eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنرانی درباره حجاب بیت شعر آغازین: زن اگر قدرِ خودش دانَد و باحُجب شود مِهرِ او در دلِ هر دیده، مُحکـم شود بسم‌الله الرحمن الرحیم خواهران عزیز و مهربانم… زن، مظهر لطافت و کرامت خداست. وقتی زن قدر خودش را بداند، می‌فهمد چه سرمایه بزرگی در وجودش دارد. حجاب یعنی همین: یعنی من زن، ارزشم را شناخته‌ام. یعنی زیبایی من فقط ظاهر نیست؛ وقار من، اخلاقم و ایمانم هم زیبایی واقعی من است. حجاب یک پوشش ساده نیست؛ یک انتخاب آگاهانه و تاج کرامت زن است. زن باحجاب، خودش را محدود نکرده، بلکه محافظت کرده است؛ مثل گوهری که هرچه ارزشمندتر باشد، مراقبتش بیشتر است. خواهرم… وقتی با حجاب قدم برمی‌داری، قبل از اینکه دیگران نگاهت کنند، خداوند نگاهت می‌کند. حجاب تو به فرزندت آرامش می‌دهد، به خانه‌ات برکت می‌دهد و به خودت اعتماد و عزت می‌بخشد. زن باحجاب، زن قوی و باوقار است. او به دنیا می‌گوید: «من به اندازه‌ای ارزشمندم که نمی‌گذارم نگاه‌ها و چشم‌ها مرا تعریف کنند، شخصیت و وقارم را می‌بینی.» بیاییم قدر این تاج کرامت را بدانیم. حجاب نه مانع رشد زن است، نه سد راه موفقیت او؛ حجاب، زن را زیباتر، محترم‌تر و باوقارتر نشان می‌دهد. دعای پایانی: خدایا… به ما توفیق بده زنانی باشیم که حجاب را از سر آگاهی، عشق و معرفت انتخاب کرده‌ایم. دل‌هایمان را پاک و نگاه‌هایمان را محافظت‌شده قرار بده. و ما را از زنانی قرار ده که با ایمان و حیا، باعث آرامش و برکت در خانواده و جامعه باشند. آمین یا رب العالمین 🌿✨
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
حضرت ام البنین(س) گرچه فرقی هست از این فاطمه تا فاطمه ذکرِ یا اُم‌البَنین یعنی همان یا فاطمه خانه‌ی بی فاطمه هرگز نمی‌خواهد علی هست شیرینیِ مولا در دو دنیا فاطمه حضرتِ اُم‌البَنین از جلوه‌های فاطمه‌است گرچه زهرا رفت اما هست این جا فاطمه بچه‌های فاطمه بر دامنِ اُم‌البَنین خواب می‌رفتند و می‌دیدند رؤیا: فاطمه از همان اول همه گفتند مادرجان به او چشم شان می‌دید در این خانه تنها فاطمه با ادب فرمود: آقاجان بگو اُم‌البَنین وَرنه نامش را صدا می‌کرد مولا  فاطمه او کنیزی آمد و زهرا عزیزِ خویش کرد او زمین بوسید و زینب گفت اُمّا فاطمه مریم و آسیه و حوا و هاجر کیستند مادر عباس وقتی می‌رسد با فاطمه روز محشر چادر او هم شفاعت می‌کند تا که می‌آید به محشر پشت زهرا فاطمه بچه‌های او هم آری بچه‌های فاطمه‌اند نیست او در کربلا و هست اما فاطمه  بس که یا اُم‌البَنین از ما گره وا می‌کند هست بر لب های ما یافاطمه یافاطمه دورِ زهرا بچه‌ها بودند و مولا بود حیف وای از اُم‌البَنین این‌بار تنها بود حیف حسن لطفی
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
. |⇦•نشستم روی خاکِ .. و توسل، ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _ سید مهدی حسینی 🎤 ●•┄༻↷◈↶༺┄•● صَل الله عَلَيْكَ يا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ یا قَمرَالعَشیره .. نشستم روی خاکِ آرزوهایم بغل کردم خیالی از مزارت را اگر چه قابِ این خاک از تنت خالی‌ست نسیم آورده از مقتل غبارت را اگر سوسوی چشمان ترم کم شد اگر تسبیحِ تربت خیسِ اشکم شد نشستم می‌شمارم با نفس‌هایم شمارِ زخم‌های بی‌شمارت را شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد تو بالا رفتی و اُم‌البنین افتاد به عرشِ خیمه‌ها با مشک می‌رفتی که تیری آرزوی آب‌دارت را ... زد و بی‌آرزو بر خاک افتادی تنِ خود را به دستِ نیزه‌ها دادی صدای نوحۀ ادرک اخایت گفت زیارت کرده زهرا نیزه‌زارت را کنار رود، اما تشنه لب بودی به جای آب، سقای ادب بودی تو دریازاده‌ای؛ هر چند بی‌آبی نمی‌سنجند، با مشکت عیارت را *مادر داره روضه میخونه ها ..* اگر می‌شد به جایت آب می‌بُردم به جای قلبِ مشکت تیر می‌خوردم به پای آرزوهای تو می‌مردم نمی‌دیدم نگاهِ شرمسارت را اگر می‌شد به جنگِ تیر می‌رفتم به زیر کوهی از شمشیر می‌رفتم که حتی نشکند آیینۀ چشمت نبیند هیچ سنگی انکسارت را به من پیکِ اجل نزدیک شد رفتی تمام آسمان تاریک شد رفتی شده «ام‌ُّالقَمر»؛ «ام‌ُّالبُکا» بی تو ببین ای ماه، ابرِ در مدارت را اگر چه قدّم از داغت خمید آخر ولی مادر به رویایش رسید آخر که شد اُم‌البنین «اُم‌الشهید» آخر ببر حالا کنارت داغدارت را شاعر: رضا قاسمی چهار صورت قبر درست کرده بود .. پشتِ بقیع برا همدیگه روضه میخواندن .. (1) یه گوشه از روضه رو خانم زینب میخواند (زبان حال)، یه گوشه از روضه رو اُم البنین .. یه وقت سکینه بلند میشد؛ اُم البنین من شرمنده‌ام .. من بودم مشکُ رو دوشِ عباس گذاشتم «فَسَمَعَ الأَطفَالُ يُنادُونَ العَطَشَ اَلعَطَشَ فَرَكَبَ فَرَسَهُ وَ أَخَذَ رُمحَهُ وَ القُربَةُ وَ قَصَدَ نَحوَ الفُراتِ ..» (2) زینب سلام الله صدا میزد ام البنین شما که نبودی فقط شنیدی چه گذشت کربلا .. انقدر برا عباس و حسین داری ناله میزنی .. ام البنین داغ عباس با دلِ حسین کاری کرد .. روزِ عاشورا هر شهیدی رویِ زمین می افتاد اول حسینم میومد دم خیمۀ زن ها ما رو سر سلامتی میداد .. اما وقتی عباس رو زمین افتاد .. انگار دیگه کاری از حسینم بر نمیومد صدا زد .. «و قال الحسين ع الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِي وَ قَلَّتْ حِيلَتِي ..» (2) زینب به بچه ها بگو آماده اسارت بشن .. کربُبَلا نبودم حیف، داغش تو سینه‌م مونده ولی همه روضه‌‌ها رو زینب برا من خونده مادر؛ چشماتُ دوست داشتم عباس؛ غریبی‌تُ قربون دستی نداشتی از چشمت تیرُ و بکشی بیرون .. چشمتُ و زدن بمیره مادرت برات چشمتُ و زدن راحت شن از خشم نگات چشمتُ و زدن دیگه نگی چَشم به آقات امیدِ مادرت بودی رفتی و من آشفته‌ام نیستی زیرِ بال و پرم خیلی زمین می اُفتم قدِ رشیدُ و زهراییت نورِ نگاهِ خسته‌م بود بازوی حیدری تو عصایِ دستم بود .. دستتُ و زدن، بیفته روی خاک علم دستتُ زدن، راحت برن سمتِ حرم دستتُ زدن، قامت آقا بشه خم چشمتُ و زدن بمیره مادرت برات چشمتُ و زدن راحت شن از خشم نگات چشمتُ و زدن دیگه نگی چشم به آقات یاقمرالعشیره ، عباس عباس عباس .. منابع: (مربوط به روضه خوانی حضرت ام البنین در رثای امام حسین(ع) و شهدای کربلا:) 1)مقاتل الطالبیین، ۱۳۶۸ق، ص۸۵ ریاحین الشریعه، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۲۹۳ حسون، اعلام النساء، ص۴۹۶-۴۹۷ 2)بحارالأنوار مجلسی، ج‌۴۵، ص۴۱ ــــــــــــــــــ
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
🏴🏴🏴🏴🏴🏴 دفتری_حضرت_ام_البنین(ع) حضرت اباالفضل (ع) بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحیم ‍ 🔸برتو ای ام البنین مادر روضه صلوات 🔸بر مادر با وفــای ســـــقا صلوات 🔸رخسارِ مه و ستاره ها را صلوات 🔸آن چهار شهید و مادر پاک سرشت 🔸بر گلشــــن و باغبانِ والا صلوات لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‌ وَنِعْمَ النَّصِیر، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ ، و اَتُوبُ اِلَیه اجرومزد شما عزیزان با فاطمه زهر(س) انشاالله حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشاالله امشب بریم درخونه خانم ام البنین آی حاجت دارا..مریض دارا..آی جوون دارا.. تویی که آرزو داری حرم اباالفضل رو ببینی.امشب دامن مادر ابالفضل رو بگیر.. دامن اباالفضل رو بگیر..باب الحوائجه.. درسته کربلا دستاشو ازبدن جداکردن اما دست عالمی رو گرفته.. آقا خودش ناامید شد اماکسی را نا امید از در خونش رد نمی کنه مادرش ام البنین هم همینطوره.. اینا از خانواده کرمند.. از خانواده لطف و احسانند.. هر کی بیاد در خونشون دست خالی برش نمیگردونند.. ⬅️فقیری هرسال یه شب می اومد مدینه..در خانه ابالفضل..خرجی یک سالش رو از دست ابالفضل میگرفت و میرفت.. یه سال اومد مدینه درِ خانهٔ ام البنینو زد.. کنیز درو بازکرد..پرسید با کی کار داری..فقیر گفت برو به مولا و آقات بگو بیاد.. من با یه آقایی کار دارم اسمش رو نمیدونم.. ولی هرسال میام خرجی یکسالمو میگیرم و میرَم.. (گفت نشونی بده ببینم آقات کیه؟) مرد فقیر گفت:اسمشو نمیدونم ولی آقای رشیدی بود..بلند بالا.. خیلی زیبا..خیلی مهربان.. ⏪کنیز برگشت منزل مادر ابالفضل بی‌بی پرسید کی بود پشت در؟ صدا زد خانم جان فقیری بود که هر سال می اومد خرجی یک سالشو از آقام عباس میگرفت.. خانم جان حالا که آقام نیست..شروع کرد گریه کردن.. یه وقت ام البنین صدا زد حالا که عباسم نیست.. منه مادرش هستم.. نمیزارم کسی از در خونه ابالفضلم نا امید برگرده..عباسم ناراحت میشه بی بی فرمودند هر چی زیورالات تو خونه است بیارین بدین دست فقیر.. یه وقت دیدن ناراحت سرشو به دیوار گذاشت.😭 (چرا ناراحتی بگیرو برو) صدا زد من به بهانه دیدن آقام می اومدم من عاشق عباسم.(من برای پول نیامدم اومدم دست و بازوی آقام ابالفضل رو ببوسم.. یه لحظه بگین آقام. خودش بیاد. یه وقت نگاه کرد دید صدای شیون زنها بلند شد..چی شده (چرا گریه میکنید؟(امان امان) خانم صدا زد آی مرد دیر اومدی.. کربلا دستای ابالفضلمو از بدن جدا کردند..😭 آخ عمود آهن به فرقش زدند.. تیر به چشم نازنین پسرم زدند.. آخ تو کربلا شهیدش کردند. داغشو به دل حسین گذاشتند.. ⬅️روز اولی که خانم ام البنین واردِ خانه ی امیرالمومنین شد به اُمِّ سلمه فرمود: ام سلمه من شرط دارم.واردنمی شم (همه تعجب کردند، گفتن، این خانمی که روز اول زندگیشه چه شرطی داره) ❇️صدا زد اول بگید خانمم زینب بیاد.. همه تعجب کردند.. میخواد چه کنه این  مادر.. میدونی این مادر چه کرد.. از همان روز اول، یکمرتبه دیدن ام البنین خودشو انداخت روی پاهای خانم زینب..خانم جان من نیومدم اینجا برات مادری کنم... فقط اومدم یه جمله بگم.. اومدم اجازه بدی تا آخرِ عُمر کنیزی وخدمت این خونه رو بکنم.. من اومدم کنیزت باشم خانم جان آخ.. بمیرم برا دردای دل ام البنین.. با چه سوزی ناله میکرد گریه میکرد.. دوست و دشمن بحال ام البنین گریه میکردند میومد بقیع چهار تا صورت قبر درست میکرد.. ناله میکرد گریه میکرد. ولی فقط میگفت حسین.. حسین..حسین 🔆 گفتن ام البنین تو چهار تا پسرت شهید شدن چرا فقط میگی حسین.. می گفت دو تا علت داره.. 🍁اول اینکه پسرای من مادر دارند.. اما حسینم مادر نداره. 🍁 ثانیا شنیدم اون لحظه آخر حضرت زهرا اومد سر پسرمو به دامن گرفت. براش مادری کرد.. صداش زد پسرم.. حالا می خوام جبران کنم.. به عوض زهرا برا پسرش مادری کنم. یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر فیض ببرند اما جمله آخرو التماس دعا امروز گرفتارا بگن یا ابالفضل امروز مریض دارابگن یا ابالفضل مشکل دارابگن یا ابالفضل آخ همه دار و ندارم را بگیرید ولی عباس را از من نگیرید بگو آقا میدونی گرفتارم میدونی مریض دارم میدونی حاجت دارم،میدونی مشکل دارم آبرو دارم یا اباالفضل یا ابالفضل بگو آقا ارمنیا میان در خونت جواب میگیرنُ برمیگردند، آقا غیرمسلمونا صدات می زنند ناامید برنمی‌گردن، بگو آقاجون من گریه کن داداش حسینتم، آقاجان دلت میاد دست خالی برگردم، امیدمو ناامید نکن آقا جان، آقا خودت میدونی دست خالی برگشتن چقدر سخته، آقا امروز(امشب) امیدمو ناامید برنگردون.... لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم وَ سَیَعلمُ الذین ظَلمو ای مُنقَلبٍ یَنقلبون بلند صلوات التماس دعا
هدایت شده از علی کاشانی
شاعر اگه شاعر ی خوب باشه تو دامن اهل بیت جاشه ذاکر اگه ذاکری خوب باشه لطفی بشه پاش به روضه وا شه هر روضه ای نمی خونه والله حرمت اهل بیت باید باشه .... یا زهرا، یا زهرا(۲).... مادر ما خیلی بزرگواره هوای نوکراشو که داره فضائلش که خیلی بسیاره از روضه ی دروغه بیزاره ...یا زهرا،یا زهرا(۲)... عزت و غیرت و وفاداری باید باشه توی عزاداری مادر ما خیلی حساسه روضه خون حسین و عباسه ...یا زهرا،یا زهرا(۲)... آی روضه خوون، درست بخوون هر روضه ای،را تو نخوون فقط می خوای اشک بگیری صله و پاکت بگیری مزد تو با فاطمه است فاطمه مادر همه است ✍️ ۱۴٠۴/٠۹/٠۳
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
◾نوحه سینه زنی ◾وفات حضرت ام‌البنین(س) ◾بنداول مادر عباس علمدارم داغ غمش به سینه‌ام دارم شنیده‌ام به کربلا مادر شدی چو شمعی به شب تارم علم بدوش حضرت ارباب در شب تیره شده‌ای مهتاب توان و طاقت ز کفت رفته شنیده‌ای ز کودکان آب آب باب الحوائج یا ابوفاضل(۳) ◾بنددوم من خانه دار خانه‌ی حیدر به شاه لافتی شدم همسر کنیز بچه‌های زهرایم خادمه‌ام خادمه‌ی کوثر ادیب دشت کربلایم من چو نی همیشه در نوایم من گریه کن حسین و عباسم بین بقیع صاحب عزایم من باب الحوائج یا ابوفاضل(۳) ◾بندسوم اگر نبوده‌ام به کرببلا اگر نبوده‌ام در خیمه‌ها اگر نبوده همره زینبم ولی قرین گشته به درد و بلا غمم غم حسین بی مادر غصه‌ی من داغ علی اکبر اشک روان من شد هر شب بهر رباب و شیرخوار اصغر باب الحوائج یا ابوفاضل(۳) مرتضی_محمودپور
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
🌹بر مادر با وفــای ســقا صلوات 🌹رخسارِ مه و ستاره ها راصلوات 🌹آن چار شهید و مادرپاک سرشت 🌹بر گلشــــن و باغبانِ والاصلوات السَّلامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ وَصِیِّ، رَسَولِ الله السَّلامُ عَلَیکِ یَا عَزِیزَةَ الزَّهرَاءِ، عَلَیهَا السَّلام السَلامُ اللهِ عَلَیکِ یَا سَیِّدَتی یَا أُمَّ البَنِین ▪️من مادر سالار غیرت در زمینم ▪️من غصه‌دار فاطمه، امّ‌البنینم ▪️من قلب مجروحُ پراحساس دارم ▪️شادم در این دنیا که یک عباس دارم  (میخوای بدونی عباس کیه؟) ▪️عباس من مشکل‌گشای عالمین است (اگه گره به زندگیته همین الان نیت کن) ▪️عباس من مشکل‌گشای عالمین است به من نگومریض داری.. به من نگو جوون گرفتار دارم... دم خونه آقایی که خودش ناامید شد ، کسی رو ناامید نمیکنه.... ▪️عباس من مشکل‌گشای عالمین است (بگم) ▪️عبّاس من خاک کف پای حسین است ▪️من مادری کردم برایش از وجودم ▪️او را نمک پروردۀ زهرا نمودم  (اینو بخونمو التماس دعا...جوونا رو مد نظر بیار... مادرا برا جووناشون دعا کنند.... ) ▪️وقتی که افتاد از فرس بر خاک صحرا ▪️در علقمه پیچید عطر و بوی زهرا ▪️او را ارادتمند زینب پروریدم ▪️شکر خدا در پیش زهرا روسفیدم ⬅️قربان ام البنین... وقتی آقا ابالفضل العباس به دنیا اومد...... ام البنین با چه ذوقی قنداقه ابالفضلُ داد دست امیرالمومنین..... علی جان ببین چشای عباسم چقدر قشنگه....... علی جان ببین عباسم چقدر رشیده..... اما بمیرم ... امیرالمومنین وقتی قنداقه ابالفضل رو بغل گرفت... آستینای دستای ابالفضل رو زد بالا....... دست ها رو میبوسه به رو چشم می ذاره...... ( مادره دیگه یه لحظه دلش لرزید.. ...) ◀️ علی جان مگه دستای عباسم عیبی داره؟.... نه ام البنین بهترین دستهایی که خلق شده..... آقا پس چرا داری میبوسی به چشم میذاری و گریه می کنی.... ⬅️ صدا زد ام البنین دو دست ابالفضل به یاری حسینم از بدن جدا میشه ..... قریان ادب ام البنین...... قنداقه ابالفضل رو بغل گرفت...... دپرزسر حسین میگردونه...... آخ حسین جان عباسم به قربانت حسین جان..... (دشتی) 🔘الا مادر به قربون جمالت 🔘 رُخ چون بَدرُ ابروی هلالت آخ، مادر شنیدم کام عطشان جان سپردی 🔘 گل ام البنین شیرُم حلالت ⬅️وقتی آقا ابالفضل بزرگتر شد خانم ام البنین صدا زد عباسم بیا مادر...... آقا ادب کرد، نشست مقابل مادر (چیه مادر) مادرجان ... عزیز دلم... ابالفضل اگه مادر چیزی ازت بخواد قبول میکن یا نه..... (چیه مادر) مادر... عباسم... نکنه حسینو برادر صدا بزنی... ( چرا مادر مگه حسین برادر من نیست) همیشه بگو آقای من... مولای من... یابن رسول اللّه..... ( چرا مادر) مادر من کنیز فاطمه ام تو هم غلام حسین باش.... لذا ابالفضل همیشه صدا میزد سیدی، آقای من، مولای من،این آرزو تو دل حسین موند چرا ابالفضل برادر صداش نمیزنه.... ⬅️ ای گریه کنای ابالفضل...آی حاجت دارا ...جوون دارا..... هیچ وقت امام حسینُ برادر صدا نزد... آی کربلائیا فقط یه جا برادر صدا زد... (کجا بود) اونم اون لحظه ای بود که کنار نهر علقمه، لحظه ای که امیدشو ناامید کردن.... اون موقعی که تیر به مشک زدند... تیر به چشم زدند ... دو دست از بدن جدا شد... مثل فرق باباش علی فرقشو شکافتن... بمیرم همچین که از رو اسب با صورت به زمین افتاد، صدا زد: اخا ادرک اخا...... برادر... برادرت رو دریاب امام حسین اومد کنار بدن ابالفضل... فرمود.. الان انکسر ظهری و قَلَت حیلتی... عباسم کمرم شکست 💔کمتر بزن بازوی خود را بر زمین (ابالفضل)3 💔شرمنده ام کردی گل ام البنین (ابالفضل)3 ⚫️اي مادر چار آفتاب ادرکني 🔴زهراي سراي بوتراب ادرکني ⚫️ما دست به دامان توأيم اي بانو 🔴يا فاطمه ي بني کلاب ادرکني هر چقدر ارادت داری به ارباب بی کفنت به اشک و سوز جگر ام البنین صدای نالتو بلند کن سه مرتبه ناله بزن بگو یا حسین...... 🥀🥀🥀🥀🥀
هدایت شده از 🕊❤️ ام البنین ، فدای آن ماه تمامت ❤️🕊
─‌‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌─‌ : دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد... 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ عالَم ، پریشان از (غمــی آتشیـن است۳) گریان از این ماتم،( زمان و زمین است۳) دوباره خیمــه ای بر ماتمی برپاست بزن برسَر از  این داغی (که جانفرساست۲) نوای سیــنهٔ حــزین بمیرم خدایا ز ماتم ام البنیـــن بمیرم خدایا (۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ از بعد عاشــورا (لبش نوحه گر بود۳) از داغ گلهایش، (همش خون جگر بود۳) فلـک ! با مادر سقّـــا چهـــا  کــردی سر و دستان سقّا را (جــدا کردی ۲) مرثیه خــوان زینــب و شَـــهِ عالمینـــه (توی تموم روضــه هاش به یاد حسینه)۲ 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ وقتی بشیر آمد  (چه شوری بپا شد ۳) ام البنین! برخیـــز (زمــان عـزا شد ۳) خبــــردارِ غـــمِ  داغِ  پســر آمــد ببین زینـب بدونِ همسفـــر آمــد غریب ، مادر(۲) بیــا و مـــادری نما ، برای حسیـــنش (که قامتـش خمیده در عزای حسینش۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ می خونه یک مادر ( کجایی اباالفضل۳) در احتضــارم تــا (بیــــایی اباالفضل ۳) از بس من برایت نوحه ســر دادم داغت نمیــره یک لحظـــه از یادم (اباالفضلم۲) بیا به جـان  مــادرت ، ببیــن بیقــرارم سری به غربتم بزن که چشم انتظارم(۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ عباس ! ، نبــودم (کــربلاتـو ندیدم۳) اشــک تو و شــرمِ( فُـــراتـو ندیدم ۳) گفتن که دستاتو به ناغافل قلـــم کردن قدّ حسیـــن  رو در کنار تو خــَـم کردن ابو فاضل(۲) فاطمـه جای من رسیـــد به دلداریِ تو گریه می کـــرد برای اون وفــاداری تو(۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ أدرک أَخـــای تو (به اذن گل یاس۳) آورد حسینــت رو (کنار تو عباس۳) برادر گفتــی و زهرا دلش خون شد حسینــت در کنار تو پریشــــون شد ابوفاضل(۲) میگفت بلند شو از زمین ، علمدارم عباس! نذار که تنها بمــونم ، کس و کارم ، عباس!(۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ دامن کـشان برگرد (که آروم بگیـــرم۳) تا جون بِدَم راحت( کنـــارت بمیــرم۳) اگر چه اُمّ البنینم  ، بی بَنینم من عــزادار حسیــنِ بی قرینـــم من غریبم من(۲) فدای غربت حسین ، که مادر نداره تنِ عزیز فاطمــه ، چرا ســر نداره؟(۲) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ یارب عطایم کن (توصبــرجمیـــلی۳) وقتی ببینم آن (رخ و جسم نیــلی۳) بگـــویم ای مادرِ قــامت کمان من! شــده نام حسینت آرام جــان من حسین جانم(۲) تمــــام زنــدگــانی ام  برای حسینه عمر من و جوانی ام برای حسینه(۳) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌
هدایت شده از ۱۱۰
مـنـبـر تـوحیـد ذاتا وامـدار فاطمه است حامل وحی است و وحی از آبشار فاطمه است هم نبوت هم امامت در مدار فاطمه است بهترین اوصاف رب در انحصار فاطمه است لافـتی تصدیق الا ذوالـفـقار فاطمه است تا نوشتیم از خدا آیات كـوثر جلوه كرد نام زهـــرا آمد و الله اکـبــر جلوه کرد عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد گاه دختر جلوه کرد و گاه مادر جلوه کرد نور خاتم جلوه ای از شاهکار فاطمه است شهپر جبریل با رخصت از این در، شد بلند خاکبوسی کرد فضه، عاقبت زر، شد بلند تا به پای حضرت صدیقه با سر شد بلند رتبـۀ ایـمـان سلمـان صد برابر شد بلند این مقام ویژۀ خدمتگذار فـاطمه است هست زهرا "قاب قوسینِ "مصلای علی جانماز فاطمه است عرش معلای عـلی این علیِ فاطمه است و اوست، زهرای علی روی گـردنبـنـد زهـرا نام زیبای عـلـی روی سربند علی نقش و نگار فاطمه است دین، بدون فاطمه نوعی لطیفه سازی است از تن سرزندۀ اسلام "جیفه سازی" است ننگ بر فکری که دنبال خلیفه سازی است رهبری با شیوۀ شورا سقیفه سازی است رهـبـر زهـرایی ما افـتخار فاطمه است درد ما این است دین بازیچه تزویر شد واژۀ تـکـلـیـف، ذبــحِ واژۀ تدبیـر شد دیدی آخر غفلت بسیار دامن گیر شد آی حزب الله برخـیـزید، آقـا پـیر شـد تحت فرمان ولی بودن شعار فاطمه است خسته ایم از زُهد تو خالیِ دنیا دوست‌ها خسته ایم از طرز اسلام اروپا دوست‌ها وای از لبخند استکبار دون، با دوست‌ها از خطاب تندرو گفتن، به آقا دوست‌ها این میانه رو شدن ها انکسار فاطمه است برای مشاهده ادامه این شعر در همین جا کلیک کنید آستان وصال جامع ترین سایت علوم مداحی کشور
#⃣ #⃣ #⃣ #⃣ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی گفتم اول جلسه ای این شعر قدیمی رو زمزمه کنیم تا هم محفل ما بوی کربلا به خودش بگیره و هم همه ی ما روضه خونِ شهدا بشیم کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک بالان عاشق پرنده تر زمرغان هوایی همه رفتند و تنها مانده ام من ز همراهان خود جا مانده ام من به یاد کرخه و فاو و شلمچه به یاد خاک گلگون حلبچه رفیقان می روند نوبت به نوبت خدایا نوبتم کی خواهد آمد امشب ما مهمان شهدا هستیم من مطمئنم شهدا مارو در محضر خدا و اربابشون ابی عبدالله یاد میکنن، شهدا خیلی مهمان نوازن، آی اونی که گرفتاری، آی اونی که به دلِ امیدی تو محفل شهدا نشستی! امشب امتحان کن حرف دلت رو به شهدا بزن ببین برات چیکار میکنه... آی اونی که دلت برا کربلا پر ميزنه بسم الله...  اگر دردم دوا می شد چه می شد؟  نصیبم کربلا میشد چه می شد؟ حسین جانم حسین، جانم حسین جان... مادرِ شهیدِ هر هفته میره سرِ مزارِ بچه اش یکم میشینه حرف میزنه، تا اومد بره عصرِ پنجشنبه دید سر درِ یه خونه مشکی زدن السلام علیک یا اباعبدالله .. گفت: برم یه سر تو این روضه یکم برا پسرِ فاطمه گریه کنم بعد برم گلزار .. نشست سرش گرم شد غروب شد، تا اومد بیرون گفت: عجب تاریک شد میخواستم برم سر قبرِ پسرم، اما چون منتظرمه میرم یه سری میزنمُ زود بر میگردم. تا واردِ گلزار شد، دید تو اون تاریکی ها یه خانومی کنارِ قبرِ بچه اش نشسته، با خودش گفت: حتماً من اشتباه میبینم، اومد جلوتر دید نه اشتباه نمی بینه، حتماً این خانوم اشتباه اومده، اومد جلو زد سرِ شانۀ این خانم، گفت: خانومم ببخشید بی ادبی میکنم اما انگار اشتباه اومدید اينجا مزار فرزند منه، گفت: نه من اشتباه نیومدم .. مگه این قبر، قبرِ پسرِ تو نیست؟!!.. گفت آره اما شما کی هستید ؟! فرمود: تو الان رفتی برا حسینِ من گریه کردی... منم اومدم جبران کنم... حالا هم نوا با مادرش زهرا صدا بزنید: حسین جانم حسین، جانم حسین جان...        آی شهدا!... شما رفتید و من اینجا غـریبم ز فیض سرخ مردن بی نصیبم شهادت ای شهادت ناز شصتت پـرسـتو کن مـرا قـربان دسـتـت میشه منم به رفیقای شهیدم برسم؟ یکی یکی دارن پر پر میشن، یکی یکی رفتن و به قافله ی شهدا رسیدن، اونی که جا مونده است منم، اونی که بیچاره است منم، یاد کنیم از همه ی شهدا، شهدایی که این محفل به یادشونه، شهدای این دیار، شهدای گمنام، یاد کنیم از شهدای دفاع‌مقدس و دوازده روزِ، یاد کنیم از اون بچه های کوچیکی که داغشون به دل پدر و مادرشون گذاشته شد، یاد کنیم از شهدای امنیت، شهدای جبهه ی مقاومت همه فیض ببرن، معطلت نکنم ایام فاطمیه است با شهدا بریم مدینه به یاد اون شهدایی که عشقشون بستن سر بند یازهرا بود... اونی که خاک گلمو با کربلا سرشته بود رو پیراهنای شهدا این جمله رو نوشته بود می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم آره شَهیدایی که با یا زهرا گفتن افتادن با قطره قطره خونشون این جمله رو یادم دادن میرویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم شهدا از کدوم سیلی میگفتن؟مقداد توی کوچه داشت راه میرفت، ملعون دومی و همراهاشو دید، اون نانجيب دومي صدا زد: مقداد بیا با ما بریم تشییع پیکر فاطمه تا ما براش نماز بخونیم، مقداد صدا زد: دیگه نیازی نیست دیشب علی کارو تمام کرد. دیشب علی زهرا رو دفن کرد.تا اینو گفت چنان سیلی زد تو صورت مقداد، مقداد خورد به دیوار نشست رو زمین زانوهای غم بغل کرد شروع کرد گریه کردن، نانجیب طعنه زد، گفت: مقداد! دردت اومد داری گریه میکنی؟ تو مرد جنگی هستي مثلا.. مقداد یه نگاه کرد گفت: گریه ام برای این سیلی خوردنم نیست. من مَردَم تحملِ این سیلی رو نداشتم، فقط نامرد بگو ببینم زهرا رو هم همینجوری زدی با همین دست زدی؟...* شتابِ دستِ سنگین را فقط مقداد می فهمد چِشیده صبحِ دفن فاطمه سیلیِ محکم را تمامِ نخل ها هستند هر شب شاهدِ اینکه علی در چاه می ریزد تمامِ دردِ عالم را زنش را عده ای نامرد کوبیدند بر دیوار به که باید بگوید مردِ عالم، این چنین غم را آی ساداتِ مجلس‌! مادرتون رو بد جوری سیلی زدند، جوری که سه ماه توی بستر روش رو از علی گرفته بود، میدونید اون نانجیب توی کوچه چیکار کرد: یه نگاه بالای کوچه کرد یه نگاه پایین کوچه انداخت، حبیبه ی خدا رو بی یار و یاور دید یه جسارتی کرد...امام صادق علیه السلام می‌فرماید: انگار میبینم گوشواره در گوش مادرم شکست، هر کجا نشستی ناله بزن: یازهرا... فرج امام زمان، سلامتی رهبری، نابودی آمریکا و اسرائیل...یا زهرا...
www.Aviny.com1_2428369522.mp3
زمان: حجم: 2.1M
نوحه برای تشعیع شهدای گمنام چون گل شدی پرپر در راه اسلام                 سلام ما بر تو،شهید گمنام یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... تابوت پاک تو نور هدایت                          خوش آمدی ای یاور ولایت ای جانفدای مکتب خمینی                            آلاله ی سرخ عشق حسینی خون تو می باشد تا روز محشر                             گلواژه ی ناب نهی ِ ز منکر تو امر ِ بر معروف کردی به جانت                          این بی نشانی ها،باشد نشانت ای زائر زهرا،ما را دعا کن                                راهی ِ صحرای کرببلا کن ما با دعای تو عبد خداییم                              سینه زن ِ داغ کرببلاییم  مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جان... ای که شدی کشته با عشق دلبر                        با عشق آن یار ِ عطشان ِ بی سر  آن که جدا شد لب تشنه سر ِ او                                 ناله زده از غصه مادر او مادر در این گودال تابت ندادند                       سرت 🌾🌾🌾🌾🌾🌾
‍   امام حسن مجتبی ع 🎧 مجید بنی فاطمه 🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ اما حسن(ع) احمد بهزادی بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحیم يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ 🔶جانم فدای آن بنایی که نداری 🔶قربان آن گلدسته‌هایی که نداری 🔶هرجا حرم دیدم سرودم زیر لب از 🔶دلتنگی گنبد طلایی که نداری 🔶باب‌الرضا رفتم نشستم گریه کردم 🔶با یاد باب‌المجتبایی که نداری 🔶قالیچه‌ی ارثیه‌ی مادر بزرگم 🔶نذر تو و صحن و سرایی که نداری 🔶من هر شب جمعه سلامی می‌دهم به 🔶شش‌گوشه‌ی کرببلایی که نداری 🔶ما سینه‌زن‌هایت حسن کم گفته‌ایم آه 🔶در مجلس دارالبکایی که نداری 🔶دردی که داری در خودت می‌ریزی آقا 🔶حق می‌دهم درد آشنایی که نداری ⬅️آه گرفتارها آه مریض دارها حاجت مندان جوون دارها امشب دلها را روانه کنید مدینه منوره کنار تربت بی سایبان امام مجتبی انشاالله به پاره های جگر امام حسن(ع) درهرگوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روابشید شفای همه مریض‌ها انشاالله همه اموات فیض ببرند یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله 🔸دلی پر زتب و پرازغم 🔸نه طبیب ونه دعوایی 🔸چه کند غریب و بیکس 🔸که ندارد آشنایی یارب نصیبِ هیچ غریبی دگر مکن)2😭 دردی که گیسوانِ حسن ع را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدم، ولی سیلی زنی امید مرا نا امید کرد * گفت :قدیم کاروان میخواست بره کربلا ، اول می رفتند بقیع رو زیارت می کردند بعد می رفتند کربلا ؛ گوشۀ حرم ابی عبدالله دیدن یه پیرمرد ایرانی شمع روشن کرده گریه می کنه،زیر لب میگه:قربونت برم حرم نداری 😭 آقا جان زائر نداری، قبرت چراغ نداره، اومدن جلو گفتند : این آقا که این همه زائر داره، لوسترای زیبا، حرم به این قشنگی داره   گفت:دست از دلم بردار، بقیع بودم اومدم کربلا ، نذر امام حسن ع داشتم یه شمع روشن می کردم ، تا شمع روشن کردم تو بقیع نگهبانای بقیع منو زدند، حالا اومدم نذرم رو حرم داداشش ادا کنم، می خوام بگم:حسین جان!داداشت خیلی غریبه 😭 اما من اینجوری بگم دادت بلندشه: غریب اون کسی نیست که زائر نداره، غریب اون کسی نیست که حرم نداره ، غریب به کسی میگن جلو چشمشش مادرش رو بزنن ، اما چون سن و سالی نداره نمیتونه کاری بکنه ، 😭 آخ مادر ...... یه وقت بی بی زینب س وارد شد دید پاره های جگر حسنش بالا اومده ، روضۀ من همین یه جمله ست ،  ها، اینقدر به سر و صورت زد ، یه وقت دید حسن ع سرش رو بالا آورد ، لبها خونیِ ، یه نگاه کرد صدا زد : زینب دیگه راحت شدم😭 دیگه چشمم به اون کسی که جلو راهِ مادرمُ گرفت نمی افته 😭 گریز کربلا وقتی ابی عبدالله نامۀ امام حسن رو باز کرد دید نوشته ، حسین جان! من کربلا نیستم کمکت کنم ، بذار قاسم عوض من بره میدان، چقدحساسه نسبت به حسین ع،...... میخوام دلت رو ببرم کربلا ، با یه جمله خودت میون داره روضه باش...... بعد کوچه ، یه جمله  رو می گفتند: (الهی بشکنه دستِ مغیره)2 میونِ کوچه ها بی مادرم کرد *این همیشه ورد زبون  بچه های حضرت زهرا س  بود ، اما تا رسیدن کربلا این نوحه رو یه نفر عوض کرد ، اونم یه خانمی بود ، هی همیشه می گفت:* الهی حرمله دستت قلم شه کبوتر بچه مو از من گرفتی،حسین.... 🖤🖤🖤🖤