eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حیدری
بسم الله الرحمن الرحيم السلام علیکِ یا زوجة وصی رسول الله السلام علیکِ یــا عــزیــزةالــزهـــراء السلام علیکِ یا اُمَّ البُدور الســَّواطع یا فــاطـــمـــة بــنــت حـــِزام الکـِلابیه المُکَنّاة باُمِّ البنین و رحمت الله و برکاته. 🔸بــاغ گــل یــاس سـلام علیک 🔸مـــادر عبــاس ســلام عـلیک امشب از همینجا... سلام بدیم به بی بی ام البنین... ان شاء الله وعده همه ما مدینه... کنار قبرستان بقیع... 🔸بــاغ گــل یــاس سـلام علیک 🔸مـــادر عبــاس ســلام عـلیک خیلی آبرو داره این خانم... خیلی احترام داره... امام باقر فرمودند... و كانت أم البنين أم هؤلاء الاربعة الاخوة القتلى خانم ام البنین مادر چهار شهید هست... میدونی کدوم شهدا... شهدایی مثل علمدار کربلا ابالفضل العباس... مادر شهدایی که جانشون رو فدای امام زمانشون کردند... خیلی عظمت داره این بانو... 🔸فـــاطمه دوم حیــدر شــدی 🔸مادر یک ماه و سه اختر شدی آی اونی که گفتی مریض دارم... گرفتارم... امشب مجلس بنام مادر عباسه... مطمئن باش ابالفضل العباس... به گریه کن های مادرش نظر داره... مواظب باش دست خالی از این مجلس نری... 🔸جز تو، که در کرب و بلای حسین 🔸چـار پسـر کــرده فـدای حسین مرحوم مامقانی در کتاب تنقیح المقال نوشته... بعد واقعه کربلا... وقتی بشیر وارد مدینه شد... اومد محضر بی بی ام البنین... عرضه داشت خانم جان... بچه هات رو در کربلا کشتند... بی بی فرمودند... ای بشیر... أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین بشیر از حسینم چه خبر... عرضه داشت... بی بی جان نبودی... دستهای عباست رو قطع کردند... عمود آهنین به فرقش زدند... فرمود ای بشیر... اَوْلادِی وَ مَنْ تَحْتَ الْخَضْراءِ کُلُّهُمْ فَداءً لاَِبِی عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن علیه السلام تمام بچه هام فدای حسین... همه عالم فدای حسین... 🔸تمام زندگیم مال حسینه 🔸دلم همواره دنبال حسینه بشیر همه بچه هام فدای حسین... به من بگو... الان آقام حسین کجاست... یدفعه بشیر صدا زد... بی بی جان... حسینت رو... با لب تشنه سر از تنش جدا کردند... هر کجا نشستی ناله بزن یاحسین... 🔸قدم اگر خمید فدای سر حسین 🔸جانم به لب رسید فدای سر حسین 🔸ام البنین سابق این شهر عاقبت 🔸شد مادر چار شهید فدای سر حسین
هدایت شده از حیدری
آهم چرا از سوز هجرت آتشین نیست قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست تو نیستی من بی خیال بودن تو بی عارم و از ننگ داغی بر جبین نیست من را همیشه در بدی می بینی اما دیگر شرار قهرت آقا در کمین نیست حق می دهم از من تو برداری نظر را می دانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست آنقدر که غیر از تو را با چشم دیدم چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست دیگر ندارم انتظار دیدنت را تقدیر این آلوده دامن اینچنین نیست  تنها مسیری که نجات من در آن است جز کربلای روزهای اربعین نیست روضه بخوانم مادری جانسوز می گفت بعد از حسین، اُم البنین؛ اُم البنین نیست قسم به گریه ی صاحب عزایِ اُمِّ بَنین من آفریده شدم با دعای اُمِّ بَنین قسم به کعبه که از کعبه حُرمتم بیش است چنان که سوختم از ماجرایِ اُمِّ بَنین پس از ظهور اگر آمدم مدینه رفیق قرارمان دَمِ ایوان طلایِ اُمِّ بَنین به جانِ دستِ قلم،در جزا نمی سوزد دلی که سوخت در نینوایِ اُمِّ بَنین مکان گریه برای حسین اگر حرم است مگو بقیع، بگو کربلایِ اُمِّ بَنین شبیه مشک اباالفضل می چکد اشکم به پای غربتِ بی انتهایِ اُمِّ بَنین اگر چه دست ندارد به تن،ز راه کرم گرفته دستِ مرا،مرتضایِ اُمِّ بَنین به یادِ چادر زهراست،بالِ شان خاکی کبوترانِ حریمِ هوایِ اُمِّ بَنین ▪️می اومد پشت بقیع می نشست،مدینه ای ها می اومدن،کربلایی ها می اومدن،دورِ اُمُّ البَنین حلقه می زدند.. 😭 شروع می کرد روضه خواندن،یه جمله اُمُّ البَنین می گفت،زینب گریه می کرد،یه جمله زینب می گفت، اُمُّ البَنین گریه می کرد.. 😭 اما اونی که اون وسط روضه رو به هم می ریخت ناله زدن های سکینه بود،ناله می زد،ناله می زد،می گفت: اُمُّ البَنین منو حلال کن، من مشک رو دادم دستِ عمو عباس.. 😭 عمو رفت آب بیاره.. اما خبر مشک پاره شو بابا آورد.. 😭 ننه ام البنین، اون لحظه دیدم رباب با قنداقه ی علی رو زمین افتاد.. دیگه لالایی ش عوض شد.. هی می گفت: مگو آب مگو آب عمو نیست عمو نیست.. 😭 تو را چاره علی جان به جز تیر عدو نیست... 😭 آااای حسین.. شاعر: محمد قاسمی
هدایت شده از حیدری
روضه_حضرت_ام_البنین🥀 گریز حضرت فاطمه زهرا(س)🥀 مداح احمد بهزادی بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحیم ‍ 🔸برتو ای ام البنین مادر روضه صلوات 🔸بر مادر با وفــای ســـــقا صلوات 🔸رخسارِ مه و ستاره ها را صلوات 🔸آن چهار شهید و مادر پاک سرشت 🔸بر گلشــــن و باغبانِ والا صلوات لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‌ وَنِعْمَ النَّصِیر، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ ، و اَتُوبُ اِلَیه اجرومزد شما عزیزان با فاطمه زهر(س) انشالا حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشالا امشب بریم درخونه خانم ام البنین آی حاجت دارا..مریض دارا..آی جوون دارا.. تویی که آرزو داری حرم اباالفضل رو ببینی.امشب دامن مادر ابالفضل رو بگیر.. دامن اباالفضل رو بگیر..باب الحوائجه.. درسته بی دست کربلاست. اما دست عالمی رو گرفته.. آقا خودش ناامید شد اماکسی را نا امید از در خونش رد نمی کنه مادرش ام البنین هم همینطوره.. اینا از خانواده کرمند.. از خانواده لطف و احسانند.. هر کی بیاد در خونشون دست خالی برش نمیگردونند.. ⬅️فقیری هرسال یه شب می اومد مدینه..در خانه ابالفضل..خرجی یک سالش رو از دست ابالفضل میگرفت و میرفت.. یه سال اومد مدینه درِ خانهٔ ام البنینو زد.. کنیز درو بازکرد..پرسید با کی کار داری..فقیر گفت برو به مولا و آقات بگو بیاد.. من با یه آقایی کار دارم اسمش رو نمیدونم.. ولی هرسال میام خرجی یکسالمو میگیرم و میرَم.. (گفت نشونی بده ببینم آقات کیه؟) مرد فقیر گفت:اسمشو نمیدونم ولی آقای رشیدی بود..بلند بالا.. خیلی زیبا..خیلی مهربان.. ⏪کنیز برگشت منزل مادر ابالفضل بی‌بی پرسید کی بود پشت در؟ صدا زد خانم جان فقیری بود که هر سال می اومد خرجی یک سالشو از آقام عباس میگرفت.. خانم جان حالا که آقام نیست..شروع کرد گریه کردن.. یه وقت ام البنین صدا زد حالا که عباسم نیست.. منه مادرش هستم.. نمیزارم کسی از در خونه ابالفضلم نا امید برگرده..عباسم ناراحت میشه بی بی فرمودند هر چی زیورالات تو خونه است بیارین بدین دست فقیر.. یه وقت دیدن ناراحت سرشو به دیوار گذاشت.😭 (چرا ناراحتی بگیرو برو) صدا زد من به بهانه دیدن آقام می اومدم من عاشق عباسم.(من برای پول نیامدم اومدم دست و بازوی آقام ابالفضل رو ببوسم.. یه لحظه بگین آقام. خودش بیاد. یه وقت نگاه کرد دید صدای شیون زنها بلند شد..چی شده (چرا گریه میکنید؟(امان امان) خانم صدا زد آی مرد دیر اومدی.. کربلا دستای ابالفضلمو از بدن جدا کردند..😭 آخ عمود آهن به فرقش زدند.. تیر به چشم نازنین پسرم زدند.. آخ تو کربلا شهیدش کردند.😭 داغشو به دل حسین گذاشتند.. درایام فاطمیه وعزا داری بی بی دوعالم فاطمه زهرا قرار داریم گریز داشته باشیم به روضه حضرت زهرا (ص)😭 حالادلها آماده شد بریم مدینه اما دلها بسوزه بر فاطمه الزهرا (س) که فرمود علی جان شبانه غسلم بده کفنم کن شبانه بدنم را به خاک بسپار چه کرد امام علی به وصیت زهرا😭 امام علی بدن زهرا راشبانه غسل داد کفن نمود شبانه تشیع کرد فقط هفت نفربدن بی بی را تشیع کردند اما در دل شب دید صدای ناله ای به گوش می رسه به امام حسن میگه حسنم بابانگاه کن صدای گریه کیه بابا ، گفت صدای خواهرم زینبه که پشت سر مادرناله می زنه ،چه می گفت عزیزان بی بی زینب ای میگه خدا مادرم را کجا می برند گمانم برای شفا می برند😭 منو خونه داری منو سوگواری کجا می برند مرو مادرم درتشیع فاطمه زهرا فقط هفت نفر شرکت داشتند امام علی کنار قبر رسید😭 بدن بی بی را کنار قبر گذاشت عزیزان فاطمه که محرمی جز علی نداشت حسن وحسین هم کوچک بودندچگونه تنهایی این بدن به خاک بسپارد😭 ناگهان دید دستی از قبر نمایان شد شبیه دست پیامبر علی جان امانتم پس بده😭 ای بیابان گل زاشکت جاری است افرین براین امانت داریت 😭 یا رسول الله از رخت شرمنده ام فاطمه جا ن داده ومن زنده ام تایپ مداح اهل بیت (ع) احمد بهزادی✍ صلوات شادی روح پدرومادرم 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
🌹اين دوازده جمله را حتماً بخوانيد... ۱_یادت باشه تا خودت نخواي هيـچ کس نميتونه زندگيتو خراب کنه❕ ۲_یادت باشه که آرامش رو بايد تو وجود خودت پيدا کني❕ ۳_یادت باشه خدا هميشه مواظبته❕ ۴_يادت باشه هميشه ته قلبت يه جايي براي بخشيدن آدما بگذاري .... ۵_منتظر هيچ دستي در هيچ جاي اين دنيا نباش ...اشکهايت را با دستهاي خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند❕ ۶_زبان استخواني ندارد اما آنقدر قوي هست که بتواند قلبي را بشکند مراقب حرفهايمان باشيم . ۷_گاهي در حذف شدن کسي از زندگيتان حکمتي نهفته است .اينقدر اصرار به برگشتنش نکنيد❕ ۸_آدما مثل عکس هستن،زيادي که بزرگشون کني کيفيتشون مياد پايين❕ ۹_زندگي کوتاه نيست ، مشکل اينجاست که ما زندگي را ديرشروع ميکنيم❕ ۱۰_دردهايت را دورت نچين که ديوارشوند ، زيرپايت بچين که پله شوند… ۱۱_هيچوقت نگران فردايت نباش ، خداي ديروز و امروزت ، فرداهم هست… اگر باشي ...❕ ۱۲_ما اولين دفعه است که تجربه بندگي داريم ولى اوقرنهاست که خداست … 🌾🌿🌾
🌺*چرا میگن آب گرم در وضو کراهت داره و وضو با آب سرد بهتر از آب گرم است؟؟؟* 🍃زیرا میکروب هایی که بر اعضاء وضو قرار دارند و ممکن است نفوذ جلدی پیدا کرده و وارد بدن شوند، فرمانهای آب سرد آنها را نابود می‌سازد و هر چه آب سردتر باشد اکسیژن آن بیشتر و فعالیت میکروب کشی آن زیادتر است. 🌺وقتی مقداری آب سرد بر اعضای وضو می‌ریزیم، آن عضو سرد شده و جریان خون برای گرم کردن آن قسمت با سرعت و شدت بیشتری به سوی آن قسمت حرکت می‌کند و باعث طراوت و شادابی پوست و بدن می‌شود همانطوری که امروز با ماساژ قلب احیاء انجام می‌شود و بیمار به زندگی برمی‌گردد شستن و دست کشیدن روی اعضای وضو هم باعث تسریع جریان خون در بدن می‌شود. ✍امام صادق علیه السلام فرمودند: 🍃کسى که وضو بگیرد و با حوله اعضاى وضو را خشک کند، یک حسنه براى او نوشته می‌شود، اما کسى که وضو بگیرد و صبر کند تا دست و رویش خود خشک شوند، سى حسنه براى او نوشته می‌شود زیرا اگر وضو با آب سرد صورت پذیرد و پس از آن از خشک کردن آن اجتناب شود، بدن در برابر سرمائی که در اثر خشک نکردن آب وضو حس می‌کند، خود به خود درجه حرارتش بالا می‌رود تا آب وضو را خشک کند، که همین تحریکات حرارتی باعث باز شدن منافذ زیر پوست می‌شود و اکسیژن بیشتری به بافتهای پوست و مقداری هم عضلات زیر پوست می‌رسد و باعث نیرو و نشاط می‌گردد. 🌺شاید جالب باشد که بدانید اعضایی که در وضو شسته می‌شوند،حدود هشتاد درصد اعصاب حسی بدن هستند، به طوریکه که اگر به جای وضو انسان تمام بدنش را کامل بشوید، چیز زیادی نسبت به تحریک وضو،به دست نمی‌آید به همین خاطر در روایات به دائم الوضو بودن و تجدید وضو با آب سرد برای فرو نشاندن خشم و آرامش اعصاب و نشاط بدن، تاکید زیادی شده است. ✅بحارالأنوار، جلد۸۰، صفحه۳۱۴، روایت۲، باب۵
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
یک جمله بگویم و این درس است. میگویند در شخصیت انسان چند عامل موثر است که یکی از آنها وراثت است. وراثت در زبان ساده این است که اولاد صفات پدر و مادرش را ارث میبرد. اولاد بازتابی از صفات پدر و مادرش است. پیغمبر میفرمودند الشقی الشقی فی بطن امه و السعید السعید فی بطن امه. امیرالمومنین در رابطه با ابن ملجم فرمودند، پدر او به مادرش نزدیکی کرد در حالی که مادر او در حال حیض بود و نطفه ابن ملجم تشکیل شد و او قاتل امیرالمومنین شد. ⏬⏬ پسر شیخ فضل الله نوری طناب دار رو به گردن پدرش انداخت. بعد هم میگفت کف بزنید و بالای جنازه کف می زدند. یک بار یک نفر از او پرسید چرا پسر تو انقدر ناخلف است؟ گفتم چون وقتی به دنیا آمد ما نجف بودیم و مادر او شیر نداشت و ما دایه گرفتیم و چند ماه به این شیر داد و بعدا فهمیدم این دایه ناصبی و دشمن اهل بیت بوده است و یک مدت که از او شیر خورد روی او اثر گذاشت. یعنی خوراک هم در شخصیت انسان اثر دارد. ⏬⏬ قسمتی از زیارت نامه امام حسین این است که میگوییم اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه، والارحام المطهره. لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها. ولم تلبسک من مدمهمات ثیابها یعنی ما شهادت میدیم که تو یه پارچه نور بودی که توی رحم های پاکیزه قرار گرفتی. مگر هر رحمی میتواند نور حسین را حمل کند و صلب های شامخ که صلب امیرالمومنین بوده و این میشه امام حسین. بخاطر این تربیت اولاد از انتخاب همسر است. آیت الله دستغیب یک کتابی دارند به نام مظالم. قدیمها افرادی بودند که شغل آنها مشکچی بود. مشک هاشون رو پر از آب می کردند و می فروختند. پسر آیت الله میرود سوزن میزند و مشک یکی از این مشک ها رو پر میکند. وقتی آیت الله از مسجد بیرون می آید مشک چی به او میگوید خسارت من رو بده. میرود خانه و به همسرش میگوید چکار کردی که بچه همچین کاری کرده؟ میگه خوب فکر کن دنیا بی حکمت نیست. خانومه میگوید وقتی من حامله بودم انار هوس کردم و چون پول نداشتم بخرم یک سنجاق از پیرهنم باز کردم و زدم به انار یک انار فروش. این سوزن آب انار گرفت و من خوردم. مادر هرکاری در دوران بارداری میکند روی بچه اش اثر می کند. ⏬⏬ آیت الله العظمی بروجردی در سن چهل سالگی مرجع تقلید جهان شد. به مادرش تبریک گفتن . گفت من از او بیشتر از این توقع داشتن. چون زمانی که باردار بودم دائم الوضو بودم و از هیچ غذایی نخوردم مگر اینکه مطمئن بودم این غذا پاکیزه است و به جای لالایی در گوش او کمیل خواندم. نگاه کنید که یکی با نغمه دعا و قرآن بزرگ می شود و دیگری با نغمه موسیقی. کدام یک عاقبت به خیر تر هستند؟ بخاطر این میگویند در گوش بچه اذان بگید تا اول با صدای خدا آشنا بشه. #ام ⏬⏬ وقتی فاطمه از دنیا رفت، امیرالمومنین عقیل را صدا زد. گفت عقیل تو نصب شناسی، یک زنی برای من انتخاب کن که اجدادش همه شجاع و دلیر باشند. گفت چطور؟ گفت میخواهم یک بچه ای داشته باشم که کربلا حسین رو یاری کند. عقیل گفت اینی که شما میخواهی فاطمه بنی کلاب است. از پدر به چند پشت شمرد و گفت برای اینها سرنیزه ها اسباب بازی بود. و از مادر هم به چند نسل شمرد و گفت آنها هم شجاع و دلیر بوده اند. امیرالمومنین پسندیدند و گفتند عقیل برای من برو خاستگاری. عقیل هم با پدر او مطرح کرد و او گفت دختر من یک بچه روستایی است. او چطور وارد خانه ای شود که خاندان وحی هستند و ملائکه آنجا رفت و آمد دارند؟ عقیل در جواب گفت اینها رو امیرالمومنین میدانه و من رو فرستاده. پدر گفت من با فاطمه مطرح میکنم و جواب میدم. وقتی با ام البنین مطرح کرد، ایشون برق شعف از چشمانش بلند شد و گفت میروم خانه امیرالمونین اما به عنوان کنیز. می روم به این خانواده خدمت کنم. بعد از مدتی جایگاه رفیعی در خانه امیرالمومنین پیدا کرد. 😭😭⏬⏬ وقتی ام البنین خانه علی آمد اسم اصلی او فاطمه بود. علی هرجا صدا میزد فاطمه (به اسم خودش اورا صدا میزد) دل بچه ها می شکست. یک روز آمد خدمت امیرالمومنین و گفت علی جان من در قبیله مان یک کنیه ای دارم که من رو به این کنیه صدا میزنن. به من می گویند ام البنین. امیرالمومنین فرمودند چرا تو را به اسم صدا نزنم؟ گفت شما به من میگی فاطمه، بچه ها دلشون می شکنه و یاد مادرشون می افتند. امیر المومنین قبول کردند و ایشون رو ام البنین خطاب کردند و دیگه رو زبون ها افتاد ام البنین. اما یه روز هم تو مدینه به زنها میگفت دیگه به من ام البنین نگید. من اون موقع ام البنین بودم که چهار پسر داشتم. می اومد کنار بقیع و چهار صورت قبر میکشید و گریه میکرد. میگفت عباس شنیدم عمود آهن به سرت زدن. شنیدم دست هات رو تکه تکه کردن. اما من برای شما گریه نمی کنم. من برای اون آقایی گریه می کنم که مادر نداشت ... و صلی الله علیکم یا اهل بیت النبوه🤲🤲 
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
(سلام الله علیها) مقدمه⏬ امروز مصادف است با ایام رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها، سیزدهم جمادی الثانی سال 64. سه سال بعد از واقعه عاشورا روح بلند و مطهر ایشون به ملکوت اعلی پیوست. بخاطر این امروز راجع به مادر عباس صحبت کنم و یک جمله ای عرض کنم خدمت جوونها و اون اینکه اگر مادر کسی رو احترام کنند پسر خوشحال میشود و اگر به مادر کسی بی اعتنایی کنند پسر ناراحت می شود. الان شما هم اینطوری هستید. اگر به شما بگویند مادر شما رفته فلان جا و عزت و احترام به او گذاشته اند شما خوشحال می شوید. و اگر بگویند به مادر شما بی اعتنایی کرده اند خیلی ناراحت میشوید. این مادر ماست، چه برسد به کسی که مادری همچون ام البنین داشته باشد. بخاطر این جوونها امروز اگه شما مادر عباس رو احترام کنید عباس خوشحال می شود. امروز همت کنید و هرچه مایه دارید امشب بگذارید. بگید عباس ما بین مادر تو و مادر حسین فرق نمی گزاریم. برای مادر حسین فاطمیه میگیریم و مادر تو را هم تکریم می کنیم. (سلام الله علیها)⏬ در یک کتابی خواندم که 3 نفر از کربلا آمدند به مدینه و یک روز به قبرستان بقیع رفتند. در قبرستان بقیع صدها شخصیت مدفون هستند. از جمله امامان. اینها تک تک به شخصیتها سر می زدند و فاتحه می خوانند تا اینکه خسته شدند. یکدفعه رسیدند به قبر خانم و یک نفر از آنها گفت این قبر خانم ام البنین است. آنهایی که رفتند میدانند. هر کسی سراغ قبر فاطمه می ره و پیدا نمی کنه، سر مزار ام البنین سلام الله علیها می رود و حرفهای نگفته رو به ام البنین می گوید. 2 نفر از آنها می روند که سر مزار برای حضرت فاتحه بخوانند، اما یکی از آنها خسته می شود و میگوید ما نمیتوانیم سر مزار همه برویم. اینجا این همه شخصیت هست. من می روم به خانه و استراحت میکنم. اما 2 نفر دیگه به مزار ام البنین می روند. فردا صبح که از خواب بیدار میشوند می بینند نفر سوم که همراه آنها نیامد خانه نیست. میگویند شاید رفته است بیرون چیزی بخرد و بیاید. آخر خیلی معطل میشوند و می بینند آمد. اما انقدر گریه کرده که چشمانش باد کرده است. از او می پرسن چی شده؟ میگوید دیشب خواب دیدم برگشتم کربلا و رفته ام تا کنار قبر عباس زیارت کنم. ناگهان دیدم یک خادمی آمد و گفت حضرت عباس تشریف آورند و گفته اند که تو را راه ندهیم. گفت من خیلی حضرت عباس رو دوست داشتم. هر چی اصرار کردم گفتند ما مامور هستیم و حضرت فرمودند که شما رو راه ندیم. پرسیدم چرا؟ من چکار کرده ام؟ گفت این آقا مادر من رو بی اعتنایی کرده و حرمت نزاشته و از چشم من افتاده است. (علیه السلام) (باب الحوائج)⏬ هم عباس باب الحوائج است و هم مادرش. در یک مکاشفه ای حضرت عباس را دیدند که به ایشان گله کرده اند که ما حاجت داریم و حاجت هایمان برآورده نمی شود و ایشان فرمودند متوسل شوید به مادرم ام البنین. از حضرت ام البنین کربلا بخواهید و اگر مشرف شدید بگویید من به نیابت از ام البنین آمده ام. در یک کتابی خواندم آیت الله سید محمد روحانی که ساکن نجف بود چون موضوع باب الحوائجی حضرت ام البنین را میدانست، هر وقت حاجت داشت میگفت یک نفر رو نایب میکنم که برود و به نیابت از حضرت ام البنین کربلا را زیارت کند. می گفت شب نشده حاجتم برآورده می شد. آیت الله سید محمود شاهرودی که یکی از مراجع عظام تقلید بود میفرمودند، من هروقت حاجت داشتم 100 تا صلوات هدیه میکردم به حضرت ام البنین و حاجتم برآورده می شد. یک ختمی هم هست که خیلی مجرب است و این است که 4 شب جمعه به این صورت که شب جمعه اول تا سوم 3 بار سوره یاسین و شب جمعه چهارم یک بار سوره یاسین و جمعا 10 سوره یاسین از طرف حضرت عباس هدیه کنید به مادرش ام البنین.  سفره ام البنین همه خیلی مجرب است که کسی حاجت داشته باشد و برای ام البنین سفره بندازد و یا کسی رو سیر کند از طرف ام البنین وراثت ادامه
باران ابیات1_2722201423.mp3
زمان: حجم: 8.9M
سفره دار روضه های ماتم حسینم... سید رضا نریمانی 🌷نوحه ام البنین🌷 بی تابم و حزینم من ام بی بنینم رو خاک غم می شینم من ام بی بنینم من ام بی بنینم سر می ذارم رو خاک غربت بقیع بی قرارم کنار تربت بقیع روز و شب ها میگم با زهرا حسین ناله دارم میون هیأت بقیع من مادر اباالفضل مادر شهیدانم نوحه ی شب و روزم ای وای حسین جانم ای وای حسین جانم سفره دارِ روضه های ماتم حسینم مادرِ مدافعان حرم حسینم شرمنده از سکینه ام من ام بی بنینم وقتی علم میبینم من ام بی بنینم من ام بی بنینم برنگشتی به خیمه ها باورم جاری علقمه تو چشم ترم من خجالت زدم هنوز از رباب وقتی میگه با گریه وای اصغرم گریون میشه مدینه در غم عزیزانم نوحه ی شب و روزم ای وای حسین جانم ای وای حسین جانم الگوی علم به دوش علم حسینم مادر مدافعان حرم حسینم سفره دارِ روضه های ماتم حسینم مادرِ مدافعان حرم حسینم حسین...... ام الشهید دینم من ام بی بنینم داغ حسین رو سینه ام من ام بی بنینم هر شب جمعه با دل مضطرم من عزادار شاه بی لشکرم روضه ی ما با فاطمه کربلا تو مدینه باید باشیم بی حرم شبهای جمعه مثل فاطمه پریشانم نوحه ی شب و روزم ای وای حسین جانم ای وای حسین جانم تا همیشه زیر دین کرم حسینم مادر مدافعان حرم حسینم سفره دارِ روضه های ماتم حسینم مادرِ مدافعان حرم حسینم حسین......
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
#️⃣ #️⃣ #️⃣ ...ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....  اللهمّ صلّ علی فاطمهٔ و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک... لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ قسم به گریه ی صاحب عزایِ اُمِّ بَنین من آفریده شدم با دعای اُمِّ بَنین قسم به کعبه که از کعبه حُرمتم بیش است چنان که سوختم از ماجرایِ اُمِّ بَنین پس از ظهور اگر آمدم مدینه رفیق قرارمان دَمِ ایوان طلایِ اُمِّ بَنین به جانِ دستِ قلم،در جزا نمی سوزد دلی که سوخت در نینوایِ اُمِّ بَنین شبیه مشک اباالفضل می چکد اشکم به پای غربتِ بی انتهایِ اُمِّ بَنین به یادِ چادر زهراست،بالِ شان خاکی کبوترانِ حریمِ هوایِ اُمِّ بَنین *اُم البنین می اومد پشت بقیع می نشست، مدینه ای ها می اومدن،کربلایی ها می اومدن دورِ اُمُّ البَنین حلقه می زدند، بعد اُم البنین شروع می کرد روضه خواندن، یه جمله اُمُّ البَنین می گفت،زینب گریه می کرد،یه جمله زینب می گفت، اُمُّ البَنین گریه می کرد،اما اونی که اون وسط روضه رو به هم می ریخت ناله زدن های سکینه بود، ناله می زد، می گفت: اُمُّ البَنین منو حلال کن، من مشک رو دادم دستِ عموم عباس؛من مشک رو دادم دستِ اباالفضلت* نخورد آب زمانی که روضه می خوانده گرفته بوده یقیناً صدایِ اُمِّ بَنین نیمه شب که کاروانِ ابی عبدالله از مدینه حرکت کرد،یه خورده که از شهر فاصله گرفت،دو نفر خودشون رو رساندند به قافله،یکی عبدالله بن جعفر بود،دست بچه هاشو گرفته بود رسوند به قافله،اینقدر زینب خوشحال شد،گفت:عبدالله خدا خیرت بده،دستِ خالی نیستم کربلا، قربونی هایِ منو هم آوردی، نکنه رباب هدیه داشته باشه من نداشته باشم، نکه نجمه هدیه داشته باشه من نداشته باشم،خدا خیرت بده... نفر دوم هم، ابی عبدالله نگاه کرد دید یه خانوم بلند قامتی داره خودش رو میرسونه به قافله،نگاه کرد دید اُم البنینِ داره میاد،گفت:عباسم مادرتون داره میاد،با شما کار داره، چهار برادر اومدن، دور مادر حلقه زدن، ابی عبدالله داره از دور این منظره رو میبینه لذت میبره، اُم البنین شروع کرد صحبت کردن، گفت:عباسم!عونم،عزیزانم،دارید با حسین می روید سفر،اگه حسین برگشت حق دارید برگردید،اگه حسین برنگشت حق ندارید برگردید، نکنه شما باشید یه مو از سر حسین کم بشه، پای شما ایستادم برای اینچنین روزی. عباسم! نکنه من شرمنده ی فاطمه بشم، نکنه من خجالت زده بشم. گذشت، گذشت،حالا از کربلا قافله برگشته،کربلایی ها از این طرف با محوریت زینب،مدینه ای ها از طرف دیگر با محوریت اُم البنین،راه باز کردن این دو مادر شهید رسیدن به هم،دست به گردن هم انداختن،نشستن زمین،ام البنین به زینب سر سلامتی میده، زینب به ام البنین، این دوتا شروع کردن برا هم روضه خواندن، هر کار کرد زینب که از عباس بگه،ام البنین نذاشت،هی می گفت:عباسم رو رها کن،از حسینم چه خبر؟ خیلی که اصرار کرد زینب گفت: بهت بگم ام البنین چه خبر شد؟ فقط بگم خوب شد کربلا نیومدی،برو ببین رباب رو چه حال و روزی داره، دیگه از زیر آفتاب نمیآد تو سایه، گفت: بیشتر توضیح بده زینب جان،گفت:آمدم بالای یک بلندی ایستادم دیدم دور حسینم حلقه زدن، نیزه دار با نیزه میزد،شمشیر دار با شمشیر میزد،اونی که شمشیر و نیزه نداشت سنگ میزد،اُم البنین! نگاه کردم دیدم پیرمردها دارن با عصا میزنند،حسین.... به سمت گودال از خیمه دویدم من  شمر جلوتر بود دیر رسیدم من  سر تو‌ دعوا بود ناله کشیدم من  سر تو‌رو‌ بردن دیر رسیدم من  یه گوشه ي گودال مادر و دیدم من  که رفته بود از حال دیر رسیدم‌من    اي كُشته ي گرسنه و تشنه ابي عبدالله حلقومتو سپردي به دشنه ابي عبدالله هر دفعه كه صدا زدي مادر ابي عبدالله سنگت زدن سياهيِ لشكر ابي عبدالله هر چقدر کار دارید با ام البنین،اسم رمز اینه،زن و مرد، هر چقدر امشب چشمت به دستایِ خانوم ام البنینِ،چشمت به عطایِ دستِ ام البنینِ، دستِ گدائیت رو بالا ببر،یک نفس،یک صدا،بگو: ای حسین.... خدایا! به آبروی اُم البنین مادرِ اباالفضل به دستاي قلم شده اباالفضل، این دو دستت رو بیار بالا، زن و مرد حاجت دارید، کاردارید، مریض دارید، فرج امام زمان، سلامتی مقام معظم رهبری، عاقبت به خیری جَوونا، حفظ نظام و کشورمون از بلایا همه با مادرش اُم البنین ناله بزنید: یا اباالفضل... ...ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از حیدری
(حضرت ام البنین س) ام البنین تو همنشین حیدری بانو تو در کرامت محشری بانو تو بر شهیدان مادری بانو جان امیرالمؤمنین تویی رهرو راه شاه دین تویی بانوی خانه ی ولایتی مام عباس مه جبین تویی صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین تو بوده ای به اهل بیت حساس خدا به تو داده مهی عباس دسته گلی با عطر و بوی یاس عباست علمدار کربلاست در شجاعت همچون شیر خداست با اذن حی کبریای خود از کار عالمی گره گشاست صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین سوز غم کرب و بلا داری داغ شهیدان خدا داری فرزند دست از تن جدا داری بانوی با کرامتی و پاک در بقیع می نشستی روی خاک دیده گریان بودی به صبح و شام یاد پیکرهای پاره و چاک صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین ندیده ای تو که گل لیلا به پیش دیده ی تر بابا صد پاره شد ز کینه ی اعدا بابا آمده در کنار او با چشم گریان بی قرار او بیند با دیدگان تر حسین بر خاک افتاده جان نثار او صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین ندیده ای غنچه شده پرپر جان داده بر دست پدر اصغر بر سینه ی پدر شده زیور ندیدی حسین خونجگر شده نخل باغ او بی ثمر شده چشمش بر خیمه و مادر او دیده گریان بهر پسر شده صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین ندیده ای نقش زمین عباس به دست دشمن لعین عباس گردیده بشکسته جبین عباس ندیدی جان او فدا شده فرق سرش از کین دو تا شده خورده بر چشم او تیر ستم دستانش از پیکر جدا شده صلی الله علیک ام بنین۴ ام البنین ندیده ای به روز عاشورا حسین فاطمه شده تنها گشته اسیر ظلم دشمن ها ندیدی حرمتش دریده شد ناله ی غربتش شنیده شد با دستان شمر لعین و پست رأس او از قفا بریده شد صلی الله علیک ام بنین۴
هدایت شده از حیدر قشقایی
یا زهرا. یادی از ام ایمن که مدینه بی فاطمه را نخواست. در ایام فاطمیه احتمالا نام ام ایمن به گوشتان خورده است. نام این بانو، برکه و اهل حبشه و در ابتدا کنیز حضرت عبدالله بن عبدالمطلب پدر گرامی پیامبر بود. پس از وفات جناب آمنه علیهاالسلام مراقبت از پیامبر را بر عهده داشت .رسول خدا صلی الله عليه و آله پس از ازدواج با حضرت خدیجه علیهاالسلام او را آزاد کرد. ام ایمن به همسری عبید بن زید درآمد و برایش پسری به نام‌ " ایمن" به دنیا آورد که بعدها در جنگ حنین به شهادت رسید. پس از فوت شوهرش ،پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: هر کس می خواهد با زنی از اهل بهشت ازدواج کند بداند ام ایمن از زنان بهشتی است. زیدبن حارثه پسر خوانده پيامبر و شهید موته با ام ایمن ازدواج کرد و اسامه بن زید ( همان اسامه که در داستان تخلف ابوبکر و عمر از جیش اسامه نامش را شنیده ایم ) به دنیا آمد. ام ایمن که از نخستین صحابه پیامبر نیز بود همواره مدافع اهل بیت و مورد احترام این خاندان ماند و از جمله شهود حضرت زهرا علیهاالسلام در قضیه فدک بود که ابوبکر و عمربن خطاب با این بهانه که شهادت زن قبول نیست وی را از مسجد بیرون کردند. اشتیاق ،دلدادگی ،محبت و ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام، چنان در تأر و پود ام ایمن آمیخته بود که پس از شهادت آن بانو، توان اقامت در مدینه و دیدن جای خالی محبوبه آسمانی خویش را در خود نمی دید، از این رو به سوی مکه حرکت کرد و گفت: « مدینه بی فاطمه، جای ماندن نیست. پس از زهرای عزیز، نمی خواهم دیگر روی مدینه را ببینم.» در مسیر خود چون به جحفه رسید دچار تشنگی شدیدی شد که بیم هلاکت او وجود داشت. در آن حال رو به آسمان کرد و گفت: «پروردگارا! آیا مرا که خدمتگزار دختر پیامبرت بودم، در حال عطش و تشنگی می گذاری؟!» ناگاه ظرف آبی از بهشت نزد او آمد و ام ایمن از آن تحفه گوارای بهشتی نوشید. ای کاش ما هم دنیای بدون امام زمان برایمان دلگیر بود. نثار روح مطهر " ام ایمن " و تعجیل فرج صلوات.
هدایت شده از حیدری
📜 روضه خوانی که روضه نخواند ✍حاجی ملا باقر کاظمینی نقل کرده است که: روزی در مجمعی مرا طلبیدند که روضه بخوانم چون وارد شدم، دیدم بیش از سه نفر جمعیت نیست. 🔸به صاحب‌خانه گفتم: «من برای سه نفر روضه نمی‌خوانم.» و از خانه بیرون رفتم. 🔹چون شب شد، در عالم واقعه (خواب)، دیدم که وارد همان خانه شدم. دیدم حضرت فاطمه زهرا -سلام‌الله‌علیها- در همان مجلس بر حسینش -علیه‌السلام- گریه می‌کند.. 😭 به خاک می‌غلطد و خاک بر سر می‌ریزد. پیش رفتم و سلام کردم. ▪️آن حضرت روی مبارک از من گردانید. عرض کردم: «فدای تو شوم! من ذاکر حسین توام!» از روی غضب نگاهی به من کرد و فرمود: «چگونه ذاکر حسین منی و حال آن‌که در مجلسی که سه نفر باشند، چهارمی آنها منم.» 🔹عرض کردم: «ای خاتون! توبه کردم» و بسیار عذرخواهی کردم تا حضرت از من قبول فرمودند. چون بیدار شدم، با خود قرار دادم که اگر در مجلسی حتی یک نفر هم باشد، روضه بخوانم. 📚 مقتل جنگ، مولف ناشناس، کتابخانه آستان قدس رضوی،