هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
#⃣ #روضه_دفتری
#⃣ #فیش_روضه_یادواره_شهدا
#⃣ #راهیان_نور
#⃣ #فاطمیه
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
گفتم اول جلسه ای این شعر قدیمی رو زمزمه کنیم تا هم محفل ما بوی کربلا به خودش بگیره و هم همه ی ما روضه خونِ شهدا بشیم
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
همه رفتند و تنها مانده ام من
ز همراهان خود جا مانده ام من
به یاد کرخه و فاو و شلمچه
به یاد خاک گلگون حلبچه
رفیقان می روند نوبت به نوبت
خدایا نوبتم کی خواهد آمد
امشب ما مهمان شهدا هستیم من مطمئنم شهدا مارو در محضر خدا و اربابشون ابی عبدالله یاد میکنن، شهدا خیلی مهمان نوازن، آی اونی که گرفتاری، آی اونی که به دلِ امیدی تو محفل شهدا نشستی! امشب امتحان کن حرف دلت رو به شهدا بزن ببین برات چیکار میکنه... آی اونی که دلت برا کربلا پر ميزنه بسم الله...
اگر دردم دوا می شد چه می شد؟
نصیبم کربلا میشد چه می شد؟
حسین جانم حسین، جانم حسین جان...
مادرِ شهیدِ هر هفته میره سرِ مزارِ بچه اش یکم میشینه حرف میزنه، تا اومد بره عصرِ پنجشنبه دید سر درِ یه خونه مشکی زدن السلام علیک یا اباعبدالله .. گفت: برم یه سر تو این روضه یکم برا پسرِ فاطمه گریه کنم بعد برم گلزار .. نشست سرش گرم شد غروب شد، تا اومد بیرون گفت: عجب تاریک شد میخواستم برم سر قبرِ پسرم، اما چون منتظرمه میرم یه سری میزنمُ زود بر میگردم.
تا واردِ گلزار شد، دید تو اون تاریکی ها یه خانومی کنارِ قبرِ بچه اش نشسته، با خودش گفت: حتماً من اشتباه میبینم، اومد جلوتر دید نه اشتباه نمی بینه، حتماً این خانوم اشتباه اومده، اومد جلو زد سرِ شانۀ این خانم، گفت: خانومم ببخشید بی ادبی میکنم اما انگار اشتباه اومدید اينجا مزار فرزند منه، گفت: نه من اشتباه نیومدم .. مگه این قبر، قبرِ پسرِ تو نیست؟!!.. گفت آره اما شما کی هستید ؟! فرمود: تو الان رفتی برا حسینِ من گریه کردی... منم اومدم جبران کنم... حالا هم نوا با مادرش زهرا صدا بزنید:
حسین جانم حسین، جانم حسین جان...
آی شهدا!...
شما رفتید و من اینجا غـریبم
ز فیض سرخ مردن بی نصیبم
شهادت ای شهادت ناز شصتت
پـرسـتو کن مـرا قـربان دسـتـت
میشه منم به رفیقای شهیدم برسم؟ یکی یکی دارن پر پر میشن، یکی یکی رفتن و به قافله ی شهدا رسیدن، اونی که جا مونده است منم، اونی که بیچاره است منم، یاد کنیم از همه ی شهدا، شهدایی که این محفل به یادشونه، شهدای این دیار، شهدای گمنام، یاد کنیم از شهدای دفاعمقدس و دوازده روزِ، یاد کنیم از اون بچه های کوچیکی که داغشون به دل پدر و مادرشون گذاشته شد، یاد کنیم از شهدای امنیت، شهدای جبهه ی مقاومت همه فیض ببرن، معطلت نکنم ایام فاطمیه است با شهدا بریم مدینه به یاد اون شهدایی که عشقشون بستن سر بند یازهرا بود...
اونی که خاک گلمو با کربلا سرشته بود
رو پیراهنای شهدا این جمله رو نوشته بود
می رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم
آره شَهیدایی که با یا زهرا گفتن افتادن
با قطره قطره خونشون این جمله رو یادم دادن
میرویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم
شهدا از کدوم سیلی میگفتن؟مقداد توی کوچه داشت راه میرفت، ملعون دومی و همراهاشو دید، اون نانجيب دومي صدا زد: مقداد بیا با ما بریم تشییع پیکر فاطمه تا ما براش نماز بخونیم، مقداد صدا زد: دیگه نیازی نیست دیشب علی کارو تمام کرد. دیشب علی زهرا رو دفن کرد.تا اینو گفت چنان سیلی زد تو صورت مقداد، مقداد خورد به دیوار نشست رو زمین زانوهای غم بغل کرد شروع کرد گریه کردن، نانجیب طعنه زد، گفت: مقداد! دردت اومد داری گریه میکنی؟ تو مرد جنگی هستي مثلا..
مقداد یه نگاه کرد گفت: گریه ام برای این سیلی خوردنم نیست. من مَردَم تحملِ این سیلی رو نداشتم، فقط نامرد بگو ببینم زهرا رو هم همینجوری زدی با همین دست زدی؟...*
شتابِ دستِ سنگین را فقط مقداد می فهمد
چِشیده صبحِ دفن فاطمه سیلیِ محکم را
تمامِ نخل ها هستند هر شب شاهدِ اینکه
علی در چاه می ریزد تمامِ دردِ عالم را
زنش را عده ای نامرد کوبیدند بر دیوار
به که باید بگوید مردِ عالم، این چنین غم را
آی ساداتِ مجلس! مادرتون رو بد جوری سیلی زدند، جوری که سه ماه توی بستر روش رو از علی گرفته بود، میدونید اون نانجیب توی کوچه چیکار کرد:
یه نگاه بالای کوچه کرد یه نگاه پایین کوچه انداخت، حبیبه ی خدا رو بی یار و یاور دید یه جسارتی کرد...امام صادق علیه السلام میفرماید: انگار میبینم گوشواره در گوش مادرم شکست، هر کجا نشستی ناله بزن: یازهرا... فرج امام زمان، سلامتی رهبری، نابودی آمریکا و اسرائیل...یا زهرا...
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
www.Aviny.com1_2428369522.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
نوحه برای تشعیع شهدای گمنام
چون گل شدی پرپر در راه اسلام سلام ما بر تو،شهید گمنام
یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان...
تابوت پاک تو نور هدایت خوش آمدی ای یاور ولایت
ای جانفدای مکتب خمینی آلاله ی سرخ عشق حسینی
خون تو می باشد تا روز محشر گلواژه ی ناب نهی ِ ز منکر
تو امر ِ بر معروف کردی به جانت این بی نشانی ها،باشد نشانت
ای زائر زهرا،ما را دعا کن راهی ِ صحرای کرببلا کن
ما با دعای تو عبد خداییم سینه زن ِ داغ کرببلاییم
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جان...
ای که شدی کشته با عشق دلبر با عشق آن یار ِ عطشان ِ بی سر
آن که جدا شد لب تشنه سر ِ او ناله زده از غصه مادر او
مادر در این گودال تابت ندادند سرت
#زمزمه
#نوحه
#شهید
🌾🌾🌾🌾🌾🌾
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
#شهادت امام حسن مجتبی ع
🎧 #سید مجید بنی فاطمه
🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه اما حسن(ع)
#مداح احمد بهزادی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ
🔶جانم فدای آن بنایی که نداری
🔶قربان آن گلدستههایی که نداری
🔶هرجا حرم دیدم سرودم زیر لب از
🔶دلتنگی گنبد طلایی که نداری
🔶بابالرضا رفتم نشستم گریه کردم
🔶با یاد بابالمجتبایی که نداری
🔶قالیچهی ارثیهی مادر بزرگم
🔶نذر تو و صحن و سرایی که نداری
🔶من هر شب جمعه سلامی میدهم به
🔶ششگوشهی کرببلایی که نداری
🔶ما سینهزنهایت حسن کم گفتهایم آه
🔶در مجلس دارالبکایی که نداری
🔶دردی که داری در خودت میریزی آقا
🔶حق میدهم درد آشنایی که نداری
⬅️آه گرفتارها آه مریض دارها حاجت مندان جوون دارها امشب دلها را روانه کنید مدینه منوره کنار تربت بی سایبان امام مجتبی انشاالله به پاره های جگر امام حسن(ع) درهرگوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روابشید شفای همه مریضها انشاالله همه اموات فیض ببرند
یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
🔸دلی پر زتب و پرازغم
🔸نه طبیب ونه دعوایی
🔸چه کند غریب و بیکس
🔸که ندارد آشنایی
یارب نصیبِ هیچ غریبی دگر مکن)2😭
دردی که گیسوانِ حسن ع را سپید کرد
با صد امید حامی مادر شدم، ولی
سیلی زنی امید مرا نا امید کرد
* گفت :قدیم کاروان میخواست بره کربلا ، اول می رفتند بقیع رو زیارت می کردند بعد می رفتند کربلا ؛ گوشۀ حرم ابی عبدالله دیدن یه پیرمرد ایرانی شمع روشن کرده گریه می کنه،زیر لب میگه:قربونت برم حرم نداری 😭 آقا جان زائر نداری،
قبرت چراغ نداره،
اومدن جلو گفتند : این آقا که این همه زائر داره، لوسترای زیبا، حرم به این قشنگی داره
گفت:دست از دلم بردار، بقیع بودم اومدم کربلا ، نذر امام حسن ع داشتم یه شمع روشن می کردم ،
تا شمع روشن کردم تو بقیع نگهبانای بقیع منو زدند، حالا اومدم نذرم رو حرم داداشش ادا کنم، می خوام بگم:حسین جان!داداشت خیلی غریبه 😭
اما من اینجوری بگم دادت بلندشه: غریب اون کسی نیست که زائر نداره، غریب اون کسی نیست که حرم نداره ،
غریب به کسی میگن جلو چشمشش مادرش رو بزنن ، اما چون سن و سالی نداره نمیتونه کاری بکنه ، 😭
آخ مادر ......
یه وقت بی بی زینب س وارد شد دید پاره های جگر حسنش بالا اومده ،
روضۀ من همین یه جمله ست ، ها،
اینقدر به سر و صورت زد ، یه وقت دید حسن ع سرش رو بالا آورد ، لبها خونیِ ، یه نگاه کرد صدا زد : زینب دیگه راحت شدم😭 دیگه چشمم به اون کسی که جلو راهِ مادرمُ گرفت نمی افته 😭
گریز
کربلا وقتی ابی عبدالله نامۀ امام حسن رو باز کرد دید نوشته ، حسین جان! من کربلا نیستم کمکت کنم ، بذار قاسم عوض من بره میدان،
چقدحساسه نسبت به حسین ع،......
میخوام دلت رو ببرم کربلا ،
با یه جمله خودت میون داره روضه باش......
بعد کوچه ، یه جمله رو می گفتند:
(الهی بشکنه دستِ مغیره)2
میونِ کوچه ها بی مادرم کرد
*این همیشه ورد زبون بچه های حضرت زهرا س بود ، اما تا رسیدن کربلا این نوحه رو یه نفر عوض کرد ، اونم یه خانمی بود ، هی همیشه می گفت:*
الهی حرمله دستت قلم شه
کبوتر بچه مو از من گرفتی،حسین....
🖤🖤🖤🖤
هدایت شده از فقط حیدر امیرالمؤمنین است
#حضرت_زهرا_سلاماللهعَلَیها_بستر_شهادت
مـنـبـر تـوحیـد ذاتا وامـدار فاطمه است
حامل وحی است و وحی از آبشار فاطمه است
هم نبوت هم امامت در مدار فاطمه است
بهترین اوصاف رب در انحصار فاطمه است
لافـتی تصدیق الا ذوالـفـقار فاطمه است
تا نوشتیم از خدا آیات كـوثر جلوه كرد
نام زهـــرا آمد و الله اکـبــر جلوه کرد
عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد
گاه دختر جلوه کرد و گاه مادر جلوه کرد
نور خاتم جلوه ای از شاهکار فاطمه است
شهپر جبریل با رخصت از این در، شد بلند
خاکبوسی کرد فضه، عاقبت زر، شد بلند
تا به پای حضرت صدیقه با سر شد بلند
رتبـۀ ایـمـان سلمـان صد برابر شد بلند
این مقام ویژۀ خدمتگذار فـاطمه است
هست زهرا "قاب قوسینِ "مصلای علی
جانماز فاطمه است عرش معلای عـلی
این علیِ فاطمه است و اوست، زهرای علی
روی گـردنبـنـد زهـرا نام زیبای عـلـی
روی سربند علی نقش و نگار فاطمه است
دین، بدون فاطمه نوعی لطیفه سازی است
از تن سرزندۀ اسلام "جیفه سازی" است
ننگ بر فکری که دنبال خلیفه سازی است
رهبری با شیوۀ شورا سقیفه سازی است
رهـبـر زهـرایی ما افـتخار فاطمه است
درد ما این است دین بازیچه تزویر شد
واژۀ تـکـلـیـف، ذبــحِ واژۀ تدبیـر شد
دیدی آخر غفلت بسیار دامن گیر شد
آی حزب الله برخـیـزید، آقـا پـیر شـد
تحت فرمان ولی بودن شعار فاطمه است
خسته ایم از زُهد تو خالیِ دنیا دوستها
خسته ایم از طرز اسلام اروپا دوستها
وای از لبخند استکبار دون، با دوستها
از خطاب تندرو گفتن، به آقا دوستها
این میانه رو شدن ها انکسار فاطمه است
برای مشاهده ادامه این شعر در همین جا کلیک کنید
✅ آستان وصال جامع ترین سایت علوم مداحی کشور
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
# مجلس ختم پدر
#هفتم(کاربرد بیست و یکم چهلم وسالگرد
#روضه امام حسین (ع)
#گریز حضرت اباالفضل(علیهالسلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
یارحمن ویا رحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🔸زندگی طعم خوشی داشت اگر بابا بود)
🔸دلم زارم چه غمی داشت اگربابابود
🔸باغبان فلک از داغ به خاک دل من
🔸بذراندوه نمیکاشت اگر بابا بود
🔸هیچ غمهای جهان دردل حسرت زده ام
🔸تا ابد پای نمیزاشت اگر بابا بود
🔸خانه تاریک شده بی گل رویش حالا
🔸خانه ام برگ وبری داشت اگر بابابود
🔸بال میزد دل من تا بخدا بانگهش
🔸دل من بال وپری داشت اگر بابابود
چه پدری که طاقت اشکهای من غمدیده را نداشت
🔸طاقت دیدن اشک منه غمدیده نداشت
🔸گریه هایم ثمری داشت اگر بابا بود
⬅️مجلس امشب به مناسبت هفتمین روز درگذشت پدری مهربان برادری دلسوز یکی ازمحبان اهل بیت علیه السلام برگزار گردیده است خانواده محترم داغ دیده شما مدت هفت روز است که جای خالی بابا رو احساس می کنید به خدا قسم هیچ کس جای خالی بابا رو برای شما نمی گیرد پدرستون خانه. است پدر پشت پناه دختر است خدا نکنه توی جمع ما کسی باشه که داغ بابادیده باشه عزیزان دیگه یتیم شدید
🔸یتیمی درد بی درمان یتیمی
🔸یتیمی خاری دوران یتیمی
🔸الهی طفلی بی بابا نباشد
🔸اگرباشد دراین دنیا نباشد
حالا دلها اماده شد بریم کربلا به یاد ان
لحظه ای که اقا ابا عبدالله
فرمودند خواهرم زینب تازمانی که صدای تکبیر من می یاد بدان من هنوز زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد
🔷همه از خیمه ها بیرون دویدند
🔷ولی سالار زینب را ندیدند
امدند جلوی زلجناح حلقه زدندهر کدام سوالی میکنه یکی سوال میکنه بگو ذوالجناح بابایمان چه شدیکی سوال میکنه بگو ذوالجناح عمویمان عبا س چه شد یکی سوال میکنه ببینم ذوالجناح برادرمان علی اکبر چه شد یک وقت دیدند سکینه امد عنان ذوالجناح به دست گرفت بگو ببینم ذوالجناح تو که بی وفا نبودی آیا آن لحظه ای که بابایم را شهید کردند آیا بهش آب دادند یا نه دیدند ذوالجناح سر به زمین می کوبه یعنی بابایتان را با لب تشنه شهیدش کردند یک وقت ذوالجناح به سمت گودال قتلگاه حرکت کرد زینب وکودکان پشت سر ذوالجناح ای می دویدند ای به زمین می خوردند بلند می شدند تا رسیدند به تل زینبیه عزیزانی که کربلا رفتند میدوند تل زینبیه نزدیک قتلگاه است
اما زبان حالی دارد بی بی زینب
🔶گلی گم کردم می جویم او را
🔶به هر گل می رسم می بویم او را
🔶گل من یک نشانی در بدن داشت
🔶یکی پیراهن کهنه به تن داشت
اگر بینم گلم در خواب بوده
به آب دیدگان می شویم او را
یاد شهدا وامام شهدا اموات جمع حاضر الخصوص روح این پدر فیض ببرد اما برادرهای مرحوم کجای مجلس نشسته اید
شما داغ برادر دیدید خدا به شما صبربده
داغ برادر کمر برادرو می شکنه اما عزیزان داغ دیده وقتی
آقا اباعبدالله حسین بر بالین برادرش
عباس آمد. چه برادری دستها برادرو قطع کردند تیر به چشمش زدندعمود آهنین برفرق برادر زدند چه کرد آقا امام حسین دست برکمر گرفت صدا زد ..
أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي خدایا کمرم شکست
امیدم قطع شد دیگه حسین بی برادر شد
🔸ديده بگشا كه طبيبت سر بالين آمد
🔸 ديده بگشا كه حسين با دل خونين آمد
🔸ديده بر هم منه اي سرو به خو ن غلطيده
🔸 تا نگويند كه حسين داغ برادر ديده
🔸ولی قدر چمن را بلبل افسر ده میداند🔸غـم مـرگ برادر را، برادر مرده میداند.
🔸غم مرگ برادر بشکند پشت برادر را
🔸غم مرگ برادر تا قیامت زنده می ماند
الالعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
#التماس_دعا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴
1403/9/2
هدایت شده از ن شاد
|⇦•پاییز و یلداش اومد و نبودی...
#مناجات وتوسل به آقا صاحب الزمان روحی له الفدا اجرا شده به نفسِ کربلایی حسین ستوده •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دنیا رو با خوب و بدش نمیخوام
چون تو رو از چشمای من گرفته
این شبا فریاد من این سکوته
از این سکوت صدای من گرفته
قلبمو بی تو سنگ شدش کجایی
سیر شده از تولدش کجایی
هواتو از جمعه گرفتم اما
جمعه گمت کرده خودش کجایی
خیال برگشتن نداری انگار
با عاشقات کاری نداری انگار
شاید دلت نخواد ولی عزیزم
گریه مو داری در میاری انگار
«یابن الحسن یابن الحسن»
چند روزه رفتی نمیدونیم اینو
فقط بگو یه روز میای دوباره
قهر زمین و آسمونو دیدی
بیا که بازم آسمون بباره
پاییز و یلداش اومد و نبودی
زمستون همراش اومد و نبودی
اونکه نمیخواست منو خوش ببینه
خنده رو لب هاش اومد و نبودی
هیچ غمی مثل غم یار نمیشه
تو باشی هیچکی بی قرار نمیشه
بیا گلم ببینه کل عالم
کی گفته با یه گل بهار نمیشه
«یابن الحسن یاابن الحسن»
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#مناجات_امام_زمان_عجل_الله_تعالی
#کربلایی_حسین_ستوده
┅═┄⊰༻↭༺⊱
هدایت شده از یا زهرا سلام الله علیها .
🩸وقتی که متوکل ملعون، (العیاذبالله) به امام هادی علیهالسلام، «شراب» تعارف میکند ...
در نقلها آمده است:
سربازان متوکل شبانه به خانه امام هادی علیهالسلام ریختند و آن حضرت را به زور به کاخ متوکل آوردند؛
📋 وَ کَانَ الْمُتَوَکِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشُّرْبِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ وَ فَدَخَلَ عَلَیْهِ وَ الْکَأْسُ فِی یَدِ الْمُتَوَکِّلِ
▪️متوکل ملعون در مجلس مِیگساری نشسته بود که امام هادی علیهالسلام را وارد آن مجلس کردند در حالی که جام شراب در دست متوکل بود.
📋 فَلَمَّا رَآهُ هَابَهُ وَ عَظَّمَهُ وَ أَجْلَسَهُ إِلَی جَانِبِهِ وَ نَاوَلَهُ الْکَأْسَ الَّتِی کَانَتْ فِی یَدِهِ
▪️همین که چشم متوکل ملعون به ایشان افتاد، هیبت امام علیهالسلام او را گرفت و ترسید و آن حضرت را پهلوی خود نشاند و جامی را که در دست داشت به ایشان تعارف کرد؛
📋 فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یُخَامِرُ لَحْمِی وَ دَمِی قَطُّ فَأَعْفِنِی
▪️امام علیهالسلام فرمودند: به خدا گوشت و خون من آلوده به شراب نشده! مرا معذور دار!
🥀 متوکل ملعون گفت: پس برایم شعری بخوان! حضرت فرمود: من زیاد شعر از حفظ ندارم! او گفت: چارهای نیست، باید یک شعر بخوانی!
🥀 امام علیهالسلام شروع به خواندن یک شعر در یاد آخرت و مذمت دنیا نمودند که در آخر، متوکل شروع به گریه کرد و حاضرین نیز به گریه افتادند.
📚مروج الذهب،ج۲ ص۵۰۳
📚بحارالانوار ج ۵٠ ص٢١٢
✍ آه ... یا امام هادی
همینکه شیعه میشنود که شما را وارد بزم شراب کردند، جگرش آتش میگیرد ...؛ اما اگر آن بیحیا، جام شراب را به شما تعارف کرد، دیگر تَهماندهٔ جامش را بر سر و رویتان نریخت...
حال چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن ساعت دردناکی که مقاتل نوشتهاند:
📋 إنّ يَزيدَ شَرِبَ الخَمرَ و صَبَّ مِنها عَلَى الرّأسِ الشّريف
▪️يزيد ملعون شراب میخورد و تَهمانده آن را بر سر مطهر سیدالشهداء عليهالسّلام میريخت...
📚نفس المهموم، ص۴۳۹
📚معالي السّبطين، ج۲ص۵۸
📝 آتش کشید بر جگرم خنده یزید
سیراب بود و روی لبت چوب میکشید
بازی نمود با لب تو پیش چشم من
تیزیِّ چوب ها لب خشک تو را بُرید
تَه مانده شراب خودش بین طشت ریخت
از آن به بعد شد همه گیسوی من سپید
تا سرخْ مو بلند شد و یک اشاره کرد
رنگِ سکینه دختر تو ناگهان پرید
جانم رباب، تا که سر افتاد بر زمین
از بهرِ بوسه از لب و دندانِ تو دوید...
🖤🖤🖤🖤
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
روضه اما هادی 🖤🖤🖤🖤
السلام علیک یا،،،بقیه الله فی ارضه🌹
دلبرم یوسف زهراست ،خدامیداند
یادش آرامش دل هاست،خدامیداند
علت غیبت اوهست گناه منو توووو
خون جگر از گنه ماست خدا میداند۲
ایام شهادت امام هادی ،دلهارو روانه کنیم حرم باصفای اقا،،،هر کجای مجلس نشستی ،اگه اماده ای،مرغ دلتو روانه کن سمت سوی سامرا،دست دلتو به شبکه های حرم اقاوصل کن بگو اقاجان ،التماس دعا دارم،اومدم تومجلس شما نشستم ،نظری عنایت کن اقای مهربانم
(التماس دعا)
رنگ بوی درد دارد کوچههای سامرا
گریه باید کرد هر شب ،پا به پای سامرا
هرشب از فرطِ عطش،ای هادیِ گم گشتگان
می پرَدمرغ دلِ ما،تا هوای سامرا،،،۲
(خوش بحال اونایی که الان تو حرم باصفای عسگرییین هستن،توحرم باصفای امام هادی قدم میزنن)(قربون حرمت اقا جانم)
من یه مصیبت حضرتو بگم،،،،شبونه ریختن خونه ی آقا ،،فَحُمِلَ علی حالِهِ تِلکَ اِلی المتوکل،،،،اقا رو بدونِ عبا،بدون رِدا، بردن پیش ملعون ترین خلفا،متوکل،
به مجلس شراب واردش کردن،بی ادبی رو از حد گذرودن،،،غریبانه،مظلومانه به آقا جسارت شد ،بی حرمتی شد،بی ادبی شد
🖤چقد این اقا غریب بود ،،،چقد این اقا تنها وبی کس بود فریاد رسی نداشت ، سپاهی نداشت تو شهر غریب
😭سامرا ساکت شد از آه غریبانه تو
😭آسمان هم گریه میکرد از غم خانه تو
😭نه سپاه داشتی نه فریادرس😭 زهر کینه شد جواب صبر مردانه تو
اما بمیرم یا امام هادی،اگر به شما جسارت شد،اگه به شما بی حرمتی شد ،به مجلس شراب بردن،تعارف شراب کردن،،،اما دلها بسوزه برا اون اقای که😭
وارد مجلس یزید ملعون شد😭(یا امام سجاد) نه فقط خودش تنها بود،، با یه عده زن بچه😭😭😭
یا امام هادی اگه اینجا، جسارت شد 😭زن و بچه نبود 😭خواهر نبود😭عمه نبود😭
نانجیب جلوی زن وبچه ته مانده ی شراب رو رو محاسن مطهر پسر فاطمه میریزه،، (یاصاحب الزمان)
سر پاک ارباب من و شما ،داخلِ تشت طلا .....😭 نانجیب برای اینکه خطبههای امام سجاد به گوش کسی نرسه با چوب خیزران به لب و دندانِ، عزیز زهرا میزد😭😭😭همه بگین،،،، مظلوم حسین ،غریب حسین،شهید حسین😭
۵دقیقه روضه🖤
التماس دعا 🖤
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
سید مهدی حسینی1_22979419232.mp3
زمان:
حجم:
8.6M
همینکه میرم محضر
دو آقا که تو سامران
دعا میکنم دم به دم
برای امام زمان
پله های سرداب غیبتو که میرم پایین
میگم عجل لولیک الفرج الهی آمین
دلم دنیای درده
چقدر دنیا نامرده
یه کم آرامش میخوام
کی آقام بر میگرده
هادی الامم من آقامو میخوام
به خدا قسم من آقامو میخوام
شبیه همه زائرا
همینکه میشم زابراه
دلم تنگ میشه واسه ی
نجف کاظمین سامرا
خیلی دلتنگم واسه ی حرم خیسه باز چشمام
به خدا بیشتر از هر روزی کربلا میخوام
کجایی ای شش گوشه
بغل وا کن واسه من
خودت میدونی هستی
تموم احساس من
هادی الامم من کربلا میخوام
به خدا قسم من کربلا میخوام
#⃣ #زمینه
#⃣ #شهادت_امام_هادی_ع
⏪ #سیدمهدی_حسینی
هدایت شده از بوی باران ❤️محمد مهدی صفرزاده❤️
@tekyenokari1_9042401846.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
▪️امام_هادی علیه السلام
▪️شهادت
▪️زمینه
بند1⃣
روضه نفس گیره دلم کبابه
این ماجرا حتی فکرش عذابه
مرثیه خون امشب سنگین ترین روضه اش
بزم شرابه
بی عمامه پا برهنه کشون کشون بردنت
پیش چشم اهل بیتت با چشم خون بردنت
به گناه بی گناهی به قصد جون بردنت
ولی از کوچه و بازار نه
میون خنده ی انظار نه
به تو حرف بد زدن اما
جلوی چش علمدار نه
بند2⃣
قلب تو از غصه در اضطرابه
کاشکی بگن اینا همش یه خوابه
اما برای تو قطعی ترین روضه
بزم شرابه
بی حیاها با خبر از مقام والای تو
جامشونو پر میکردن جلوی چشمای تو
بردنت تو مجلسی که نبود اصا جای تو
ولی با اهل و عیالت نه
با گلای خسته حالت نه
شنیده حرف کنیزی رو
دختر کم سن و سالت؟ نه
بند3⃣
امشب همه عالم در تب و تابه
داغ تو بیرون از حد و حسابه
از سامرا تا شام نزدیک ترین روضه
بزم شرابه
با صدای خنده هاشون قاتل جونت شدن
کاشکی دیگه بیشتر از این تو رو عذابت ندن
اما مقتل مینویسه به تو تعارف زدن
جلوتر رفته مصیبت نه
بیشترم شده جسارت نه
کسی ته مونده ی جامش رو
ریخته رو سر بریدت نه
شعر و سبک: امیر_آهمند، احسان_نوری
هدایت شده از یا زهرا سلام الله علیها .
امام_هادی_علیه_السلام🖤🖤
🩸امامِ مظلوم سامرا را در خرابهای که محل گدایان و درماندگان بود، جای دادند ...
در نقلها آمده است:
وقتی که امام هادی علیهالسلام را سپاهیان متوکل ملعون به سمت به سامرا بردند،
📋حَتَّی وَصَلَ سُرَّمَنْ رَأَی فَلَمَّا وَصَلَ إِلَیْهَا تَقَدَّمَ الْمُتَوَکِّلُ بِأَنْ یُحْجَبَ عَنْهُ فِی یَوْمِهِ فَنَزَلَ فِی خَانٍ یُقَالُ لَهُ خَانُ الصَّعَالِیکِ وَ أَقَامَ بِهِ یَوْمَهُ
▪️در نزدیکی شهر سامرا، متوكل دستور داد تا إمام علیهالسلام را راه ندهند و در كاروانسرايى كه معروف به كاروانسراى درماندگان بود فرو آوردند و یک شبانه روز امام علیهالسلام را در «خان صعالیک» ( خرابهای که محل گدایان و بیچارگان بود) منزل دادند تا به این وسیله امام علیهالسلام را تحقیر کنند.
📚 الارشاد، ج٢ ص٣١١
✍ آه یا امام هادی...
چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن مخدّرات مظلومهای که در شهر شام، آنان را در محلی جای دادند که درباره آن محل، نقل کردهاند:
📋 لا تَقيهُنَّ مِنْ حَرٍّ و لا بَردٍ،
▪️آن خرابه به گونهای بود که آنها را از سرما و گرما حفظ نمیکرد...
📋 حتّی تَقشَرّتِ الجُلودُ و سٰالَ الصّدیدُ بَعد کُنّ الخُدور
▪️پس از پرده نشینی و سایه پروری، رخسارشان پوست انداخت و خون از صورتهایشان جاری گشت،(۱)
📋 فَلَم یَکُنْ لهم طَعامٌ ولاسِراجٌ ولاشَرابٌ فَلاجَرَمَ جَمَعَ کُلُّ واحِدٍ مِنهُم تُرابًا وَ وَضَعوا وُجوهَهُم علی التُّرابِ و بَکَوا بُکاءا شَدیدا
▪️ در آن خرابه، هیچ طعام و نوشیدنی نداشتند و حتی چراغی در آن تاریکی نزدشان نبود؛ پس از روی ناچاری هرکدام از ایشان مقداری خاک را جمع کردند و صورتهای مبارکشان را بر خاک نهادند و به شدت گریه میکردند.(۲)
➖ سقف خرابه شام به گونهای بود که در شُرف خراب شدن بود؛ بعضی از أسرای آل الله میگفتند:
📋 إنّما جُعِلنٰا في هٰذا البَيت لِيَقعَ علَينا.
▪️ما را در این خرابه جای دادند که سقف آن بر سر ما خراب شود.(۳)
📚(۱)مثير الأحزان، ص۱۰۳
📚(۲)بحرالمصائب ج۸ ص۱۱۸
📚(۳)الخرائج و الجرائح ج٢ ص٧۵٣
📝 زهر،با جانِ تو آمیخت، توانت را کاست
دودِ آه از جگر حضرت زهرا برخاست
رنگ رخسار تو با خود خبری آورده
شوقِ پرواز تو در چهرهء زردت پیداست
مثل اجداد خودت زهر به جانت افتاد
رسمِ مسموم شدن بین شما پابرجاست
در اهانت به شما دشمنتان بی باک است
در جسارت به شما دشمنتان بی پرواست
میکشیدند و تو را مثل علی میبردند
چقَدَر داغت از این حیث شبیهِ باباست
ساکنِ "خانِ صعالیک" شدی روز ورود
شرحِ این واقعه یادآوری شام بلاست
یاد سادات به ویرانۀ شام افتادی
خاک ویرانه مگر درخورِ ناموس خداست؟!
دختر شاه کجا گوشۀ ویرانه کجا؟!
فاطمه گریه کُنِ تک تکِ این مرثیه هاست
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
#امام_هادی_علیه_السلام
🩸وقتی که شبانه به خانه امام هادی علیهالسلام یورش میبرند ...
در نقلها آمده است:
🥀 نزد متوکل ملعون، از امام هادی علیهالسلام سعایت کردند که در منزل خود کتابها و اسلحه زیادی از شیعیان خود که اهل قم هستند جمع کرده و تصمیم به قیام دارد.
📋 فَبَعَثَ إِلَیْهِ جَمَاعَةً مِنَ الْأَتْرَاکِ فَهَجَمُوا دَارَهُ لَیْلًا فَلَمْ یَجِدُوا فِیهَا شَیْئاً
▪️متوکل ملعون گروهی را فرستاد؛ آنان شبانه به خانه امام هادی علیهالسلام حمله بردند ولی چیزی نیافتند.
📋 وَ وَجَدُوهُ فِی بَیْتٍ مُغْلَقٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِ مِدْرَعَةٌ مِنْ صُوفٍ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَی الرَّمْلِ وَ الْحَصَی
▪️آن حضرت میان اطاق در بستهای بود.(آنان، در را گشودند و وارد آن اتاق شدند و دیدند که) امام هادی علیهالسلام بر روی شن و ریگ در آن اتاق نشسته است و لباسی پشمین بر تن دارد؛
📋 وَ هُوَ مُتَوَجِّهٌ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی یَتْلُو آیَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَحُمِلَ عَلَی حَالِهِ تِلْکَ إِلَی الْمُتَوَکِّلِ
▪️آن حضرت، توجهش به خدا بود و قرآن میخواند. آن نانجیبان، امام هادی علیهالسلام را با همین حال پیش متوکل بردند...
📚مروج الذهب،ج۲ ص۵۰۳
📚بحارالانوار ج ۵٠ ص٢١٢
✍ تنها امام سامره تنها چه میكنی؟
در كاروان سرای گداها چه میكنی؟
دارم براي رنگِ تنت گريه میكنم
پایِ نفس نفس زدنت گريه میكنم
باور كنيم حرمت تو مستدام بود؟
يا بردن تو بردنِ با احترام بود؟
باور كنيم شأن تو را رَد نكرده است؟
اين بد دهانِ شهر، به تو بد نكرده است؟
گرد و غبار، روی تو ای يار ريختند
روي سرِ تو از در و ديوار ريختند
مردِ خدا كجا و اينهمه تحقير، وایِ من
بزم شراب و آيهی تطهير وایِ من
هرچند بين رَه بدنت را كشيد و بُرد
دستِ كسي به روی زن و بچهات نخورد
باران نيزه، نيزه نصيب تنت نشد
دست كسي مزاحم پيراهنت نشد
اين سينهات مكان نشست كسی نشد
ديگر سر تو دست به دست كسی نشد...
◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
#امام_هادی_علیه_السلام
هدایت شده از یا مهدی ادرکنی
حاج مهدی رسولی1_22971292073.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
گم کرده راهم در این شب تار
ماندم پریشان، ماندم گرفتار
ای که چراغ آورده ای با لطف سرشار
حتی برای دشمنت اندر شب تار
با نور خود چشم مرا روشن نگهدار
ای با غریبان همنشین
حالِ دلِ ما را ببین
یا بن امیرالمؤمنین
ابن الرضا! روحی فداک
مولای تنها، مظلوم عالم
ای ملجأ ما در غصه و غم
حتی به زخم دشمنت مرهم نهادی
ابن الکریم، ابن الرئوف، ابن الجوادی
اما بمیرم که غریبِ این بلادی
تا سر نهادی روی خاک
شد آسمان هم سینه چاک
ابن الرضا روحی فداک...
تو نور دل ها تو نور عینی
تو روضه خوانِ جدّت حسینی
چشم تو بارانی تر از ابر بهاران
روزی که شد کرب و بلا آن گونه ویران
شد روضه خوان آن بقعه ی با خاکُ یکسان
اما نبودی کربلا
سرهای از پیکر جدا
شد ماهِ روی نیزه ها
آه یارالی...آه یارالی...
زمینه
شهادت_امام_هادی_ع
حاج_مهدی_رسولی