همه ی دوستام که باهام هم مدرسه ای بودن دوستای جدید پیدا کردن جز یکیشون. منو اون اصن انگار با بچه های جدید حال نمیکنیم.
نانوشته.
منم کم کم فراموش میکنم، ولی نمیشه که یهو فراموش کنم. اینجا مینویسم که دیگه از نوشتن خسته شم، تا کم ک
من کسیو از دست دادم که اونقدرا براش ارزش نداشتم، ولی تو کسیو از دست دادی که به اندازه ستاره ها توی آسمون دوستت داشت.
میدونم در نهایت احساسی که الان دارم برام تبدیل به خاطره میشه و دلم میخواد دوباره تجربش کنم.