eitaa logo
ندای قـرآن و دعا📕
13هزار دنبال‌کننده
32.7هزار عکس
7.2هزار ویدیو
484 فایل
#روزے_یک_صفحه_با_قرآن همراه با ادعیه و دعاهای روزانه و مخصوص و حاجت روایی و #رمان های مذهبی و شهدایی #کپی_مطالب_آزاد_با_ذکر_صلوات مدیریت کانال و تبادل 👇👇 @Malake_at eitaa.com/zohoreshgh eitaa.com/NedayQran دعا و سرکتاب نمیکنم
مشاهده در ایتا
دانلود
ندای قـرآن و دعا📕
🌿🌟🌿🌟🌿🌟🇮🇷🌿🌟🌿🌟🌟🌿رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی 🌿 #عشق_پاک 🌟قسمت ۱۶۹ و ۱۷۰ چشامو که باز کردم با اولین چی
🌿🌟🌿🌟🌿🌟🇮🇷🌿🌟🌿🌟🌟🌿رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی 🌿 🌟قسمت ۱۷۱ و ۱۷۲ ☆☆سوریه ساعت ۵:۳۰ صبح☆☆ پوتینمو گذاشتم زیر سرم تو فکر بچمون بودم که پسره یا دختر.. عروسک بخرم یا ماشین. یکی از بچه‌های تیم عملیات به شوخی زد به بازوم: _کجایی کاکا تو فکری؟ _تو فکر خانوادمم.. قرار بچم این هفته به دنیا بیاد _خوب برو مرخصی ما هستیم بچه‌های پشتیبانی هستن _مرخصی تو این اوضاع جنگ؟ برم مرخصی که تک تک بچه هارو شهید کننن.. نه یزدان.. نه.. قرار شد یکم اوضاع اینجا درست شد برگردم.. داشتم حرف میزدم که علی برامون چایی آتیشی دبش آورد. نشست با لبی خنده داشت به حرفای منو یزدان گوش میکرد بهش نگاه کردم گفتم: _همیشه بخند که دنیا به روت بخنده علی جان گفت: _آقامحسن دیشب که یه چُرت کوتاه میزدم توی خوابم دیدم یه زنی مسن امده پیشمو بهم از شهادتم گفت گفتم: _خیره علی جان ایشالله شما هم شهید میشی... دیدم آنتن اینجا خوبه پاشدم یه زنگ به حسنا خانوم بزنم.. _بچه ها من یه زنگ به خانومم بزنم میام ادامه صحبت هامون _الو حسنا جاننن...سلام خانوم خوبی عزیزم...چی بچه به دنیا آمده... خودت خوبی... حسنا جان بچه خوبه خوبه... خدارو شکر.. الهی من قربون صدات بشم.. نگران نباش جام خوبه کناره بچه‌ها.. سلام میرسونن.. بلههههه براش خریدم فقط دو مدله چون نمیدونستم بچه پسره یا دختر... اسمش؟... اسمش میزاریم زینب بابا.. مامان اونجاست؟گوشی رو بده بهش... دستت درد نکنه... ایشالله برگشتم از خجالتت درمیام حسنا خانم..... سلام مادر خوبی فداتشم.. نه قربونت.. آره خیالتون راحت راحت.. ایشالله یکم اوضاع خوب بشه چشم میام.. ☆ایران ساعت ۱۴:۳۰ ظهر☆ دو روز از آمدنم به خونه گذشته بود. داشتم برا بچم فرنی درست میکردم که خاله زنگ خونه رو زد. _حسناااا جان مادر بیا این سوپ‌ بگیر بخور برات خوبه دخترم _ای واییییی خاله شما چرا زحمت کشیدی خودم یه چیزی درست میکردم _بخور بدنت قوی بشه که بتونی به بچم شیر بدی _بیاین یکم بشینین باهم حرف بزنیم -نه دخترم برم کلی کار دارم شام درست نکردم همین که خاله داشت میرفت پایین گوشیم زنگ خورد.. ♡محسنم 💕 میخواستم بال دربیارم برم آسمون گوشیم ورداشتم و وصل کردم گفتم: _خاله وایسا محسنه _سلام محسنم خوبی آقا.. به لطف شما خوبم...بچمون بلاخره به‌دنیا آمد.. من خوبم خداروشکر.. بچه هم خوبه یکم زردی داره.. جات خوبه؟.. خوب خداروشکر.. براش اسباب بازی خریدی؟.. محسنم اسمش و چی بزارم؟.. آره اینجاست پیش پات داشت میرفت پایین.. ای وایی آقا محسن.. گوشی رو دادم دست خاله، خاله گوشی رو گذاشت رو گوشش _سلام پسرم خوبی مادر.. جات راحته؟.. خیالم راحت باشه؟..خدایا پسرمو سپردم به تو بعد حضرت زینب.. کی برمیگردی محسن جان؟.. باشه پس اوضاع اونجا درست شد بیا 👈 .... رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی ✍ نویسنده ؛ منتظر۳۱۳ 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.💖.🍂.💖.═══════╗ 👇 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕 ╚═══════،💖.🍂.💖،═╝
ندای قـرآن و دعا📕
🌿🌟🌿🌟🌿🌟🇮🇷🌿🌟🌿🌟🌟🌿رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی 🌿 #عشق_پاک 🌟قسمت ۱۷۱ و ۱۷۲ ☆☆سوریه ساعت ۵:۳۰ صبح☆☆ پوت
🌿🌟🌿🌟🌿🌟🇮🇷🌿🌟🌿🌟🌟🌿رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی 🌿 🌟قسمت ۱۷۳ و ۱۷۴ ♡سوریه ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه ظهر♡ نزدیکای ظهر بود وقتی نماز تموم شد همه از نمازخونه رفتن بیرون. تنها منو علی موندیم تا با خدا کمی راز و نیاز کنیم... وسط راز و نیاز با خدا بودیم که یکی از بچه‌های تیم پشتبانی آمد -اقاااا محسن.... آقا محسن.... حمله شده چند تن از گروه داعشی ها بهمون حمله کردن _یاحسین ... بریم علی جان .. بیا بریم به بهشون کمک کنیم _چشم آقا محسن آمدم اسلحمو برداشتم تیر اولو زدم خورد تو مغزش. حقش بود.. _دمت گرم آقامحسن دمت گرم الله اکبر الله اکبر... حواسم به علی بود که تیر اصابت کرد به قفسه سینه ام افتادم زمین.. یاحسین... علی به‌سمتم آمد و منو بغل گرفت _پا شو آقامحسن پاشو فرمانده.. پاشو پاشو شیرمرد.. من با خنده و خونریزی زیاد از قفسه سینم میخندیدم. به علی نگاه کردم و با نفس نفس گفتم: _علی جـــ...ااا..نننن ، نگ..فتم ، به ، م ن نگ و ، ف ر م ا ن د ه ، فر..ما..ن...ده شماییی ، ع ل ی آقا با نفسای آخر گفتم: _من ، نوکر ، خانم زینبم.. علی گفت: _بزار برات مداحی بخونم دم اخری یه چیزی بگم خیلی دوست داشتم الان بچمو ببینم و بغلش کنم.. -بخونم مداحی رو آقامحسن _بخون علی جان ... بخون -بلند شو علمدار علم رو بلند کن؛ بازم پرچم حرم رو بلند کن.. واسه بچه های که چشم انتظارن؛ میخوان مثل من سر رو شونت بزارن.. واسم تکیه‌گاهی به تو تکیه کردم؛ تو از خیمه رفتی چقدر گریه کردم.. چشماشو بستم.... رفتی آقامحسن رفتی پیش رفقامون.. سلام منو هم به ارباب برسون.. از بچه های تیم آمدن آقامحسنو بردن آماده کنن ببرنش ایران.. خدافظ برادر.. خدافظ.. ♡♡♡ ♡♡ ♡ اولای صبح بود داشتم با خدا راز و و نیاز میکردم دلم یهو آشوب شد نکنه واسه محسنم اتفاقی افتاده.. سر سجاده خوابم برد.... توی خواب همه جا تاریک بود جایی رو نمیدیدم تا اینکه چراغی روشن شد جلو رفتم به تابوت شهیدی رسیدم پرچم رو کنار زدم دیدم محسنم چشماشو بسته و خوابیده با خودم گفتم حتما میخواد دوباره اذیتم کنه که چشاشو بسته و خوابیده تا منو بترسونه "بیدار شو عزیزم پاشو بچمون خونه منتظره ها..." دیدم جوابی نمیده خواستم دستشو تکون بدم با صدای زینب از خواب بیدار شدم.... زینب هرچی بغلش کردم آروم نمیشد چی شده مامان چرا گریه میکنی عزیزکم با قربون صدقه های من بلاخره آروم شد خوابید.. ساعت نزدیکای ۶ صبح بود گوشیم برداشتم وصل کردم: _الو بفرمایین؟ +سلام خواهر، من از معراج شهدا زنگ میزنم میخواستم خبری رو بهتون بدم.. _خبر؟ چه خبری؟ +خبر شهادت همسرتون.. اقای محسن رضایی با شنیدن اسم محسنم دیگه صدایی نشنیدم فقط آخرین تصویری که از رفتنش به سوریه بود به یاد آوردم... "خداحافظ... حسناااا خانومم مراقب خودت باشیاااا... زود برمیگردم..‌. زود برمیگردمممممم......" با صدای اون آقا به خودم آمدم با گریه گفتم: _کی میارنش؟ +فردا صبح از سوریه میارنش ایران -ممنون آقا که خبر شهادشو دادین تلفن و قطع کردم افتادم زمین..... 👈 .... رمان فانتزی، عاشقانه شهدایی ✍ نویسنده ؛ منتظر۳۱۳ 🌟اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌟 ╔═.💖.🍂.💖.═══════╗ 👇 @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕 ╚═══════،💖.🍂.💖،═╝
7.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ۲۵ چیزی که بدون شک فقیرت می‌کنه ●●● برای و فراوان 🌹 ✍🏻از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: کسی که دوست دارد بر خیر و برکت منزلش بیفزاید هنگام غذاخوردن وضو بگیرد. 📗منبع:مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ ج۱ ص۳۵۶ عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
. سید بن طاوس می گوید حرزی که روایت می شود مجرب است . این حرز برای مرکب ( ماشین ) و صاحب آن می باشد . آن را نوشته و بر مرکب قرار داده شود اللهم احفظ علی مالو حفظه غیرک لضاع و استر علی مالو ستره غیرک لشاع و احمل عنی مالوحمله غیرک لکاع و اجعل علی ظلا ظلیلا اتوقی به کل من رامنی بسوء او نصب کلی مکرا او هیالی مکروها حتی یعود و هو غیر ظافر بی و لا قادر علی اللهم احفظنی بما حفظت به کتابک المنزل علی قلب نبیک المرسل اللهم انک قلت و قولک الحق انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون 📚الامان فی اخطار الاسفار عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
اگر شخصی قصد ملاقات شخص مهمی را دارد و دسترسی به آن مشکل است دعای زیر را سه بار خوانده به زودی به ملاقات وی خواهد رفت آیات 173 و 174 سوره آل عمران : الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ﴿۱۷۳﴾ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ﴿۱۷۴﴾ 📚خزینة الاسرار و کشف الاخفاء عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
اﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺧﻮاﻫﺪ از اﻣﺮ ﭘﻨﻬﺎﻧﻲ آﮔﺎه ﺷﻮد، ﺳﻪ ﺷﺐ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ ﮔﻮﻳﻨﺪ (ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ) وﺿﻮ ﺳﺎزد و دو رﻛﻌﺖ ﻧﻤﺎز ﮔﺬارد و ﺑﻌﺪ از ﻧﻤﺎز، 150 مرتبه (یاعلیم)گوید در ﺧﻮاب رود، از ﻋﺎﻟﻢ ﻏﻴﺐ آن اﻣﺮ را ﺑﻪ او ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ » 📚گوهر شب چراغ عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
  #گندم و گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید دعایی بسیار مجرب:گندمهای دعا خوانده را به مرغان بدهید و حاجت بگیرید در شب جمعه این دعا را بر چهل و یک دانه گندم بخواند و بر بام خانه ریزد تا مرغها بخورند۰ بِسْمِ الله الرّحْمنِ الرّحیم لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ بِعَوْنِکَ وَ قُدْرَتِکَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ بِحَقِکَ وَ حُرْمَتِکَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ فَرَجاً فَرَجَنی مِنْ اَمْری فَرَجاً وَ مَخْرَجاً رَبَنّا یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ به هر دانه گندم یک بار بخواند. ❗️شیخ بهایی گوید اگر حاجت روا نشد بر من بدگوید عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
8.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ چکار کنم دلتنگ امام زمان علیه‌السلام بشم ؟ عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
کارگاه تفکر ۵۳.mp3
12.78M
۵۳ آنچه در پادکست پنجاه و سوم می‌شنوید: - شناخت مکانیسم بیماری تکبّر - راه کنترل تکبر و پیشگیری از این بیماری - شناخت حدّ رشد و وسعت یک انسان در کمالات انسانی منبع پادکست : جلسه ۲۲ از کارگاه تفکر عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕
دستورالعمل رمضان.mp3
13.22M
بالاترین عمل در ماه رمضان چیست ؟ چگونه وارد شویم که با بهترین تقدیر از رمضان خارج شویم؟ منبع : جلسه 45 از مبحث انسان شناسی در آئینه صحیفه سجادیه عج ♥️ @zohoreshgh @NedayQran 📕نــداے قــرآن و دعــا📕