هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
🏴#وفات_حضرت_ام_البنین_س
🏴#گریز_به_کربلا
🏴#روضه
🎤مداح :حجت الاسلام استاد میرزا محمدی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
السلام علیکِ یا زوجة امیرالمؤمنین و یا فاطِمه... ام البنین
▪️تا که سائل میرسد بر در خجالت میکشد
▪️چون که دیگر نیست آب آور خجالت میکشد
« قبلِ کربلا... حالا بعدِ کربلا...
دیگه روشون نمی شد در خونه ام البنین بیایند
دیگه روشون نمی شد در خونه ی قمر بنی هاشم بیایند »
▪️تا که او را فاطمه در خانه مینامید علی
▪️زینبش میدید از حیدر خجالت میکشد
▪️مادریٖ کرده برای زینب اما باز هم
▪️تا صدایش می کند مادر خجالت میکشد
▪️کاروان آمد مدینه چون که عباسی ندید
▪️دید پاشیده شده لشگر خجالت میکشد
▪️مادر ساقی دشت کربلا با این مقام
▪️از علی و آل او دیگر خجالت میکشد
▪️مادر ماه است اما کاروان را دیده و
▪️از نبود چند تا اختر خجالت میکشد
« بهتر بگم
▪️از نبود چند تا دختر خجالت می کشد...
یه دونه اش رقیه بود
که به مدینه نرسید،
و الا تاریخ نوشته ۹ تا دختر
توی مسیر جون دادند...
ام البنین دید این دخترا کم اند،
چقدر خجالت کشید »
▪️اینقدر حرف از دو دستِ بستۀ زینب نزن
▪️حضرت ام البنبن بدتر خجالت میکشد
« گفتم و فیض آماده ست. ببینم با این یه بیت چه می کنی!؟ »
▪️صحبت از مشک و علم شد باز هم ام البنین
▪️رو گرفته با دو چشم تر خجالت میکشد
▪️گاه از روی سکینه گاه از زینب ، ولی
▪️بیشتر از مادر اصغر خجالت میکشد
حسین...
هدایت شده از جبارنسب
یک عده از الان ،روی اهل تسنن سرمایه گذاری کرده اند.
چون هم تعدادشان در حال افزایش است،هم ساختار سنی شان جوان است وهم براحتی با نظرات یک عده هماهنگ میشوند.
میدونید در انتخابات بعدی ریاست جمهوری ،آمار رای اولی ها اهل تسنن بشدت بالا میره.
و ما چه می کنیم؟؟
هیچی
همچنان در هیات ها بر امام حسین اشک میریزیم ودعای فرج را باسوز میخونیم .
ولیکن نمی خواهیم درک کنیم چه لحظات مهم وسرنوشت سازی را داریم از دست میدیم وبا هزار ویک توجیه،داریم نسل شیعه را بسمت نابودی میبریم.
حتی در هیات ها وروضه ها وسخنرانی هامون هم کسی به عمق ماجرا پی نبرده.
چند ساله دیگه که اهل سنت برای من وشما تعیین تکلیف هیات رفتن یا نرفتن خواهد کرد،اونوقت حسرت این روزها که از دست دادیم وبرای امام زمان فرزندی بدنیا نیاوردیم را خواهیم خورد.
در تاریخ خواهند نوشت.
شیعیان ایرانی ،ملتی بودند که در اوج قدرت ،بخاطر راحت طلبی و بهانه جویی ،جمعیتشان پیر شد و اثری از آنان باقی نماند.😭😭😭
دلم برای جوانی فرزندانم میسوزد که اهل تسنن برای انان باید برنامه ریزی کنند.
کاش مذهبی ها عمق فاجعه را درک میکردند.
حیف ...
حیف که گریه بر حسین راحتتر است تا نگه داشتن راه حسین ؛ و ما راحت طلبیم
بیایین این ایده رو ب کار ببریم
امروز یه بنده خدایی یه ایده خوبی میداد درباره فرزندآوری ویژه مادر بزرگ ها حیفم اومد با شما در میان نگذارم.💕
🔸می گفت: مامان بزرگ های مؤمن؛
اگه باور دارید زیاد شدن آمار شیعه امیرالمؤمنین چه تأثیر دنیوی اخروی والایی داره، حتما به اینم توجه دارید که کمک به فرزند آوردن بچه هاتون بالاترین عبادته
وتأثیر عالی و بی نظیر بر سرنوشتتون داره .
پس دیگه نگید از ما گذشته، یاعلی بگید و دست به کار بشید:
✨در زمینه فرزند آوری به بچه هاتون اعلام حمایت وهمکاری کنید.
✨بهشون دل وجرأت بدید و ترسشون رو بریزید.
✨با افتخار از شادیهای فرزنددار شدن خودتون تعریف کنید تا بفهمند تلاش در این عرصه افتخار آمیزه
✨صرفه جویی وساده زیستی رو بعنوان یک ارزش والا بهشون تلقین کنید وتجمل گرایی و شیک وپیک بازی های بیخودی رو از چشمشون بندازید.
اگر بچه تون وضع مالیش خوب نیست قربة الی الله:
✨تو خرج پوشک نوه تون شریک بشید.
✨به بهانه های کوچک مایحتاجشون رو (لباس،کفش،کیف،چادر و...) هدیه بدید تا نیاز به خرید نداشته باشند.
✨هر از گاهی غذا بپزید براشون بفرستید تا در پول و وقت و انرژیشون صرفه جویی بشه.
✨بگید هر از گاهی نوه ها رو بفرستند پیش شما زن وشوهر برن تفریح واستراحت عروس دامادی.
✨یه بارم مهمونشون کنید یه سفر مشهد برن، هم بیمه امام رضا بشن هم حال وهوا عوض کنند و روحیه بگیرند. .(مطمئن باشید برکات این زیارت برای شما از زیارت رفتن خودتون بیشتر نباشه کمتر نیست.)
✨یک سال لوازم التحریر مدرسه رو به مناسبت اول مهر و...به نوه هاتون هدیه بدید حتی به نیت خیرات وشادی روح درگذشتگان.
✨یک سال مانتو شلوار وکیف وکفش مدرسه رو هدیه بدید.
✨گاهی به جای مسجد وهیئت رفتن ،نوه کوچیکه رو نگهدارید نوه بزرگ ترها باپدر ومادر برن هیئت ومسجد هم سرشون باد بخوره هم عطر معارف الهی به مشامشون برسه.
✨و....بقیه اش رو شما به ما ایده بدید😊
🔹میگفت:
مادر بزرگای عزیز ونازنین
وقت کمه
جمعیت شیعه در حال کم وکمتر شدنه
دین خدا درخطره
عمر من وشماهم رو به پایانه و
سفر آخرت در پیشه .
ثروت دنیا به دنیا میمونه مگه این که تبدیل به ارز آخرتی بشه👌
❤️طلا مون رو بفروشیم باهاش از خدا نوه بخریم.❤️
حواسمون باشه که هر نوه، یک نفر نیست ؛ ان شاءالله یک نسل شیعه تا قیامت دنبال خودش میاره.🤗
طلا بفروشیم به جوان ترها کمک کنیم.🤔
🔹کاری کنیم بعد از مرگمون یک نسل ،دو نسل ،سه نسل شیعه امیرالمؤمنین بیشتر روی کره زمین از برکت همت ما باقی بمونه و پرونده عمل صالحمون تا قیامت بسته نشه و....
🌸🌸🌸
لطفا این پیام رو بازنشر بدید
اجرتون با حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
هدایت شده از حیدری
موج پرچم به فرمان ام البنینه…
اشک نم نم به فرمان ام البنینه…
وقتی عباس به فرمانشه شکن نکن پس!
کل عالم به فرمان ام البنینه…
به فرمان ام البنین ابر بارون میشه…
به فرمان ام البنین ماه پیدا میشه!
کسی که فلج هم به دنیا اومد تو حرم
به فرمان ام البنین پا میشه…
نذرش سال هیئتو تامین میکنه
فردای من و تو رو تضمین میکنه!
از حالا داره برای اربعین بعد…
جای موکبا رو هم تعیین میکنه…
یا ام البنین…
یه زن کربلایی جوونش بمیره…
اعتقادش به ام البنین بی نظیره…
میره انقدر میمونه تو صحن ابالفضل!
تا جون بچه شو پس نگیره نمیره…
اراده کنه یک شبه کور بینا میشا…
اراده کنه یک شبه مرگ منحل میشه!
اصلا جمع کنن مشکلات همه عالمو
اراده کنه یک شبه حل میشه…
سفره دار شنبه های کرببلا…
عمرش رو گذاشت برای کرببلا!
با اینکه نبود ولی با چهار تا شهید…
غوغا کرد تو ماجرای کرببلا!
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
هدایت شده از حیدری
#نوحه
#شب_جمعه
به سر آمد انتظار من،کربلایی گشتم شب جمعه
شب جمعه بر تو مهمانم،چون هوایی گشتم شب جمعه
میان صحن و سرای تو، اشک غم ریزد دیده ی زارم
پس از عمری همچو بخت من، می رود در خواب چشم بیدارم
دل تنگم ناله سر داده
هوای تو درسرافتاده
بند دوم
دل شب ها تا به وقتِ سحر شاهد اشکم کربلاباشد
ندارم کس در همه عالم مَحرم رازم نینواباشد
شب جمعه دود آه من، گشته تا روی آسمان نیلی
ز پیش چشم تَرم دیدم ،لاله ات گلچین چیده با سیلی
دل تنگم ناله سر داده
هوای تو درسرافتاده
بند سوم
شب جمعه تیر غصه و غم سینه ی یارم را نشانه گرفت
به جای لبهای پیغمبر بوسه از جانش تازیانه گرفت
کجایی ای مهدی زهرا تا ز کارِ بشر، عقده بگشایی
کجایی ای مهدی زهرا ،کربلای حسین شد تماشایی
کجایی ای مهربان دلبر
عزیز جان،یوسف زهرا
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
#روضه و توسل به #حضرت_ام_البنین سلام الله علیها #علی_اکبر_سماواتی
#دستگاه_همایون
🥀🥀🥀
السلام ای فاطمه امّ البنین
السلام ای بانوی دنیا و دین
السلام ای همسر شیر خدا
مادر عبّاس شمشیر خدا
السلام ای بانوی بیت الولا
دامنت دانشسرای کربلا
السلام ای روح احساس و ادب
آسمانِ چار خورشید عرب
همدم و یار امام اهلبیت
مورد مِهر تمام اهلبیت
دامنت مهد شهید علقمه
مادر فرزندهای فاطمه
روح پاکت بوده تسلیم حسین
چار ماهت گشته تقدیم حسین
مادر شیران شیر حق تویی
بلکه ناموس امیر حق تویی
ای به تو از زینب کبرا سلام
از حسین آن یوسف زهرا سلام
ای ادب را ارث داده بر پسر
سه ستاره زاده یک قرص قمر
چون تو را ای پاک بانوی جلیل
خواستگاری کرد بر مولا عقیل
تا که گوشت این بشارت را شنفت
چهره ات مانند گل از هم شکفت
دیده بودی نیمه شب در خواب ناز
بر تو خندید آسمان با روی باز
بر سپهرت بود در رؤیا نگاه
ناگهان سه اختر و یک قرص ماه
یک به یک کردند سیر گلشنت
اوفتادند از فلک در دامنت
مصحف رؤیای تو تفسیر شد
خواب شیرینت عجب تعبیر شد
آسمانی را که دیدی در زمین
بود مولایت امیرالمؤمنین
آن سه اختر بود سه فرزند تو
سه فروغ دیده سه دلبند تو
ماه فرزند تو خیر النّاس بود
شیر شیران عرب عبّاس بود
ای به قدر و رتبه برتر از همه
ای به حیدر جانشین فاطمه
ای بهار دامن زهراییت
لالههای سرخ عاشوراییت
ای سلام ما به خیر النّاس تو
باب حاجات همه عبّاس تو
در عزای تو مدینه گریه کرد
امّ کلثوم و سکینه گریه کرد
بر تو ای بانوی خلق عالمین
ریخت اشک فاطمه بنت الحسین
غم فزون در سینه از اندازه شد
داغ عبّاس دوباره تازه شد
روز تشیع تو ای بانوی دین
ریخت اشک چشم زین العابدین
صبر تو سرچشمهای از صبر اوست
قبر پاکت هم کنار قبر اوست
شب به یاد غربتت دلها کباب
روزها زوّار قبرت آفتاب
سینه یاد تربتت افروخته
دل شده مانند شمع سوخته
روز مرگ مادر ای نیکو سیَر
میبرد تابوت مادر را پسر
حیف آنجا لالۀ یاست نبود
روز تشییع تو عبّاست نبود
در عزای چار فرزند شهید
عاقبت چون فاطمه قدّت خمید
دادی از کف طاقت و آرام و صبر
میکشیدی چار صورت مثل قبر
مینشستی در کنار قبرها
گریه میکردی بسان ابرها
داشتی در خلوت و در انجمن
نالهی عبّاس من عبّاس من
کی چراغ روشن و چشم ترم
نازنین فرزند بی دست و سرم
این شنیدم از کمینگه تاختند
دست عبّاس مرا انداختند
خصم چون دید از تنت افتاد دست
با عمود آهنین فرقت شکست
*دیگه روضه عباس شد و روضه خوان مادرش فاطمهٔ ام البنین (س)*
بود امّیدت همه بر مشک آب
مشک شد بی آب و تو رفتی ز تاب
چشم گریان تو همچون چشم مشک
ریخت اشک و ریخت اشک و ریخت اشک
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
کاش بودی در کنار علقمه
میزدی گلبوسه باغ یاس را
روی خون آلودهی عبّاس را
تو نبودی در کنار علقمه
جای تو صاحب عزا شد فاطمه
لالهی خونین نثار یاس کرد
گریه بر بیدستی عبّاس کرد
*حالا ما برا شما روضه میخونیم بی بی جان همچین که عمود آهن به فرق عباست زدن دیگه نتونست رو اسب قرار بگیره با چه وضع و حالی نمیدونم. آیا با سینه پر تیرش یا با صورت وای وای وای..بالاخره از اسب بر زمین افتاد چی شد چه منظره ای رو دید که یه وقت ببینن داره ناله میزنه"یا اخا ادرک اخا"داداش حالا دیگه داداشتو دریاب حسین جانم..*
* زبانحال علمداره زبانحال میوه دلش فدات بشم. صدا زد کنار علقمه غوغاست مادر بیا ببین چه خبره کی اومده آغوش باز کرده صدا میزنه پسرم *
کنار علقمه غوغاست مادر
سرم بر دامن زهراست مادر
ز پشت پرده خونین چشمم
کبودی رخش پیداست مادر
🎇🎇🖤🖤🖤
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
✍️#داستان
🍃کرامتی از حضرت #ام_البنین علیها سلام
نویسنده کتاب #ام_البنین ؛ نماد از خود گذشتگی می نویسد:
خانواده ای ترک زبان و حنفی مذهب به محله ما آمده بودند که از عزاداری های حسینی بدشان می آمد.
در میان آنان خانمی بود به نام وزیره که ۱۰ سال از ازدواجش می گذشت، ولی هنوز بچه دار نشده بود.
اهل محل به او گفتند: چرا به حضرت #ام_البنین علیهاالسلام متوسل نمی شوی؟
گفت: این کار سودی ندارد.
به او گفتند: هر کس از غذای سفره #ام_البنین علیهاالسلام بخورد و او را در پیشگاه خدا واسطه قرار دهد، خداوند دعایش را می پذیرد. تو نیز چنین کن، شاید خداوند دختری به تو عطا کند و به مبارکی #ام_البنین علیهاالسلام، نام او را فاطمه بگذاری.
او گفت: می پذیرم به شرط آن که این مطلب میان من و شما باشد و شوهر و خانواده ام از آن آگاه نشوند.
فردا وزیره با نگرانی و هراس، در حالی که صورت خود را با مقنعه ای پوشانده بود، به مجلس روضه ای در منزل حاجیّه امّ عبدالامیر آمد.
نخستین مرحله از ذکر مصیبت #ام_البنین علیهاالسلام پایان یافته بود و ناله و گریه زن ها بلند بود.
با دیدن حالت گریه زنان، دل وزیره نیز شکست و غم هایش افزونی یافت.
روضه خوان پس از شرحی درباره فضایل ام البنین علیهاالسلام، برای بهبودی بیماران دعا کرد. آن گاه سفره #ام_البنین علیهاالسلام پهن شد.
وزیره، کمی از خوراکی ها را برداشت و در حالی که اشک هایش جاری بود، از منزل خارج شد. او و شوهرش آن غذای متبرک را خوردند.
یک ماه پس از این رویداد، رنگ چهره وزیره به زردی می گرایید، به گونه ای که کارهایش را به سختی انجام می داد.
شوهرش او را نزد پزشک برد.
پزشک می گوید: ناراحتی های او نشانه بارداری است.
دوران بارداری گذشت و او دختری به دنیا آورد؛ دختری که مانند شمعی به خانه تاریک آنان روشنی بخشید.
وزیره می خواست برای تبرک به نام #ام_البنین علیهاالسلام نام نوزاد را فاطمه بگذارد، ولی خویشاوندان شوهرش مخالفت کردند و نام نوزاد را بشری گذاشتند و وزیره به خاطر سوگندی که یاد کرده بود، کفّاره پرداخت
.{ #ام_البنین علیهاالسلام؛ نماد از خود گذشتگی، ص ۴۲ با گزینش(مادر فضیلتها (زندگینامه اُمالبنین)}
#ام_البنین
#وفات_حضرت_ام_البنین
#مادر_ادب
#حضرت_ام_البنین
#حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
🩸بانویی که در شب عروسیاش تا صبح، مشغول پرستاری از امامحسن و امامحسین علیهماالسلام شد...
در نقلی آمده است:
شب عروسی حضرت امالبنین عليهاالسلام بود که وارد خانه امیرالمؤمنین علیهالسـلام شد؛ در همان شب نیز امام حسن و امام حسین علیهماالسلام مقداری کسالت داشتند.
🥀 آن بانوی مکرمه در آن شب تا سحر از حسنین علیهماالسلام پرستاری نمود و مشغول خدمتگذاری به ایشان شد و خطاب به امیرالمومنین علی علیهالسـلام فرمود:
📋 إنّي لَن أَشعَرَ بِفَرحَةِ الزّواجِ إلّا بعدَ شِفاءِ أبنيَّ الحسنِ والحسين عليهمالسلام
▪️من خوشحالی و فرَح ازدواج را احساس نمیکنم مگر بعد از بهبودی و شفای دو فرزندم حسن و حسین علیهماالسلام.
📚العباس علیهالسلام رجل العقيدة والجهاد،ص۳۴
📚المجالس الشجیة،تاج الدین،ص۱۴۲
✍ مادرِ عباسم و، عشقم حسینِ فاطمه است
خوش به حالم، نامِ من امُّ البنینِ خادمه است
قطرهای بودم ولیکن وصلِ دریا گشتهام
زوجهی شاه و کنیزِ بیتِ زهرا گشتهام
هرگز از دامانِ او دستم نمیگردد رها
ذرّهای از خاک باشم در حریمِ این سرا
سر نَهَم بر آستانش با کمالِ افتخار
کز حسن دارد صفا وُ از حسینش اعتبار
هر دو سَعدِ اکبرند و بر خلایق برترند
سیّدِ عالی مقام و هر دو عالَم سرورند
شکرِ حق گویم که هستم از محبّانِ بتول
تا طوافِ جان کنم بر گردِ طفلانِ بتول!
هدایت شده از سیدذاکرحسین حسینی (احسانی )
🪴❣﷽❣🥀
🌿🌱🍃🥀
🌿🍃🥀
🌿 🥀
🥀
#سلام
#نوحه_روضه
#محرم_صفر
@majmaie_madahan
#روضه_ومناجات_وفات_حضرت_اُم_البنین_سلام_الله_علیها
🎙:#سیدمهدی_میرداماد
☑️#بخش_اول
#برای_دریافت_سبک_ازطریق_لینگ_زیرواردکانال_شوید:
@majmaie_madahan
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
#یاصاحب_الزمان....
چون مهر به نور خود پیدایی و پنهانی
با آن که ز من دوری نزدیک تر از جانی
اوصاف کمالت را آیات جمالت را
می خوانم و می بوسم انگار که قرآنی
از صوت تو مبهوتم در حسن تو حیرانم
تو حضرت داوودی یا یوسف کنعانی
#مولایااباصالح...
من زخم و تویی مَرهَم، من درد و تویی درمان
من خشکی و تو دریا، من تشنه، تو بارانی
من با تو و تو با من ،انصاف کجا رفته ؟
من کمتر ازمور و تو فوق سلیمانی
با گُل کُنَمت تشبیه یا با نَفَسِ عیسی
هم خوب تر از اینی، هم پاک تر از آنی
قرآن به تو می نازد عترت به تو می بالد
تو مُنتقمِ خون سالارِ شهیدانی
#یاصاحب_الزَّمان
#آقاجان..
#این جوانان به یه امیدی امشب اومدن
#هرکدام یه حاجتی یه دردی ..
#بعضی ها هنوز پیراهن مشکی فاطمیه رو در نیاوردند ..
#گفتن بریم امشب..
#می خوام اسمی رو ببرم که امام زمان به این اسم فوق العاده حساسِ..
#خودش_فرمود:
#بارهاشنیدیدگفت:
#آقافرداتوچادرهای عرفات ،منا،کجا دنبالت بگردم ..
#کجا رَدِ پایی ازت پیدا کنم ..
#حضرت_فرمودند :
#هروقت روضه خوانِ خیمه تون روضه ی عمو م عباس راخواند ،
#من یک گوشه ای برای عموم گریه می کنم..
#یاصاحب_الزمان ..اجازه بدید..
#ماهم روضه مون همین باشه ..
#چه روضه ای از چه مادری ..
#می خواهیم حرف بزنیم..!!
#ای درود خدا به مادران شهدا ..
#نکنه یه جلسه بیاد و بره ما یادمون بره از شهدا و مادران و پدارانشون ...
#مادرشهیدمدافع حرم ..
#شهیدبیست و چهار ساله...
#فرزندش، عزیز دلش رو تک پسرش رو ..
#یه پسر داشت این مادر..
#الله_اکبرچه تصادفی اسمش هم عباس بود خدا شاهده..
#شهیدعباس_آبیاری بچه شهریار ..
#توخان طومان شهید شده..
#بریدببینید ..
#توسایتهاهست ..
#تاهفت، هشت، ماه بعد از شهادتش جاوید الاثر بود ..
#چون وقتی زخمی میشه داعش جنازه شو میبره،
#ازبس این شهید زیبا بود..
#نمی چرخه زبانم بگم..
#بااین بچه چه کردن ..
#فقط همینو بگم برای مادرش یه جمجمه آوردن هیچ چیز رو نگذاشته بودن ...
#چشماشو در آورده بودن ،
#گوشش رو بریده بودند،
#دستاشو قطع کرده بودن ،
#پاهاشو .. قطعه قطعه ش کرده بودند ..
#وقتی این مادر میگفت ..
#یادمادروهب افتادم که وقتی سَرِ پسر بچه شو براش پرت کردن ..
#گفت کسی که هدیه در راه خدا داده پس نمیگیره ..
#میگفت بعد از هشت ماه بهم گفتن از اون عباس رشیدِ خوشگلت دو ،سه کیلو برگشته ..
#گفتم من منتظرم نبودم ..
#من چیزی را دادم .
#درراه خدا دادم..
(#سلام_خدابه_این_مادران..)
#سلام خدا به اون مادری که الان قبرش همین چند تا چراغ هم ندارد..
#ان شالله با نابودی آل سعود بریم کنار قبر حضرت اُمُّ البنین علیه السلام ..
#قبرمادرحضرت عباس خیلی غریبه ..
#خیلی بی شمع و چراغِ و تاریکه..
#چه مادری چه مادری...
☆«یاعلی🌴مدد»☆
#کانال_آموزش_نوحه_روضه_حکایت_نهج_البلاغه،...
@majmaie_madahan
🥀
🌿🥀
🌿🌱🥀
🌿🌱🍃🥀
🥀التماس دعا🌿
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
@babolharam_net1_22187904443.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
هر روز غروب توی بقیع میشکنه بغض آسمون
ستاره ها داد می زنن امُّ الْبَنین روضه نخوون
هر روز صدای گریه هاش میرسه تا عرش خدا
از سوز روضه خوندنش قیامتی میشه به پا
«أُمُّ البَنین.. أُمِّ بی بَنین...»
مدینه کربلا میشه شهر فرشته ها میشه
آدم و یعقوبم میان مدینةُ البُکاء میشه
فرقی نمی کنه براش کسی نیاد تو روضه هاش
عالم و بر هم می زنه بغضِ نشسته تو صداش
به سینه و سر می زنه بقیع باهاش نوحه گره
دَم تمومِ نوحه هاش حسینِ من بی کفنه
رو خاکایِ سرد بقیع صورت چار قبرکشیده
طوری غریب حسین میگه انگارکه گودال و دیده
از پسراش نشد یه بار با کسی حرفی بزنه
زمزمه ی لبش شده حسین من بی کفنه
طاقت نداره، کارشه شبا میره سئوال کنه
با گریه می خواد از رباب عباسش وحلال کنه
طفلی سکینه رو بگو دل نداره نگاش کنه
روُش نمیشه مثل قدیم أُمُّ البَنین صداش کنه
هدایت شده از سکوت وصبوریم را ...):z jafarey
#حضرت_عباس_ع
#روضه_فقیر_خانه_عباس_ع
ماجرای مرد فقیر
❇️❇️❇️✳️✳️✳️♻️♻️♻️♻️🩸
گویند فقیری به مدینه به دلی زار
آمد به در خانۀ عباس علمدار
زد بوسه بر آن درگه و استاد مؤدب
گفتا به ادب با پسر حیدر کرار
کی صاحب این خانه یکی مرد فقیرم
بیمار و تهیدست و گرفتار و دل افکار
هر سال در این فصل از این خانه گرفتم
بر خرجی یکسالۀ خود هدیۀ بسیار
گفتا به زنان امبنین مادر عباس
با سوز دل سوخته و دیدۀ خون بار
کز زیور و زر هر چه که دارید بیارید
بخشید بر این مرد فقیر از ره ایثار
خود سائل هر سالۀ عباس من است این
عباس دل آزرده شود گر برود زار
دادند بدو زیور و زر هر چه که میبود
از لطف و کرم عترت پیغمبر مختار
سائل که نگاهش به زر و سیم بیفتاد
بگذاشت ز غم چهره دلخسته به دیوار
گفتند همه هستی این خانه همین بود
ای مرد عرب اشک میفشان تو به رخسار
آن سائل دلباخته این گفت به زاری:
کی در همه جا بوده به خیل ضعفا یار
بر من در این خانه گدایی است بهانه
من عاشق عباسم، نه عاشق دینار
من آمدهام بازوی عباس ببوسم
من در پی گل روی نهادم سوی گلزار
هر سال زدم بوسه بر آن دست مبارک
هر بار شدم محو رخ صاحب این دار
یک لحظه بگوئید که عباس بیاید
باشد که برم فیض از آن چهره دگر بار
ناگاه زنان شیونشان رفت به گردون
گفتند: فروبند لب ای مرد گرفتار
ای عاشق دلسوخته ای محو رخ دوست
ای سائل دلباخته، ای طالب دیدار
دستی که زدی بوسه، جدا گشت ز پیکر
ماهی که تو دیدی به زمین گشت نگونسار
آن دست کزو خرجی یکساله گرفتی
شد قطع ز تیغ ستم دشمن خونخوار
سر بر سر نی، دست جدا، تن به روی خاک
لب تشنه، جگر سوخته، دل شعلهای از نار
این طایفه هستند در این خانه سیه پوش
این خانه بود در غم عباس عزادار
این مادر پیری که قدش گشته خمیده
سر تا به قدم سوخته چون شمع شب تار
این مادر دلسوختۀ چار شهید است
گردیده دو تا قامتش از ماتم آن چهار
این مادر عباس همان امبنین است
دادند بنینش همه جان در ره دادار
سوگند به آن مادر و ان چار شهیدش
بگذر ز گناه همه ای خالق غفار
هدایت شده از سیدذاکرحسین حسینی (احسانی )
🌼❣﷽❣🌼
🌸🌼🌸🌼
🌼🌸🌼
🌸🌼
🌼
#سلام
#حکمت۱۲۲نهج البلاغه
🌴حضرت_امیرالمؤمنین_علی_علیه_السلام_می_فرمایند:
#وَتَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ،
#فَقَالَ: كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ، #وَكَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ،
#وَكَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ،
#نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ نَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ كَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ،
#ثُمَّ قَدْ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظٍ وَ وَاعِظَةٍ وَ رُمِينَا بِكُلِّ فَادِحٍ وَ جَائِحَةٍ.
#ودرودخدابراوفرمود:
(در پى جنازه اى مى رفت و شنيد كه مردى مى خندد.)
#گويى مرگ بر غير ما نوشته شده،
#وحق جز بر ما واجب گرديد،
#وگويا اين مردگان مسافرانى هستند كه به زودى باز مى گردند،
#درحالى كه بدن هايشان را به گورها مى سپاريم،
#وميراثشان را مى خوريم.
#گويا ما پس از مرگ آنان جاودانه ايم #آيا چنين است،
#كه اندرز هر پند دهنده اى از زن و مرد را فراموش مى كنيم
#وخود را نشانه تيرهاى بلا و آفات قرار داديم
🕋به کانال نهجالبلاغه بپیوندید👇
@majmaie_madahan
حتماعضوشوید⬆️⬆️
☆«یاعلی🌴مدد»☆
#کانال_آموزش_نوحه_روضه_حکایت_نهج_البلاغه،...
@majmaie_madahan
🌼
🌸🌼
🌼🌸🌼
🌸🌼🌸🌼
هدایت شده از حیدری
#روضه_حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیکِ یا زوجة وصی رسول الله
السلام علیکِ یــا عــزیــزةالــزهـــراء
السلام علیکِ یا اُمَّ البُدور الســَّواطع
یا فــاطـــمـــة بــنــت حـــِزام الکـِلابیه
المُکَنّاة باُمِّ البنین و رحمت الله و برکاته.
🔸بــاغ گــل یــاس سـلام علیک
🔸مـــادر عبــاس ســلام عـلیک
امشب از همینجا...
سلام بدیم به بی بی ام البنین...
ان شاء الله وعده همه ما مدینه...
کنار قبرستان بقیع...
🔸بــاغ گــل یــاس سـلام علیک
🔸مـــادر عبــاس ســلام عـلیک
خیلی آبرو داره این خانم...
خیلی احترام داره...
امام باقر فرمودند...
و كانت أم البنين أم هؤلاء الاربعة الاخوة القتلى
خانم ام البنین مادر چهار شهید هست...
میدونی کدوم شهدا...
شهدایی مثل علمدار کربلا ابالفضل العباس...
مادر شهدایی که جانشون رو فدای امام زمانشون کردند...
خیلی عظمت داره این بانو...
🔸فـــاطمه دوم حیــدر شــدی
🔸مادر یک ماه و سه اختر شدی
آی اونی که گفتی مریض دارم...
گرفتارم...
امشب مجلس بنام مادر عباسه...
مطمئن باش ابالفضل العباس...
به گریه کن های مادرش نظر داره...
مواظب باش دست خالی از این مجلس نری...
🔸جز تو، که در کرب و بلای حسین
🔸چـار پسـر کــرده فـدای حسین
مرحوم مامقانی در کتاب تنقیح المقال نوشته...
بعد واقعه کربلا...
وقتی بشیر وارد مدینه شد...
اومد محضر بی بی ام البنین...
عرضه داشت خانم جان...
بچه هات رو در کربلا کشتند...
بی بی فرمودند...
ای بشیر...
أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین
بشیر از حسینم چه خبر...
عرضه داشت...
بی بی جان نبودی...
دستهای عباست رو قطع کردند...
عمود آهنین به فرقش زدند...
فرمود ای بشیر...
اَوْلادِی وَ مَنْ تَحْتَ الْخَضْراءِ کُلُّهُمْ فَداءً لاَِبِی عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن علیه السلام
تمام بچه هام فدای حسین...
همه عالم فدای حسین...
🔸تمام زندگیم مال حسینه
🔸دلم همواره دنبال حسینه
بشیر همه بچه هام فدای حسین...
به من بگو...
الان آقام حسین کجاست...
یدفعه بشیر صدا زد...
بی بی جان...
حسینت رو...
با لب تشنه سر از تنش جدا کردند...
هر کجا نشستی ناله بزن یاحسین...
🔸قدم اگر خمید فدای سر حسین
🔸جانم به لب رسید فدای سر حسین
🔸ام البنین سابق این شهر عاقبت
🔸شد مادر چار شهید فدای سر حسین
هدایت شده از حیدری
#مرثیه
#ام_البنین
#گریز
#علی_اصغر
آهم چرا از سوز هجرت آتشین نیست
قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست
تو نیستی من بی خیال بودن تو
بی عارم و از ننگ داغی بر جبین نیست
من را همیشه در بدی می بینی اما
دیگر شرار قهرت آقا در کمین نیست
حق می دهم از من تو برداری نظر را
می دانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست
آنقدر که غیر از تو را با چشم دیدم
چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست
دیگر ندارم انتظار دیدنت را
تقدیر این آلوده دامن اینچنین نیست
تنها مسیری که نجات من در آن است
جز کربلای روزهای اربعین نیست
روضه بخوانم مادری جانسوز می گفت
بعد از حسین، اُم البنین؛ اُم البنین نیست
قسم به گریه ی صاحب عزایِ اُمِّ بَنین
من آفریده شدم با دعای اُمِّ بَنین
قسم به کعبه که از کعبه حُرمتم بیش است
چنان که سوختم از ماجرایِ اُمِّ بَنین
پس از ظهور اگر آمدم مدینه رفیق
قرارمان دَمِ ایوان طلایِ اُمِّ بَنین
به جانِ دستِ قلم،در جزا نمی سوزد
دلی که سوخت در نینوایِ اُمِّ بَنین
مکان گریه برای حسین اگر حرم است
مگو بقیع، بگو کربلایِ اُمِّ بَنین
شبیه مشک اباالفضل می چکد اشکم
به پای غربتِ بی انتهایِ اُمِّ بَنین
اگر چه دست ندارد به تن،ز راه کرم
گرفته دستِ مرا،مرتضایِ اُمِّ بَنین
به یادِ چادر زهراست،بالِ شان خاکی
کبوترانِ حریمِ هوایِ اُمِّ بَنین
▪️می اومد پشت بقیع می نشست،مدینه ای ها می اومدن،کربلایی ها می اومدن،دورِ اُمُّ البَنین حلقه می زدند.. 😭
شروع می کرد روضه خواندن،یه جمله اُمُّ البَنین می گفت،زینب گریه می کرد،یه جمله زینب می گفت، اُمُّ البَنین گریه می کرد.. 😭
اما اونی که اون وسط روضه رو به هم می ریخت ناله زدن های سکینه بود،ناله می زد،ناله می زد،می گفت:
اُمُّ البَنین منو حلال کن، من مشک رو دادم دستِ عمو عباس.. 😭
عمو رفت آب بیاره..
اما خبر مشک پاره شو بابا آورد.. 😭
ننه ام البنین، اون لحظه دیدم رباب با قنداقه ی علی رو زمین افتاد..
دیگه لالایی ش عوض شد..
هی می گفت:
مگو آب مگو آب
عمو نیست عمو نیست.. 😭
تو را چاره علی جان
به جز تیر عدو نیست... 😭
آااای حسین..
شاعر: محمد قاسمی