دید پاشیده شده لشگر خجالت می‌کشد ▪️مادر ساقی دشت کربلا با این مقام ▪️از علی و آل او دیگر خجالت می‌کشد ▪️مادر ماه است اما کاروان را دیده و ▪️از نبود چند تا اختر خجالت می‌کشد « بهتر بگم ▪️از نبود چند تا دختر خجالت می کشد... یه دونه اش رقیه بود که به مدینه نرسید، و الا تاریخ نوشته ۹ تا دختر توی مسیر جون دادند... ام البنین دید این دخترا کم اند، چقدر خجالت کشید » ▪️اینقدر حرف از دو دستِ بستۀ زینب نزن ▪️حضرت ام البنبن بدتر خجالت می‌کشد « گفتم و فیض آماده ست. ببینم با این یه بیت چه می کنی!؟ » ▪️صحبت از مشک و علم شد باز هم ام البنین ▪️رو گرفته با دو چشم تر خجالت می‌کشد ▪️گاه از روی سکینه گاه از زینب ، ولی ▪️بیشتر از مادر اصغر خجالت می‌کشد حسین...
هدایت شده از جبارنسب
یک عده از الان ،روی اهل تسنن سرمایه گذاری کرده اند. چون هم تعدادشان در حال افزایش است،هم ساختار سنی شان جوان است وهم براحتی با نظرات یک عده هماهنگ میشوند. میدونید در انتخابات بعدی ریاست جمهوری ،آمار رای اولی ها اهل تسنن بشدت بالا میره. و ما چه می کنیم؟؟ هیچی همچنان در هیات ها بر امام حسین اشک میریزیم ودعای فرج را باسوز میخونیم . ولیکن نمی خواهیم درک کنیم  چه لحظات مهم وسرنوشت سازی را داریم از دست میدیم وبا هزار ویک توجیه،داریم نسل شیعه را بسمت نابودی میبریم. حتی در هیات ها وروضه ها وسخنرانی هامون هم کسی به عمق ماجرا پی نبرده. چند ساله دیگه که اهل سنت برای من وشما تعیین تکلیف هیات رفتن یا نرفتن خواهد کرد،اونوقت حسرت این روزها که از دست دادیم وبرای امام زمان فرزندی بدنیا نیاوردیم را خواهیم خورد. در تاریخ خواهند نوشت. شیعیان ایرانی ،ملتی بودند که در اوج قدرت ،بخاطر راحت طلبی و بهانه جویی ،جمعیتشان پیر شد و  اثری از آنان باقی نماند.😭😭😭 دلم برای جوانی فرزندانم میسوزد که اهل تسنن برای انان باید برنامه ریزی کنند. کاش مذهبی ها عمق فاجعه را درک میکردند. حیف ... حیف که گریه بر حسین راحتتر است تا نگه داشتن راه حسین ؛ و ما راحت طلبیم بیایین این ایده رو ب کار ببریم امروز یه بنده خدایی یه ایده خوبی میداد درباره فرزندآوری ویژه مادر بزرگ ها حیفم اومد با شما در میان نگذارم.💕 🔸می گفت: مامان بزرگ های مؤمن؛ اگه باور دارید زیاد شدن آمار شیعه امیرالمؤمنین چه تأثیر دنیوی اخروی والایی داره، حتما به اینم توجه دارید که کمک به فرزند آوردن بچه هاتون بالاترین عباد‌ته وتأثیر عالی و بی نظیر بر سرنوشتتون داره . پس دیگه نگید از ما گذشته، یاعلی بگید و دست به کار بشید: ✨در زمینه فرزند آوری به بچه هاتون اعلام حمایت وهمکاری کنید. ✨بهشون دل وجرأت بدید و ترسشون رو بریزید. ✨با افتخار از شادیهای فرزنددار شدن خودتون تعریف کنید تا بفهمند تلاش در این عرصه افتخار آمیزه ✨صرفه جویی وساده زیستی رو بعنوان یک ارزش والا بهشون تلقین کنید وتجمل گرایی و شیک وپیک بازی های بیخودی رو از چشمشون بندازید. اگر بچه تون وضع مالیش خوب نیست قربة الی الله: ✨تو خرج پوشک نوه تون شریک بشید. ✨به بهانه های کوچک مایحتاجشون رو (لباس،کفش،کیف،چادر و...) هدیه بدید تا نیاز به خرید نداشته باشند. ✨هر از گاهی غذا بپزید براشون بفرستید تا در پول و وقت و انرژیشون صرفه جویی بشه. ✨بگید هر از گاهی نوه ها رو بفرستند پیش شما زن وشوهر برن تفریح واستراحت عروس دامادی. ✨یه بارم مهمونشون کنید یه سفر مشهد برن، هم بیمه امام رضا بشن هم حال وهوا عوض کنند و روحیه بگیرند. .(مطمئن باشید برکات این زیارت برای شما از زیارت رفتن خودتون بیشتر نباشه کمتر نیست.) ✨یک سال لوازم التحریر مدرسه رو به مناسبت اول مهر و...به نوه هاتون هدیه بدید حتی به نیت خیرات وشادی روح درگذشتگان. ✨یک سال مانتو شلوار وکیف وکفش مدرسه رو هدیه بدید. ✨گاهی به جای مسجد وهیئت رفتن ،نوه کوچیکه رو نگهدارید نوه بزرگ ترها باپدر ومادر برن هیئت ومسجد هم سرشون باد بخوره هم عطر معارف الهی به مشامشون برسه. ✨و....بقیه اش رو شما به ما ایده بدید😊 🔹میگفت: مادر بزرگای عزیز ونازنین وقت کمه جمعیت شیعه در حال کم وکمتر شدنه دین خدا درخطره عمر من وشماهم رو به پایانه و سفر آخرت در پیشه . ثروت دنیا به دنیا میمونه مگه این که تبدیل به ارز آخرتی بشه👌 ❤️طلا مون رو بفروشیم باهاش از خدا نوه بخریم.❤️ حواسمون باشه که هر نوه، یک نفر نیست ؛ ان شاءالله یک نسل شیعه تا قیامت دنبال خودش میاره.🤗 طلا بفروشیم به جوان ترها کمک کنیم.🤔 🔹کاری کنیم بعد از مرگمون یک نسل ،دو نسل ،سه نسل شیعه امیرالمؤمنین بیشتر روی کره زمین از برکت همت ما باقی بمونه و پرونده عمل صالحمون تا قیامت بسته نشه و.... 🌸🌸🌸 لطفا این پیام رو بازنشر بدید اجرتون با حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
هدایت شده از حیدری
موج پرچم به فرمان ام البنینه‌… اشک نم نم به فرمان ام البنینه… وقتی عباس به فرمانشه شکن نکن پس! کل عالم به فرمان ام البنینه… به فرمان ام البنین ابر بارون میشه… به فرمان ام البنین ماه پیدا میشه! کسی که فلج هم به دنیا اومد تو حرم به فرمان ام البنین پا میشه… نذرش سال هیئتو تامین میکنه فردای من و تو رو تضمین میکنه! از حالا داره برای اربعین بعد… جای موکبا رو هم تعیین میکنه… یا ام البنین… یه زن کربلایی جوونش بمیره… اعتقادش به ام البنین بی نظیره… میره انقدر میمونه تو صحن ابالفضل! تا جون بچه شو پس نگیره نمیره… اراده کنه یک شبه کور بینا میشا… اراده کنه یک شبه مرگ منحل میشه! اصلا جمع کنن مشکلات همه عالمو اراده کنه یک شبه حل میشه… سفره دار شنبه های کرببلا… عمرش رو گذاشت برای کرببلا! با اینکه نبود ولی با چهار تا شهید… غوغا کرد تو ماجرای کرببلا! ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
هدایت شده از حیدری
به سر آمد انتظار من،کربلایی گشتم شب جمعه شب جمعه بر تو مهمانم،چون هوایی گشتم شب جمعه میان صحن و سرای تو، اشک غم ریزد دیده ی زارم پس از عمری همچو بخت من، می رود در خواب چشم بیدارم دل تنگم ناله سر داده هوای تو درسرافتاده بند دوم دل شب ها تا به وقتِ سحر شاهد اشکم کربلاباشد ندارم کس در همه عالم مَحرم رازم نینواباشد شب جمعه دود آه من، گشته تا روی آسمان نیلی ز پیش چشم تَرم دیدم ،لاله ات گلچین چیده با سیلی دل تنگم ناله سر داده هوای تو درسرافتاده بند سوم شب جمعه تیر غصه و غم سینه ی یارم را نشانه گرفت به جای لبهای پیغمبر بوسه از جانش تازیانه گرفت کجایی ای مهدی زهرا تا ز کارِ بشر، عقده بگشایی کجایی ای مهدی زهرا ،کربلای حسین شد تماشایی کجایی ای مهربان دلبر عزیز جان،یوسف زهرا
و توسل به سلام الله علیها 🥀🥀🥀 السلام ای فاطمه امّ البنین السلام ای بانوی دنیا و دین السلام ای همسر شیر خدا مادر عبّاس شمشیر خدا السلام ای بانوی بیت الولا دامنت دانشسرای کربلا السلام ای روح احساس و ادب آسمانِ چار خورشید عرب همدم و یار امام اهلبیت مورد مِهر تمام اهلبیت دامنت مهد شهید علقمه مادر فرزندهای فاطمه روح پاکت بوده تسلیم حسین چار ماهت گشته تقدیم حسین مادر شیران شیر حق تویی بلکه ناموس امیر حق تویی ای به تو از زینب کبرا سلام از حسین آن یوسف زهرا سلام ای ادب را ارث داده بر پسر سه ستاره زاده یک قرص قمر چون تو را ای پاک بانوی جلیل خواستگاری کرد بر مولا عقیل تا که گوشت این بشارت را شنفت چهره ات مانند گل از هم شکفت دیده بودی نیمه شب در خواب ناز بر تو خندید آسمان با روی باز بر سپهرت بود در رؤیا نگاه ناگهان سه اختر و یک قرص ماه یک به یک کردند سیر گلشنت اوفتادند از فلک در دامنت مصحف رؤیای تو تفسیر شد خواب شیرینت عجب تعبیر شد آسمانی را که دیدی در زمین بود مولایت امیرالمؤمنین آن سه اختر بود سه فرزند تو سه فروغ دیده سه دلبند تو ماه فرزند تو خیر النّاس بود شیر شیران عرب عبّاس بود ای به قدر و رتبه برتر از همه ای به حیدر جانشین فاطمه ای بهار دامن زهراییت لاله‌های سرخ عاشوراییت ای سلام ما به خیر النّاس تو باب حاجات همه عبّاس تو در عزای تو مدینه گریه کرد امّ کلثوم و سکینه گریه کرد بر تو ای بانوی خلق عالمین ریخت اشک فاطمه بنت الحسین غم فزون در سینه از اندازه شد داغ عبّاس دوباره تازه شد روز تشیع تو ای بانوی دین ریخت اشک چشم زین العابدین صبر تو سرچشمه‌ای از صبر اوست قبر پاکت هم کنار قبر اوست شب به یاد غربتت دلها کباب روزها زوّار قبرت آفتاب سینه یاد تربتت افروخته دل شده مانند شمع سوخته روز مرگ مادر ای نیکو سیَر می‌برد تابوت مادر را پسر حیف آنجا لالۀ یاست نبود روز تشییع تو عبّاست نبود در عزای چار فرزند شهید عاقبت چون فاطمه قدّت خمید دادی از کف طاقت و آرام و صبر می‌کشیدی چار صورت مثل قبر می‌نشستی در کنار قبرها گریه می‌کردی بسان ابرها داشتی در خلوت و در انجمن ناله‌ی عبّاس من عبّاس من کی چراغ روشن و چشم ترم نازنین فرزند بی دست و سرم این شنیدم از کمینگه تاختند دست عبّاس مرا انداختند خصم چون دید از تنت افتاد دست با عمود آهنین فرقت شکست *دیگه روضه عباس شد و روضه خوان مادرش فاطمهٔ ام البنین (س)* بود امّیدت همه بر مشک آب مشک شد بی آب و تو رفتی ز تاب چشم گریان تو همچون چشم مشک ریخت اشک و ریخت اشک و ریخت اشک فاطمه یا فاطمه یا فاطمه کاش بودی در کنار علقمه می‌زدی گلبوسه باغ یاس را روی خون آلوده‌ی عبّاس را تو نبودی در کنار علقمه جای تو صاحب عزا شد فاطمه لاله‌ی خونین نثار یاس کرد گریه بر بی‌دستی عبّاس کرد *حالا ما برا شما روضه میخونیم بی بی جان همچین که عمود آهن به فرق عباست زدن دیگه نتونست رو اسب قرار بگیره با چه وضع و حالی نمیدونم. آیا با سینه پر تیرش یا با صورت وای وای وای..بالاخره از اسب بر زمین افتاد چی شد چه منظره ای رو دید که یه وقت ببینن داره ناله میزنه"یا اخا ادرک اخا"داداش حالا دیگه داداشتو دریاب حسین جانم..* * زبانحال علمداره زبانحال میوه دلش فدات بشم. صدا زد کنار علقمه غوغاست مادر بیا ببین چه خبره کی اومده آغوش باز کرده صدا میزنه پسرم * کنار علقمه غوغاست مادر سرم بر دامن زهراست مادر ز پشت پرده خونین چشمم کبودی رخش پیداست مادر 🎇🎇🖤🖤🖤
✍️ 🍃کرامتی از حضرت علیها سلام نویسنده کتاب ؛ نماد از خود گذشتگی می نویسد: خانواده ای ترک زبان و حنفی مذهب به محله ما آمده بودند که از عزاداری های حسینی بدشان می آمد. در میان آنان خانمی بود به نام وزیره که ۱۰ سال از ازدواجش می گذشت، ولی هنوز بچه دار نشده بود. اهل محل به او گفتند: چرا به حضرت علیهاالسلام متوسل نمی شوی؟ گفت: این کار سودی ندارد. به او گفتند: هر کس از غذای سفره علیهاالسلام بخورد و او را در پیشگاه خدا واسطه قرار دهد، خداوند دعایش را می پذیرد. تو نیز چنین کن، شاید خداوند دختری به تو عطا کند و به مبارکی علیهاالسلام، نام او را فاطمه بگذاری. او گفت: می پذیرم به شرط آن که این مطلب میان من و شما باشد و شوهر و خانواده ام از آن آگاه نشوند. فردا وزیره با نگرانی و هراس، در حالی که صورت خود را با مقنعه ای پوشانده بود، به مجلس روضه ای در منزل حاجیّه امّ عبدالامیر آمد. نخستین مرحله از ذکر مصیبت علیهاالسلام پایان یافته بود و ناله و گریه زن ها بلند بود. با دیدن حالت گریه زنان، دل وزیره نیز شکست و غم هایش افزونی یافت. روضه خوان پس از شرحی درباره فضایل ام البنین علیهاالسلام، برای بهبودی بیماران دعا کرد. آن گاه سفره علیهاالسلام پهن شد. وزیره، کمی از خوراکی ها را برداشت و در حالی که اشک هایش جاری بود، از منزل خارج شد. او و شوهرش آن غذای متبرک را خوردند. یک ماه پس از این رویداد، رنگ چهره وزیره به زردی می گرایید، به گونه ای که کارهایش را به سختی انجام می داد. شوهرش او را نزد پزشک برد. پزشک می گوید: ناراحتی های او نشانه بارداری است. دوران بارداری گذشت و او دختری به دنیا آورد؛ دختری که مانند شمعی به خانه تاریک آنان روشنی بخشید. وزیره می خواست برای تبرک به نام علیهاالسلام نام نوزاد را فاطمه بگذارد، ولی خویشاوندان شوهرش مخالفت کردند و نام نوزاد را بشری گذاشتند و وزیره به خاطر سوگندی که یاد کرده بود، کفّاره پرداخت .{ علیهاالسلام؛ نماد از خود گذشتگی، ص ۴۲ با گزینش(مادر فضیلت‌ها (زندگی‌نامه اُم‌البنین)} 🩸بانویی که در شب عروسی‌اش تا صبح، مشغول پرستاری از امام‌حسن و امام‌حسین‌ علیهماالسلام شد... در نقلی آمده است: شب عروسی حضرت ام‌البنین عليهاالسلام بود که وارد خانه امیرالمؤمنین علیه‌السـلام شد؛ در همان شب نیز امام حسن و امام حسین علیهماالسلام مقداری کسالت داشتند. 🥀 آن بانوی مکرمه در آن شب تا سحر از حسنین علیهماالسلام پرستاری نمود و مشغول خدمتگذاری به ایشان شد و خطاب به امیرالمومنین علی علیه‌السـلام فرمود: 📋 إنّي لَن أَشعَرَ بِفَرحَةِ الزّواجِ إلّا بعدَ شِفاءِ أبنيَّ الحسنِ والحسين عليهمالسلام ▪️من خوشحالی و فرَح ازدواج را احساس نمی‌کنم مگر بعد از بهبودی و شفای دو فرزندم حسن و حسین علیهماالسلام. 📚العباس علیه‌السلام رجل العقيدة والجهاد،ص۳۴ 📚المجالس الشجیة،تاج الدین،ص۱۴۲ ✍ مادرِ عباسم و، عشقم حسینِ فاطمه است خوش به حالم، نامِ من امُّ البنینِ خادمه است قطره‌ای بودم ولیکن وصلِ دریا گشته‌ام زوجه‌ی شاه و کنیزِ بیتِ زهرا گشته‌ام هرگز از دامانِ او دستم نمیگردد رها ذرّه‌ای از خاک باشم در حریمِ این سرا سر نَهَم بر آستانش با کمالِ افتخار کز حسن دارد صفا وُ از حسینش اعتبار هر دو سَعدِ اکبرند و بر خلایق برترند سیّدِ عالی مقام و هر دو عالَم سرورند شکرِ حق گویم که هستم از محبّانِ بتول تا طوافِ جان کنم بر گردِ طفلانِ بتول!
🪴❣﷽❣🥀 🌿🌱🍃🥀 🌿🍃🥀 🌿 🥀 🥀 @majmaie_madahan 🎙: ☑️ : @majmaie_madahan بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً .... چون مهر به نور خود پیدایی و پنهانی با آن که ز من دوری نزدیک تر از جانی اوصاف کمالت را آیات جمالت را می خوانم و می بوسم انگار که قرآنی از صوت تو مبهوتم در حسن تو حیرانم تو حضرت داوودی یا یوسف کنعانی ... من زخم و تویی مَرهَم، من درد و تویی درمان من خشکی و تو دریا، من تشنه، تو بارانی من با تو و تو با من ،انصاف کجا رفته ؟ من کمتر ازمور و تو فوق سلیمانی با گُل کُنَمت تشبیه یا با نَفَسِ عیسی هم خوب تر از اینی، هم پاک تر از آنی قرآن به تو می نازد عترت به تو می بالد تو مُنتقمِ خون سالارِ شهیدانی .. جوانان به یه امیدی امشب اومدن یه حاجتی یه دردی .. ها هنوز پیراهن مشکی فاطمیه رو در نیاوردند .. بریم امشب.. خوام اسمی رو ببرم که امام زمان به این اسم فوق العاده حساسِ.. : : عرفات ،منا،کجا دنبالت بگردم .. رَدِ پایی ازت پیدا کنم .. : روضه خوانِ خیمه تون روضه ی عمو م عباس راخواند ، یک گوشه ای برای عموم گریه می کنم.. ..اجازه بدید.. روضه مون همین باشه .. روضه ای از چه مادری .. خواهیم حرف بزنیم..!! درود خدا به مادران شهدا .. یه جلسه بیاد و بره ما یادمون بره از شهدا و مادران و پدارانشون ... حرم .. و چهار ساله... ، عزیز دلش رو تک پسرش رو .. پسر داشت این مادر.. تصادفی اسمش هم عباس بود خدا شاهده.. بچه شهریار .. طومان شهید شده.. .. .. ، هشت، ماه بعد از شهادتش جاوید الاثر بود .. وقتی زخمی میشه داعش جنازه شو میبره، این شهید زیبا بود.. چرخه زبانم بگم‌.. بچه چه کردن .. همینو بگم برای مادرش یه جمجمه آوردن هیچ چیز رو نگذاشته بودن ... در آورده بودن ، رو بریده بودند، قطع کرده بودن ، .. قطعه قطعه ش کرده بودند .. این مادر میگفت .. افتادم که وقتی سَرِ پسر بچه شو براش پرت کردن .. کسی که هدیه در راه خدا داده پس نمیگیره .. بعد از هشت ماه بهم گفتن از اون عباس رشیدِ خوشگلت دو ،سه کیلو برگشته .. من منتظرم نبودم .. چیزی را دادم . خدا دادم.. (..) خدا به اون مادری که الان قبرش همین چند تا چراغ هم ندارد.. شالله با نابودی آل سعود بریم کنار قبر حضرت اُمُّ البنین علیه السلام‌ .. عباس خیلی غریبه .. بی شمع و چراغِ و تاریکه.. مادری چه مادری... ☆«یاعلی🌴مدد»☆ ،... @majmaie_madahan 🥀 🌿🥀 🌿🌱🥀 🌿🌱🍃🥀 🥀التماس دعا🌿
@babolharam_net1_22187904443.mp3
زمان: حجم: 7.1M
هر روز غروب توی بقیع میشکنه بغض آسمون ستاره ها داد می زنن امُّ الْبَنین روضه نخوون هر روز صدای گریه هاش میرسه تا عرش خدا از سوز روضه خوندنش قیامتی میشه به پا «أُمُّ البَنین.. أُم‌ِّ بی بَنین...» مدینه کربلا میشه شهر فرشته ها میشه آدم و یعقوبم میان مدینةُ البُکاء میشه فرقی نمی کنه براش کسی نیاد تو روضه هاش عالم و بر هم می زنه بغضِ نشسته تو صداش به سینه و سر می زنه بقیع باهاش نوحه گره دَم تمومِ نوحه هاش حسینِ من بی کفنه رو خاکایِ سرد بقیع صورت چار قبرکشیده طوری غریب حسین میگه انگارکه گودال و دیده از پسراش نشد یه بار با کسی حرفی بزنه زمزمه ی لبش شده حسین من بی کفنه طاقت نداره، کارشه شبا میره سئوال کنه با گریه می خواد از رباب عباسش وحلال کنه طفلی سکینه رو بگو دل نداره نگاش کنه روُش نمیشه مثل قدیم أُمُّ البَنین صداش کنه
ماجرای مرد فقیر ❇️❇️❇️✳️✳️✳️♻️♻️♻️♻️🩸 گویند فقیری به مدینه به دلی زار آمد به در خانۀ عباس علمدار زد بوسه بر آن درگه و استاد مؤدب گفتا به ادب با پسر حیدر کرار کی صاحب این خانه یکی مرد فقیرم بیمار و تهیدست و گرفتار و دل افکار هر سال در این فصل از این خانه گرفتم بر خرجی یکسالۀ خود هدیۀ بسیار گفتا به زنان ام‌بنین مادر عباس با سوز دل سوخته و دیدۀ خون بار کز زیور و زر هر چه که دارید بیارید بخشید بر این مرد فقیر از ره ایثار خود سائل هر سالۀ عباس من است این عباس دل آزرده شود گر برود زار دادند بدو زیور و زر هر چه که می‌بود از لطف و کرم عترت پیغمبر مختار سائل که نگاهش به زر و سیم بیفتاد بگذاشت ز غم چهره دلخسته به دیوار گفتند همه هستی این خانه همین بود ای مرد عرب اشک میفشان تو به رخسار آن سائل دلباخته این گفت به زاری: کی در همه جا بوده به خیل ضعفا یار بر من در این خانه گدایی است بهانه من عاشق عباسم، نه عاشق دینار من آمده‌ام بازوی عباس ببوسم من در پی گل روی نهادم سوی گلزار هر سال زدم بوسه بر آن دست مبارک هر بار شدم محو رخ صاحب این دار یک لحظه بگوئید که عباس بیاید باشد که برم فیض از آن چهره دگر بار ناگاه زنان شیونشان رفت به گردون گفتند: فروبند لب ای مرد گرفتار ای عاشق دلسوخته‌ ای محو رخ دوست ای سائل دلباخته، ای طالب دیدار دستی که زدی بوسه، جدا گشت ز پیکر ماهی که تو دیدی به زمین گشت نگونسار آن دست کزو خرجی یکساله گرفتی شد قطع ز تیغ ستم دشمن خونخوار سر بر سر نی، دست جدا، تن به روی خاک لب تشنه، جگر سوخته، دل شعله‌ای از نار این طایفه هستند در این خانه سیه پوش این خانه بود در غم عباس عزادار این مادر پیری که قدش گشته خمیده سر تا به قدم سوخته چون شمع شب تار این مادر دلسوختۀ چار شهید است گردیده دو تا قامتش از ماتم آن چهار این مادر عباس همان ام‌بنین است دادند بنینش همه جان در ره دادار سوگند به آن مادر و ان چار شهیدش بگذر ز گناه همه ای خالق غفار