عامم راستش تا اینجایی که اومده چیس فهمیده جاشوا امگاست و بعدش یسری اتفاق میوفته که جاشوا و چیس و پیت(بچهشون) میرن شهربازی اونجا هم باز یه اتفاق دیگه میوفته که چیس و پیت تنها میشن بعد یهو سگا به پیت حمله میکنن(😭) و بلاخره چیس با تروماش مقابله میکنه و میره پیت رو نجات میده و یکمم زخمی میشه و وقتی جاشوا میاد بهش میگه تو که خودتم میترسیدیی چطوری اینکارو کردیی؟ چیس هم میگه اخه چون بچه تو پیشم بود بعد یهو جاشوا میگه بچهی من نه بچهمون یممیمسمکیوس و پیت بچه مونههه😭
نتونستم جلوی خودمو بگیرم نیاز داشتم راجب این اتفاقای ژپمیویکخ که قراره بیوفته صحبت کنم