نانوشته.
امروز با دوستام درمورد تصوراتمون از هم توی گذشته حرف میزدیم. همشون اون اوایل از من بدشون میومد ( اون
میگن هممون یه دورانی از زندگیمونو تو خلأ بودیم، اینکه چطوری ازش بیرون اومدیمو هنوز نفهمیدیم.
یه معلم داشتیم میگفت هرموقع 2 تا گزینه تو امتحان اومد که هردو جواب سوال بودن دست های خود را به صورت عمودی بالای سر برده و محکم روی سر میکوبیم. 🤝